https://keramatzade.com/eshgh-mavadat

 

دوره عشق- به نظر شما مفهوم حقیقی عشق چیست؟
آیا می‌توان رابطه ای پایدار که سراسر عشق و مودت است را ایجاد کرد؟
آیا ما نیز می‌توانیم همان عشق نابی را تجربه کنیم که در کتاب‌ها درباره‌اش شنیده‌ایم؟ یا تمام این چیزها فقط یک رویای دور از دسترس است؟
باور کنید نه تنها چنین رابطه ای وجود دارد بلکه هر فردی با هر شرایط و موقعیتی می‌تواند چنین رابطه ای را تجربه کند اگر قوانین ایجاد چنین رابطه ای را بداند و با تمام وجود آن قوانین را باور و در تمام جزئیات زندگی‌اش بکار ببندد.

دوره عشق

افراد بسیار کمی به چنین تجربه ای از روابط  بین فردی در زندگی می‌رسند چون افراد کمی آگاهانه دست به تغییر باورهایشان در زمینه روابط بین فردی می‌زنند… و افراد بسیار کمی متعهد به اجرای آنچه آموخته‌اند، می‌گردند…


محصول برنامه ارتباطات نهایی و دوره عشق در روابط را به این دلیل آماده کرده‌ام:


تا وسیله ای باشد برای شروع روابط عاشقانه و توأم با آرامش
تا قدم به قدم باورهای کهنه و محدود کننده که دلیل تجربیات تلخ در روابط می باشد را شناسایی و با تغییر و جایگزنی نمودن آن با باورهای قدرتمند کننده، همان تجربه ای از 
روابط را برایمان ایجاد نماید که همیشه خواهان آن بوده‌ایم!
تا همه آنچه را به ما بیاموزد که برای خلق یک تجربه زیبا در 
زندگی مشترک به آن نیاز مندیم…
تا پاسخی جامع به تمام مسائل و مشکلاتی باشد که در زمینه روابط بین فردی با آن برخورد داشته‌ایم…
تا همان افرادی را وارد زندگی مان نماید که دوست داریم و بخاطر حضورشان همواره شکرگزار خداوند خواهیم بود…
به دوره عشق و مودت در روابط خوش آمدید…
اگر شما نیز خواهان تجربه 
رابطه طولانی مدت توأم با عشق و شور هستید، با ذهنی خالی و بدون مقاومت، با من در تمام جلسات این برنامه دوره عشق همراه شوید…

https://keramatzade.com/eshgh-mavadat

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند.

مهارت ارتباط و بهبود فن بیان کودکان

 رایج‌ترین پرسشی که معمولا با آن مواجه می‌شوند این است که �چگونه مهارت‌های ارتباطی را در کودک‌مان پرورش دهیم؟� لوک و هالی برای پرورش مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان ده توصیه‌ی خوب دارند و معتقدند که این توصیه‌ها می‌توانند توانایی‌های گفتاری و زبانی را در کودکان افزایش دهند. اگر می‌خواهید شیوه‌های تقویت فن بیان کودکان در منزل را یاد بگیرید، این مقاله را تا انتها بخوانید.


1. زمان انتظار بدهید

 

فن بیان کودکان و نوجوانان

بیشتر ما در مکالمه‌ها حتی صبر نمی‌کنیم نفر مقابل جمله‌اش را تمام کند و بعد حرف خود را بزنیم. قانون خوبی که در این زمینه وجود دارد، 5 تا 10 ثانیه صبر برای پاسخ کودک است. این زمان به کودک‌تان فرصت می‌دهد تا آنچه را می‌خواهد بگوید آماده کند. این کار علاوه بر بهبود مهارت فن بیان کودکانمی‌تواند در جلوگیری یا کاهش لکنت زبان در بعضی از آنها هم مؤثر باشد.


2. اشتباهات او را مدام تصحیح نکنید

اگر می‌خواهید کودک‌تان صدایی را درست تلفظ کند، به‌ویژه اگر صدایی است که تا وقتی بزرگ‌تر شود توسعه نمی‌یابد، لطفا همین جا بایستید! تصحیح مدام، دقیقا برعکس بهبود مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان عمل می‌کند. هرقدر بیشتر اصرار کنید که چیزی را درست بیان کند، نه‌تنها تکلمش را بهتر نمی‌کند، که تأثیرات نامطلوبی هم دارد. نباید به حرف زدن و بیان صداها بُعدی منفی بدهید، چون ممکن است انجام این کار را کلا متوقف کنند. اینکه تلاش کنید کودک خود را مجبور به حرف زدن یا بیان درست یک صدا کنید، مثل این است که به کسی که نمی‌تواند آشپزی کند، بگویید بهتر آشپزی کن!


3. با او مثل یک همراه ارتباطی کامل برخورد کنید

ایجاد تعادل در این زمینه ممکن است دشوار باشد. باید مثل بزرگسال با او حرف بزنید، اما همچنان در ذهن داشته باشید که کودک است. صحبت با کودک مثل یک بزرگسال، به‌معنای استفاده از واژه‌ها، جوک‌ها یا اطلاعات نادانسته‌ی او نیست؛ بلکه به‌معنای فرصت دادن، استفاده از ارتباط چشمی و ارزش قائل شدن برای چیزی است که می‌گوید.

مسلما کودک‌تان مرتبا چیزهایی می‌گوید که شما نمی‌فهمید (مثل عبارات بی‌معنی و نامفهوم)، اما باز هم فرصت بدهید، حدس بزنید درباره‌ی چه صحبت می‌کند و براساس حدس خود پاسخ دهید، حتی اگر مطمئن نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند.
همیشه حرف‌های کودکانه مثل �گوگولی مگولی…� با او نزنید. البته گاه و بی‌گاه ایرادی ندارد، اما وقتی به حدود 9 ماه رسید، سعی کنید این کار را محدود کنید.


4. الگوی خوبی باشید

در مورد الگو بودن در زندگی صحبت نمی‌کنم، اگرچه باید در زندگی هم الگوی فرزندتان باشید، اما در اینجا منظورم الگوی صحبت کردن خوب است. اگر می‌خواهید فن بیان کودکان و مهارت‌های ارتباطی آنها قوی شود، باید به آنها نشان دهید که خودتان هم از چنین توانایی‌هایی برخوردار هستید. قانون خوبی که می‌توانید برای بهبود این مهارت‌های ارتباطی به‌کار بگیرید، حرف زدن کمی بالاتر از سطح فرزندتان است. این‌طوری آنها برای بهتر کردن مهارت‌هایشان به‌اندازه‌ی کافی تحریک خواهند شد.


5. تلویزیون را خاموش کنید

شاید بگویید سرم شلوغ است، برنامه‌های خوبی برای بچه‌ها ساخته می‌شود و یا نشاندن بچه پای تلویزیون وقت لازم برای انجام کارهای دیگر را به شما می‌دهد، اما سعی کنید تا جای ممکن تلویزیون را خاموش نگه دارید. به‌خاطر داشته باشید که هرقدر زمان کمتری تلویزیون را روشن نگه دارید، کودک‌تان هم کمتر انتظار دارد تلویزیون روشن باشد. این روش در بلندمدت هم مفید است. این کار به افزایش قدرت تخیل فرزندتان کمک می‌کند، کودک‌تان یاد می‌گیرد خودش را سرگرم کند و درنتیجه مهارت‌های زبانی خود را تقویت کند.


6. بخوانید، بخوانید، بخوانید

 

آموزش فن بیان کودکان

منظورم خواندن فقط کتاب نیست. به کتابخوانی برای کودکان هم می‌رسیم. پشت جعبه‌ی غلات صبحانه را بخوانید، نوشته‌های روی لباس‌ها را بخوانید، تابلوهای توی خیابان‌ها را بخوانید. هرقدر کودک‌تان بیشتر درمعرض صداها و ساختارهای زبانی قرار بگیرد، زودتر شروع به درک آنها می‌کند. موقع خواندن کتاب، درنظر داشته باشید که مجبور نیستید آن را کلمه به کلمه بخوانید. درعوض، می‌توانید به تصویرهای کتاب نگاه کنید و درباره‌ی آنها حرف بزنید. مثلا وقتی �دزده و مرغ فلفلی� را می‌خوانید، می‌توانید بگویید: �اِ، فلفلی رفته بالای کوه� یا �فلفلی سوار فیل شده� یا چیزهای دیگر.

این کار دو فایده دارد:

    فرزندتان یاد می‌گیرد که از تخیلش استفاده کند.
    مهارت‌های زبانی خود را تقویت می‌کند.

سعی کنید هر روز حداقل یک کتاب بخوانید. مثلا می‌توانید هر روز قبل از استراحت بعدازظهر و قبل از خواب شب، یک کتاب برای فرزندتان بخوانید و این کار را به یک عادت تبدیل کنید.
حتما بخوانید: کتاب 5 زبان عشق برای کودکان؛ چطور با کودک‌مان رابطه‌ سالمی داشته باشیم؟


7. پرسش‌هایی با پایان باز بپرسید

 

کلاس فن بیان کودک

در اینجا باید مراقب باشید. کودک خود را با پرسش پشت پرسش بمباران نکنید و تصور نکنید این کار مهارت‌های زبانی او را تقویت خواهد کرد. خودتان را الگو یا همراه کلامی فرض کنید، نه امتحان‌گیرنده. پرسش‌هایی با پایان باز همان‌هایی هستند که می‌توانند با عبارت‌های مختلفی پاسخ داده شوند و نه فقط �بله� یا �خیر�. این پرسش‌ها به فرزند شما یاد می‌دهند که چگونه فکر و استدلال کند.

اینها چند نمونه از تبدیل پرسش‌های ساده به پرسش‌هایی با پایان باز هستند:

پرسش: رفتی فروشگاه؟
پرسش با پایان باز: کجا رفتی؟
پرسش بعدی: چی دیدی؟

پرسش: این کتاب خوب بود؟
پرسش با پایان باز: چی رو توی این کتاب دوست داشتی؟
پرسش بعدی: دوست داشتی داستان چطوری تموم می‌شد؟

در مورد خودم، وقتی پای تقویت مهارت‌های زبانی و فن بیان کودکان به‌میان می‌آید، �درباره‌ی… برام بگو� عبارت موردعلاقه‌ی من است.


8. واژه‌ها را تکرار کنید

واژه‌ها را تکرار کنید؛ به‌ویژه وقتی فرزندتان هنوز کوچک است. آنها پیش از آنکه شروع به حتی گفتن صداها و واژه‌ها کنند، حداقل 100 مرتبه باید آنها را بشنوند. تعداد دفعات استفاده از یک واژه را محدود نکنید.

تکرار کلید یادگیری است و این‌گونه است که کودکان مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت می‌کنند.


9. نتیجه‌گیری کنید، پیامدها را توضیح دهید

هرقدر زودتر این مفهوم را به کودک‌تان یاد بدهید، بهتر است. این بدین معنی نیست که باید کودک دو ساله‌ی خود را تنبیه کنید، اما وقتی اتفاقی می‌افتد یا او کار بدی انجام می‌دهد، به او کمک کنید که چرایی‌اش را بفهمد. باید بدانید که این امر کار و صبر زیادی می‌طلبد، اما در بلندمدت تأثیر مطلوب دارد و نیازی به تأکید نیست، زیرا به تقویت مهارت‌های استدلالی هم کمک می‌کند.

مثالی برای کودکان کم‌سن‌تر:

کودک روی صندلی می‌ایستد، می‌افتد و شروع به گریه می‌کند؛ البته با این فرض که آسیب جدی ندیده باشد.
پدر یا مادر می‌توانند بگویند: �افتادی� یا �دردت گرفت�، �نباید روی صندلی بایستی�.

مثالی برای کودکان بزرگ‌تر:

فرزندتان به شما نگفته کجا می‌رود.
پدر یا مادر می‌تواند بگوید: �اگر آسیبی ببینی و من ندانم کجا هستی، چه می‌شود؟�

به‌خاطر داشته باشید که این کار را باید به شیوه‌ی مثبتی انجام دهید.

مثال:

فرزندتان به حرف شما گوش کرده و اتاقش را تمیز می‌کند.
پدر یا مادر می‌تواند بگوید: �ممنونم که اتاقت را تمیز کردی، امروز می‌توانی با دوستانت بیشتر بازی کنی، چون کاری که از تو خواستم را انجام دادی.�

 


10. کودک‌تان را به‌خاطر حرف زدن تشویق کنید

 

کلاس فن بیان کودکان در ایران

این هم از آن مواردی است که باید تعادل را در آن حفظ کرد. نباید بعد از هر کلامی که فرزندتان به‌زبان می‌آورد، به او بگویید چقدر عالی حرف می‌زند. بین تعریف‌ها زمان بگذارید. حداقل چند باری در طول روز این موضوع را به او بگویید. وقتی کوچک‌تر هستند، بیشتر تعریف کنید.

برای کودکان کم‌سن‌تر:

وقتی چیزی را با نام درستش صدا می‌کنند، بگویید: �خوب گفتی� یا �درست است، این همان… است� یا �خیلی خوب صحبت می‌کنی.�

برای کودکان بزرگ‌تر:

وقتی واژه‌ی جدید را به‌کار می‌برد که درنظر داشتید بگوید، باید از او تعریف کنید. می‌توانید بگویید: �ببین! چه کلمه‌ای رو استفاده می‌کنه.�

وقتی مسئله‌ای را به‌تنهایی حل می‌کند یا می‌بینید جمله‌ی پیچیده یا درست از نظر گرامری را به‌زبان آورده، می‌توانید با گفتن این جمله‌ها از او تعریف کنید:

�تو تنهایی این رو حل کردی.�
�از اینکه این‌طوری انجامش دادی خوشم اومد.�
�جمله‌ی فوق‌العاده‌ای بود.�

امیدواریم این نکته‌ها ایده‌های بهتری برای تقویت فن بیان کودکان در خانه به شما داده باشند. پیشنهاد می‌کنم این صفحه را در مرورگرتان ذخیره کنید و هر چند وقت نگاهی به آن بیندازید تا ایده‌های جدیدی به‌دست بیاورید. به کسانی که به‌دنبال چنین مطلبی هستند هم اطلاع بدهید.
 

منبع : https://keramatzade.com/Communication-skills-and-improving-the-expression-of-the-children
 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند.

مهارت ارتباط و بهبود فن بیان کودکان

 رایج‌ترین پرسشی که معمولا با آن مواجه می‌شوند این است که «چگونه مهارت‌های ارتباطی را در کودک‌مان پرورش دهیم؟» لوک و هالی برای پرورش مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان ده توصیه‌ی خوب دارند و معتقدند که این توصیه‌ها می‌توانند توانایی‌های گفتاری و زبانی را در کودکان افزایش دهند. اگر می‌خواهید شیوه‌های تقویت فن بیان کودکان در منزل را یاد بگیرید، این مقاله را تا انتها بخوانید.


1. زمان انتظار بدهید

 

فن بیان کودکان و نوجوانان

بیشتر ما در مکالمه‌ها حتی صبر نمی‌کنیم نفر مقابل جمله‌اش را تمام کند و بعد حرف خود را بزنیم. قانون خوبی که در این زمینه وجود دارد، 5 تا 10 ثانیه صبر برای پاسخ کودک است. این زمان به کودک‌تان فرصت می‌دهد تا آنچه را می‌خواهد بگوید آماده کند. این کار علاوه بر بهبود مهارت فن بیان کودکانمی‌تواند در جلوگیری یا کاهش لکنت زبان در بعضی از آنها هم مؤثر باشد.


2. اشتباهات او را مدام تصحیح نکنید

اگر می‌خواهید کودک‌تان صدایی را درست تلفظ کند، به‌ویژه اگر صدایی است که تا وقتی بزرگ‌تر شود توسعه نمی‌یابد، لطفا همین جا بایستید! تصحیح مدام، دقیقا برعکس بهبود مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان عمل می‌کند. هرقدر بیشتر اصرار کنید که چیزی را درست بیان کند، نه‌تنها تکلمش را بهتر نمی‌کند، که تأثیرات نامطلوبی هم دارد. نباید به حرف زدن و بیان صداها بُعدی منفی بدهید، چون ممکن است انجام این کار را کلا متوقف کنند. اینکه تلاش کنید کودک خود را مجبور به حرف زدن یا بیان درست یک صدا کنید، مثل این است که به کسی که نمی‌تواند آشپزی کند، بگویید بهتر آشپزی کن!


3. با او مثل یک همراه ارتباطی کامل برخورد کنید

ایجاد تعادل در این زمینه ممکن است دشوار باشد. باید مثل بزرگسال با او حرف بزنید، اما همچنان در ذهن داشته باشید که کودک است. صحبت با کودک مثل یک بزرگسال، به‌معنای استفاده از واژه‌ها، جوک‌ها یا اطلاعات نادانسته‌ی او نیست؛ بلکه به‌معنای فرصت دادن، استفاده از ارتباط چشمی و ارزش قائل شدن برای چیزی است که می‌گوید.

مسلما کودک‌تان مرتبا چیزهایی می‌گوید که شما نمی‌فهمید (مثل عبارات بی‌معنی و نامفهوم)، اما باز هم فرصت بدهید، حدس بزنید درباره‌ی چه صحبت می‌کند و براساس حدس خود پاسخ دهید، حتی اگر مطمئن نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند.
همیشه حرف‌های کودکانه مثل «گوگولی مگولی…» با او نزنید. البته گاه و بی‌گاه ایرادی ندارد، اما وقتی به حدود 9 ماه رسید، سعی کنید این کار را محدود کنید.


4. الگوی خوبی باشید

در مورد الگو بودن در زندگی صحبت نمی‌کنم، اگرچه باید در زندگی هم الگوی فرزندتان باشید، اما در اینجا منظورم الگوی صحبت کردن خوب است. اگر می‌خواهید فن بیان کودکان و مهارت‌های ارتباطی آنها قوی شود، باید به آنها نشان دهید که خودتان هم از چنین توانایی‌هایی برخوردار هستید. قانون خوبی که می‌توانید برای بهبود این مهارت‌های ارتباطی به‌کار بگیرید، حرف زدن کمی بالاتر از سطح فرزندتان است. این‌طوری آنها برای بهتر کردن مهارت‌هایشان به‌اندازه‌ی کافی تحریک خواهند شد.


5. تلویزیون را خاموش کنید

شاید بگویید سرم شلوغ است، برنامه‌های خوبی برای بچه‌ها ساخته می‌شود و یا نشاندن بچه پای تلویزیون وقت لازم برای انجام کارهای دیگر را به شما می‌دهد، اما سعی کنید تا جای ممکن تلویزیون را خاموش نگه دارید. به‌خاطر داشته باشید که هرقدر زمان کمتری تلویزیون را روشن نگه دارید، کودک‌تان هم کمتر انتظار دارد تلویزیون روشن باشد. این روش در بلندمدت هم مفید است. این کار به افزایش قدرت تخیل فرزندتان کمک می‌کند، کودک‌تان یاد می‌گیرد خودش را سرگرم کند و درنتیجه مهارت‌های زبانی خود را تقویت کند.


6. بخوانید، بخوانید، بخوانید

 

آموزش فن بیان کودکان

منظورم خواندن فقط کتاب نیست. به کتابخوانی برای کودکان هم می‌رسیم. پشت جعبه‌ی غلات صبحانه را بخوانید، نوشته‌های روی لباس‌ها را بخوانید، تابلوهای توی خیابان‌ها را بخوانید. هرقدر کودک‌تان بیشتر درمعرض صداها و ساختارهای زبانی قرار بگیرد، زودتر شروع به درک آنها می‌کند. موقع خواندن کتاب، درنظر داشته باشید که مجبور نیستید آن را کلمه به کلمه بخوانید. درعوض، می‌توانید به تصویرهای کتاب نگاه کنید و درباره‌ی آنها حرف بزنید. مثلا وقتی «دزده و مرغ فلفلی» را می‌خوانید، می‌توانید بگویید: «اِ، فلفلی رفته بالای کوه» یا «فلفلی سوار فیل شده» یا چیزهای دیگر.

این کار دو فایده دارد:

    فرزندتان یاد می‌گیرد که از تخیلش استفاده کند.
    مهارت‌های زبانی خود را تقویت می‌کند.

سعی کنید هر روز حداقل یک کتاب بخوانید. مثلا می‌توانید هر روز قبل از استراحت بعدازظهر و قبل از خواب شب، یک کتاب برای فرزندتان بخوانید و این کار را به یک عادت تبدیل کنید.
حتما بخوانید: کتاب 5 زبان عشق برای کودکان؛ چطور با کودک‌مان رابطه‌ سالمی داشته باشیم؟


7. پرسش‌هایی با پایان باز بپرسید

 

کلاس فن بیان کودک

در اینجا باید مراقب باشید. کودک خود را با پرسش پشت پرسش بمباران نکنید و تصور نکنید این کار مهارت‌های زبانی او را تقویت خواهد کرد. خودتان را الگو یا همراه کلامی فرض کنید، نه امتحان‌گیرنده. پرسش‌هایی با پایان باز همان‌هایی هستند که می‌توانند با عبارت‌های مختلفی پاسخ داده شوند و نه فقط «بله» یا «خیر». این پرسش‌ها به فرزند شما یاد می‌دهند که چگونه فکر و استدلال کند.

اینها چند نمونه از تبدیل پرسش‌های ساده به پرسش‌هایی با پایان باز هستند:

پرسش: رفتی فروشگاه؟
پرسش با پایان باز: کجا رفتی؟
پرسش بعدی: چی دیدی؟

پرسش: این کتاب خوب بود؟
پرسش با پایان باز: چی رو توی این کتاب دوست داشتی؟
پرسش بعدی: دوست داشتی داستان چطوری تموم می‌شد؟

در مورد خودم، وقتی پای تقویت مهارت‌های زبانی و فن بیان کودکان به‌میان می‌آید، «درباره‌ی… برام بگو» عبارت موردعلاقه‌ی من است.


8. واژه‌ها را تکرار کنید

واژه‌ها را تکرار کنید؛ به‌ویژه وقتی فرزندتان هنوز کوچک است. آنها پیش از آنکه شروع به حتی گفتن صداها و واژه‌ها کنند، حداقل 100 مرتبه باید آنها را بشنوند. تعداد دفعات استفاده از یک واژه را محدود نکنید.

تکرار کلید یادگیری است و این‌گونه است که کودکان مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت می‌کنند.


9. نتیجه‌گیری کنید، پیامدها را توضیح دهید

هرقدر زودتر این مفهوم را به کودک‌تان یاد بدهید، بهتر است. این بدین معنی نیست که باید کودک دو ساله‌ی خود را تنبیه کنید، اما وقتی اتفاقی می‌افتد یا او کار بدی انجام می‌دهد، به او کمک کنید که چرایی‌اش را بفهمد. باید بدانید که این امر کار و صبر زیادی می‌طلبد، اما در بلندمدت تأثیر مطلوب دارد و نیازی به تأکید نیست، زیرا به تقویت مهارت‌های استدلالی هم کمک می‌کند.

مثالی برای کودکان کم‌سن‌تر:

کودک روی صندلی می‌ایستد، می‌افتد و شروع به گریه می‌کند؛ البته با این فرض که آسیب جدی ندیده باشد.
پدر یا مادر می‌توانند بگویند: «افتادی» یا «دردت گرفت»، «نباید روی صندلی بایستی».

مثالی برای کودکان بزرگ‌تر:

فرزندتان به شما نگفته کجا می‌رود.
پدر یا مادر می‌تواند بگوید: «اگر آسیبی ببینی و من ندانم کجا هستی، چه می‌شود؟»

به‌خاطر داشته باشید که این کار را باید به شیوه‌ی مثبتی انجام دهید.

مثال:

فرزندتان به حرف شما گوش کرده و اتاقش را تمیز می‌کند.
پدر یا مادر می‌تواند بگوید: «ممنونم که اتاقت را تمیز کردی، امروز می‌توانی با دوستانت بیشتر بازی کنی، چون کاری که از تو خواستم را انجام دادی.»

 


10. کودک‌تان را به‌خاطر حرف زدن تشویق کنید

 

کلاس فن بیان کودکان در ایران

این هم از آن مواردی است که باید تعادل را در آن حفظ کرد. نباید بعد از هر کلامی که فرزندتان به‌زبان می‌آورد، به او بگویید چقدر عالی حرف می‌زند. بین تعریف‌ها زمان بگذارید. حداقل چند باری در طول روز این موضوع را به او بگویید. وقتی کوچک‌تر هستند، بیشتر تعریف کنید.

برای کودکان کم‌سن‌تر:

وقتی چیزی را با نام درستش صدا می‌کنند، بگویید: «خوب گفتی» یا «درست است، این همان… است» یا «خیلی خوب صحبت می‌کنی.»

برای کودکان بزرگ‌تر:

وقتی واژه‌ی جدید را به‌کار می‌برد که درنظر داشتید بگوید، باید از او تعریف کنید. می‌توانید بگویید: «ببین! چه کلمه‌ای رو استفاده می‌کنه.»

وقتی مسئله‌ای را به‌تنهایی حل می‌کند یا می‌بینید جمله‌ی پیچیده یا درست از نظر گرامری را به‌زبان آورده، می‌توانید با گفتن این جمله‌ها از او تعریف کنید:

«تو تنهایی این رو حل کردی.»
«از اینکه این‌طوری انجامش دادی خوشم اومد.»
«جمله‌ی فوق‌العاده‌ای بود.»

امیدواریم این نکته‌ها ایده‌های بهتری برای تقویت فن بیان کودکان در خانه به شما داده باشند. پیشنهاد می‌کنم این صفحه را در مرورگرتان ذخیره کنید و هر چند وقت نگاهی به آن بیندازید تا ایده‌های جدیدی به‌دست بیاورید. به کسانی که به‌دنبال چنین مطلبی هستند هم اطلاع بدهید.
 

منبع : https://keramatzade.com/Communication-skills-and-improving-the-expression-of-the-children
 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

عاداتی که سبب تقویت رابطه خانواده و فرزند می شود

بسیاری از مطالعات انجام‌شده در مورد روابط والدین و فرزندان نشان می‌دهند که کنار هم بودن اعضای خانواده، هنگام صرف وعده‌های غذایی اصلی، تأثیر مستقیم و مثبتی روی رشد کودکان دارد. بهبود سلامتی و عادت‌های غذایی، بهبود مهارت‌های اجتماعی و احساسی و روانی، رفتار مطلوب کودکان و حتی پیشرفت تحصیلی، از مزایای غذاخوردن به‌صورت خانوادگی و دسته‌جمعی است.


 در مورد روزتان باهم صحبت کنید

زمان صرف شام و قبل از خواب بهترین فرصت برای صحبت با فرزندان‌تان، در مورد روزی است که پشت سر گذاشته‌اند. از فرزندان خود سؤالاتی در مورد آن روز بپرسید تا بتوانند با جزئیات پاسخ شما را بدهند. مثلا: �بهترین بخش امروز چی بود؟� یا �امروز چه اتفاق جالب و خنده‌داری برات افتاد؟�

فراموش نکنید که شما هم باید در مورد روز خود به‌ آنها بگویید، اینکه با چه مسائلی مواجه شدید و چگونه برای حل آنها برنامه‌ریزی کردید یا در مورد اتفاق‌های خوب آن روز برای فرزندان‌تان توضیح دهید.

هنگامی که شما نیز با فرزندان‌تان در مورد روز خود صحبت می‌کنید در واقع به او نشان می‌دهید که برای او به‌عنوان یک انسان ارزش قائل هستید و او مورد اعتماد شماست. به این ترتیب رابطه‌ی شما با فرزندتان قوی‌تر خواهد شد و او می‌فهمد که برای شما مهم است.
 


با هم بازی بازی و انجام فعالیت‌های سرگرم‌کننده در کنار فرزندان‌تان، یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد صمیمیت و استحکام رابطه‌ی بین شما و آنهاست. می‌توانید با هم بیرون بروید و دوچرخه‌سواری یا فوتبال بازی کنید.

می‌توانید بازی‌های آموزشی انجام دهید و در کنار سرگرمی، به افزایش مهارت‌های یادگیری و اجتماعی فرزندان خود بپردازید. اینکه شما در کنار فرزندان خود مشغول بازی و سرگرمی باشید، مهمتر از نوع بازیِ انتخابی شماست. می‌توانید باهم کاردستی درست کنید، یا یک دسر یا غذای ساده تهیه کنید یا اینکه بعد از تماشای یک برنامه‌ی کودک، همراه فرزندان‌تان آن را تحلیل کنید. به هر حال کاری را انجام دهید که برای هردوی شما جذاب و لذت‌بخش باشد و موجب ارتباط شما شود، درست مثل زمانی که با همسر یا دوستان صمیمی خود به تفریح و سرگرمی می‌پردازید.
 


فرزند خود را در آغوش بگیرید

نوازش و در آغوش گرفتن فرزندان علاوه بر اینکه باعث ارتباط و استحکام روابط می‌شود، طبق مطالعات انجام شده احتمال ابتلا به بیماری را در شما و فرزندتان نیز کاهش می‌دهد. پس فرزندتان را در آغوش بگیرید و به او نشان بدهید که چقدر دوستش دارید.


برای هم احترام قائل شوید
 
 

بچه‌ها گاهی ممکن است عصبی شوند و اشتباهاتی انجام دهند. اما شما در جایگاه پدر یا مادر باید این نکته را بدانید که برخورد محترمانه با کودک‌تان در موارد این چنینی، یکی از اصول مهم در تربیت کودک به حساب می‌آید. اگر فرزند شما کاری کرده که از نظر شما نیاز به تنبیه و هشدار دارد، این هشدار باید همراه با مهربانی و آرامش باشد. تجربه نشان می‌دهد که تنبیه بدنی و فریاد زدن بر سر کودک، نه‌تنها تأثیری ندارد بلکه به رابطه‌ی میان شما و او نیز آسیب می‌رساند.

به کودکان‌تان یاد بدهید که از عباراتی مثل �لطفا� و �متشکرم� استفاده کنند، شما نیز، هنگام صحبت با‌ آنها از عبارات مؤدبانه استفاده کنید. رفتار و گفتار محترمانه فقط برای بیرون از خانه نیست. برخورد همراه با احترام و صمیمت در داخل خانه، نه‌تنها شما را به یکدیگر نزدیکتر می‌کند،‌ بلکه خانه را به محل آسایش و آرامش والدین و فرزندان تبدیل می‌کند.
 


به فرزندان‌تان اجازه دهید به شما کمک کنند
 
ی‌برند. بنابراین هنگامی که شما انجام کاری را به آنها واگذار می‌کنید یا مسئولیتی برعهده‌ی آنها می‌گذارید، می‌توانید حس اعتماد به نفس را در فرزند خود تقویت کنید و باعث می‌شوید که او خود را فردی مفید و مؤثر بداند. به‌ آنها یادآور شوید که چقدر بابت کمکی که به شما می‌کنند، از آنها ممنون هستید و از کارشان تعریف کنید.

این تکنیک علاوه بر ایجاد روابط صمیمی بین شما و فرزندتان، باعث می‌شود که کودک مسئولیت پذیری داشته باشید و او از کمک به دیگران لذت ببرد.


عشق و علاقه‌تان را هر روز به فرزندتان ابراز کنید

 

 

هر روز با انجام بعضی کارهای کوچک عشق خود را به فرزندتان نشان بدهید. مثلا یک یادداشت برای او در ظرف غذایش قرار دهید، برای باهم بودن در تعطیلات آخر هفته برنامه ریزی کنید و هنگامی که با شما صحبت می‌کند تمام توجه خود را به فرزندتان معطوف کنید. با همین ترفندهای به‌ظاهر کوچک رابطه‌ی بین شما و فرزندتان بهتر و دوستانه‌تر خواهد شد.

هر روز به او یادآور شوید که چقدر برای شما عزیز و ارزشمند است تا رابطه‌ی او با شما عمیق و آسیب‌ناپذیر باشد.

منبع : https://keramatzade.com/Habits-that-strengthen-the-relationship-between-the-family-and-the-childa

 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

عاداتی که سبب تقویت رابطه خانواده و فرزند می شود

بسیاری از مطالعات انجام‌شده در مورد روابط والدین و فرزندان نشان می‌دهند که کنار هم بودن اعضای خانواده، هنگام صرف وعده‌های غذایی اصلی، تأثیر مستقیم و مثبتی روی رشد کودکان دارد. بهبود سلامتی و عادت‌های غذایی، بهبود مهارت‌های اجتماعی و احساسی و روانی، رفتار مطلوب کودکان و حتی پیشرفت تحصیلی، از مزایای غذاخوردن به‌صورت خانوادگی و دسته‌جمعی است.


 در مورد روزتان باهم صحبت کنید

ارتباط خانواده و فرزند

زمان صرف شام و قبل از خواب بهترین فرصت برای صحبت با فرزندان‌تان، در مورد روزی است که پشت سر گذاشته‌اند. از فرزندان خود سؤالاتی در مورد آن روز بپرسید تا بتوانند با جزئیات پاسخ شما را بدهند. مثلا: «بهترین بخش امروز چی بود؟» یا «امروز چه اتفاق جالب و خنده‌داری برات افتاد؟»

فراموش نکنید که شما هم باید در مورد روز خود به‌ آنها بگویید، اینکه با چه مسائلی مواجه شدید و چگونه برای حل آنها برنامه‌ریزی کردید یا در مورد اتفاق‌های خوب آن روز برای فرزندان‌تان توضیح دهید.

هنگامی که شما نیز با فرزندان‌تان در مورد روز خود صحبت می‌کنید در واقع به او نشان می‌دهید که برای او به‌عنوان یک انسان ارزش قائل هستید و او مورد اعتماد شماست. به این ترتیب رابطه‌ی شما با فرزندتان قوی‌تر خواهد شد و او می‌فهمد که برای شما مهم است.
 


با هم بازی کنید

 

روابط صحیح پدر و مادر با فرزند

بازی و انجام فعالیت‌های سرگرم‌کننده در کنار فرزندان‌تان، یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد صمیمیت و استحکام رابطه‌ی بین شما و آنهاست. می‌توانید با هم بیرون بروید و دوچرخه‌سواری یا فوتبال بازی کنید.

می‌توانید بازی‌های آموزشی انجام دهید و در کنار سرگرمی، به افزایش مهارت‌های یادگیری و اجتماعی فرزندان خود بپردازید. اینکه شما در کنار فرزندان خود مشغول بازی و سرگرمی باشید، مهمتر از نوع بازیِ انتخابی شماست. می‌توانید باهم کاردستی درست کنید، یا یک دسر یا غذای ساده تهیه کنید یا اینکه بعد از تماشای یک برنامه‌ی کودک، همراه فرزندان‌تان آن را تحلیل کنید. به هر حال کاری را انجام دهید که برای هردوی شما جذاب و لذت‌بخش باشد و موجب ارتباط شما شود، درست مثل زمانی که با همسر یا دوستان صمیمی خود به تفریح و سرگرمی می‌پردازید.
 


فرزند خود را در آغوش بگیرید

نوازش و در آغوش گرفتن فرزندان علاوه بر اینکه باعث ارتباط و استحکام روابط می‌شود، طبق مطالعات انجام شده احتمال ابتلا به بیماری را در شما و فرزندتان نیز کاهش می‌دهد. پس فرزندتان را در آغوش بگیرید و به او نشان بدهید که چقدر دوستش دارید.


برای هم احترام قائل شوید
 
تقویت رابطه خانواده و فرزند

بچه‌ها گاهی ممکن است عصبی شوند و اشتباهاتی انجام دهند. اما شما در جایگاه پدر یا مادر باید این نکته را بدانید که برخورد محترمانه با کودک‌تان در موارد این چنینی، یکی از اصول مهم در تربیت کودک به حساب می‌آید. اگر فرزند شما کاری کرده که از نظر شما نیاز به تنبیه و هشدار دارد، این هشدار باید همراه با مهربانی و آرامش باشد. تجربه نشان می‌دهد که تنبیه بدنی و فریاد زدن بر سر کودک، نه‌تنها تأثیری ندارد بلکه به رابطه‌ی میان شما و او نیز آسیب می‌رساند.

به کودکان‌تان یاد بدهید که از عباراتی مثل «لطفا» و «متشکرم» استفاده کنند، شما نیز، هنگام صحبت با‌ آنها از عبارات مؤدبانه استفاده کنید. رفتار و گفتار محترمانه فقط برای بیرون از خانه نیست. برخورد همراه با احترام و صمیمت در داخل خانه، نه‌تنها شما را به یکدیگر نزدیکتر می‌کند،‌ بلکه خانه را به محل آسایش و آرامش والدین و فرزندان تبدیل می‌کند.
 


به فرزندان‌تان اجازه دهید به شما کمک کنند
 
رابطه خانواده با فرزند

بچه‌ها از این که مفید واقع شوند، لذت می‌برند. بنابراین هنگامی که شما انجام کاری را به آنها واگذار می‌کنید یا مسئولیتی برعهده‌ی آنها می‌گذارید، می‌توانید حس اعتماد به نفس را در فرزند خود تقویت کنید و باعث می‌شوید که او خود را فردی مفید و مؤثر بداند. به‌ آنها یادآور شوید که چقدر بابت کمکی که به شما می‌کنند، از آنها ممنون هستید و از کارشان تعریف کنید.

این تکنیک علاوه بر ایجاد روابط صمیمی بین شما و فرزندتان، باعث می‌شود که کودک مسئولیت پذیری داشته باشید و او از کمک به دیگران لذت ببرد.


عشق و علاقه‌تان را هر روز به فرزندتان ابراز کنید

 

روابط والدین با فرزند

هر روز با انجام بعضی کارهای کوچک عشق خود را به فرزندتان نشان بدهید. مثلا یک یادداشت برای او در ظرف غذایش قرار دهید، برای باهم بودن در تعطیلات آخر هفته برنامه ریزی کنید و هنگامی که با شما صحبت می‌کند تمام توجه خود را به فرزندتان معطوف کنید. با همین ترفندهای به‌ظاهر کوچک رابطه‌ی بین شما و فرزندتان بهتر و دوستانه‌تر خواهد شد.

هر روز به او یادآور شوید که چقدر برای شما عزیز و ارزشمند است تا رابطه‌ی او با شما عمیق و آسیب‌ناپذیر باشد.

منبع : https://keramatzade.com/Habits-that-strengthen-the-relationship-between-the-family-and-the-childa

 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

قش پدر در توسعه و تربیت فرزند چه می باشد؟شاید بسیاری از افراد حتی در دنیای مدرن امروزی تصور کنند که تربیت فرزندان فقط برعهده‌ی مادران است و پدران تنها مسئول تأمین مخارج خانواده هستند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که نقش پدر در تربیت فرزند چیزی نیست که بتوان به‌راحتی نادیده گرفت. در این مطلب بیشتر به این موضوع مهم می‌پردازیم. لطفا با ما همراه باشید.براساس تحقیقات روانشناسی، 3 روش تربیتی متفاوت در بین والدین وجود دارد:

    والدین مقتدری که کمتر محبت می‌کنند و کنترل بالایی روی فرزندان‌شان دارند؛
    والدینی که اقتدار آنها همراه با عشق و محدودیت است. در این مورد کنترل به‌ میزان معمول و محبت بین اعضای خانواده زیاد است، بحث و گفت‌وگو بین اعضای خانواده صورت می‌گیرد، ولی والدین هم‌چنان کنترل و نظارت خود را دارند؛
    والدینی که محبت خیلی زیاد و کنترل بسیار کمی روی فرزندان خود دارند. در این گروه کودکان کاملا مرکز توجه هستند و به نوعی فرزندسالاری در خانواده حاکم است.


پدران چه نقشی در تربیت فرزندان دارنهمان‌طور که می‌دانید، هر دو والد (پدر و مادر) نقش بسیاری مهمی در تربیت فرزندان دارند. مادران بیشتر نیازهای تغذیه‌ای فرزندان را تأمین می‌کنند. درحالی‌که پدران بیشتر تمایل دارند با کودکان بازی کنند. این بازی‌ها حتی گاهی ممکن است فیزیکی و خشن باشند. امروزه نقش پدر در تربیت فرزندبسیار بیشتر از گذشته شده است. برای مثال کارهایی مانند تعویض پوشک، خواباندن کودک، بردن کودک نزد پزشک و همکاری در کارهای منزل را انجام می‌دهند.در اواخر سال 1980 روی گروهی از والدین تحقیقاتی صورت گرفت و از آنها خواسته شد تا مدتی با کودکان خود بازی کنند. براساس نتایجی که از این تحقیق به‌دست آمد، پدران بیشتر سعی داشتند که با بچه‌ها بازی‌های فعال و پرتحرک انجام دهند. به‌عنوان مثال بچه‌ها را به هوا بیندازند یا روی زمین بچرخانند، اما بازی‌های مادران بیشتر بر پایه‌ی فعالیت‌های آموزشی و یادگیری مهارت است؛ مثل بازی با انگشتان دست، خواندن آواز یا بی‌سروصدا نشستن.

براساس تحقیقات بخش روانشناسی دانشگاه کمبریج، کودکان برای بازی‌کردن بیشتر سمت پدرشان می‌روند و در موقع استرس و ناراحتی به مادرشان پناه می‌برند.


تأثیر وجود پدر در روند رشد کودکادر دوران نوجوانی، بچه‌ها بیشتر به همسالان خود نگاه می‌کنند و می‌خواهند شبیه آنها باشند؛ اما اگر از آنها بپرسید می‌خواهند در آینده چگونه فردی باشند، والدین خود را درنظر می‌گیرند.اهمیت پدر در تربیت فرزند

هنگامی‌ که بچه‌ها خودشان والد می‌شوند، برای بایدها و نبایدهای زندگی‌شان به والدین‌ خود نگاه می‌کنند. برای مثال، پدر تأثیر بسیار زیادی در افزایش عزت‌ نفس در یک دختر و رشد شخصیت او به‌عنوان یک خانم دارد. برای نمونه با بررسی زندگی افرادی مثل هیلاری کلینتون، مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه‌ی سابق ایالات متحده‌ی آمریکا) و بسیاری از زنان برجسته‌ی علمی می‌بینیم که پدران آنها نفوذ زیادی در دختران‌شان داشته‌اند.


روابط پدرو چه تأثیری روی فرزندان دارد؟

مادر

هرقدر روابط بین پدرومادر بهتر باشد، به همان اندازه کودکان بیشتر موارد عاطفی و کارهای مشترک را می‌بینند و درک می‌کنند. زمانی‌که والدین به‌صورت گروه با عملکرد خوب کار می‌کنند، کودکان یاد می‌گیرند که چطور کارها را انجام دهند. البته مشاجره‌ی بین زوجین طبیعی است، اما موضوع اصلی این است که والدین چطور با وجود اختلاف نظری که با یکدیگر دارند، مؤدب هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند. به‌این‌ترتیب، فرزندان یاد می‌گیرند که چطور با مدیریت درست مشکلات را برطرف کنند.

برخی تحقیقات نشان می‌دهند �رفتار والدین� نوعی ارتباط بین روابط پدرومادر و نتایج نوجوانان است.

والدینی که به‌دلیل روابط ضعیف‌شان دچار پریشانی، افسردگی و ناراحتی هستند، وظایف خود را به‌عنوان والدین به‌خوبی انجام نمی‌دهند. به همین دلیل نوجوانان آنها نیز رفتار مناسبی نخواهد داشت. برای مثال آریگا (Arriaga) و فوشه (Foshee)، هنگام بررسی سوابق خشونت نوجوانان دریافتند نوجوانانی که والدین آنها مرتکب خشونت‌های خانگی می‌شوند، بیشتر در معرض روابط پرخطر قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، روابط زناشویی مناسب و رفتارهای حمایتی والدین می‌تواند تأثیر مثبتی در رشد کودکان داشته باشد. براساس گزارش‌ها، فرزندان مادرانی که از روابط زناشویی و نوع رفتار پدر با فرزند خود رضایت دارند، از نظر روانی در شرایط بهتری هستند.
 


تفاوت رابطه‌ی پدر و پسر با رابطه‌ی پدر و دختر
 روابط پدر با فرزندان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. عوامل زیادی مثل سن پدر یا تعداد اعضای خانواده می‌تواند در این رابطه نقش داشته باشد و این تفاوت روابط بیشتر از حدی است که بتوان پیش‌بینی کرد.

برای مثال ممکن است بعضی از پدران برای دختران‌شان که در سنین نوجوانی هستند بسیار سخت‌گیر باشند. همچنین ممکن است پدر، در اینکه چطور یک دختر روابط عاطفی آینده‌اش را مدیریت کند نقش سازنده داشته باشند.

در دوران نوجوانی بعضی از پسرها دوست دارند که مردانگی خودشان را نشان دهند، اما سرانجام پدرها و پسرها می‌توانند رابطه‌ی دوستانه برقرار کنند. رابطه‌ی پدر با فرزندان انواع مختلفی دارد و فقط به یک نوع ختم نمی‌شود.
فرزندان با چه روش‌هایی می‌توانند علاقه‌ی خود را به پدرشان بیان کنند؟

پدرها باید همان رفتار محبت‌آمیزی را که با همسران‌شان دارند، با فرزندان‌شان نیز داشته باشند و به صحبت‌های آنها گوش دهند.

هنگامی‌که کودکان چیزی را با خلاقیت خودشان می‌سازند و به پدرشان هدیه می‌دهند، یا حتی برای او یک یادداشت می‌نویسند و به او می‌گویند �پدر من همیشه شما را دوست دارم�، پدر باید عکس‌العمل مناسبی نشان دهد.

تأثیر و قدرت کلمات را دست‌کم نگیرید، استفاده از کلمات هم بسیار مهم است. بعضی از مردان از بیان محبت خود به‌خصوص به پسران‌شان، خودداری می‌کنند. درنتیجه پسران آنها هم نمی‌توانند به صورت مستقیم به پدرشان ابراز علاقه کنند. این ابراز علاقه می‌تواند شامل محبت کلامی یا فیزیکی باشد.

برای نوجوانان عصر جدید، استفاده از متن‌ها و ایمیل بسیار مفید است. می‌توانید برای پدرتان یک آهنگ مناسب بفرستید. لازم نیست که حتما آن آهنگ با صدای بلند بگوید �دوستت دارم�، اما همین که محتوای آن نشان دهد �به فکرت هستم� خوب است. شاید برای شما اهمیت زیادی نداشته باشد، اما پدرها این ارتباط را دوست دارند. به‌خصوص زمانی که روابط مشترک در خانه وجود ندارد، این کار می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد رابطه‌ی مناسب پدر و فرزندی باشد.

در آخر به‌یاد داشته باشید که افراد مختلفی ممکن است نقش پدرانه در زندگی‌تان داشته باشند. روز پدر فرصت مناسبی است که مردان مهم زندگی‌تان را به‌یاد بیاورید و به آنها بگویید: �دوستت دارم�.
 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-child-
 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

قش پدر در توسعه و تربیت فرزند چه می باشد؟شاید بسیاری از افراد حتی در دنیای مدرن امروزی تصور کنند که تربیت فرزندان فقط برعهده‌ی مادران است و پدران تنها مسئول تأمین مخارج خانواده هستند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که نقش پدر در تربیت فرزند چیزی نیست که بتوان به‌راحتی نادیده گرفت. در این مطلب بیشتر به این موضوع مهم می‌پردازیم. لطفا با ما همراه باشیدبراساس تحقیقات روانشناسی، 3 روش تربیتی متفاوت در بین والدین وجود دارد:

    والدین مقتدری که کمتر محبت می‌کنند و کنترل بالایی روی فرزندان‌شان دارند؛
    والدینی که اقتدار آنها همراه با عشق و محدودیت است. در این مورد کنترل به‌ میزان معمول و محبت بین اعضای خانواده زیاد است، بحث و گفت‌وگو بین اعضای خانواده صورت می‌گیرد، ولی والدین هم‌چنان کنترل و نظارت خود را دارند؛
    والدینی که محبت خیلی زیاد و کنترل بسیار کمی روی فرزندان خود دارند. در این گروه کودکان کاملا مرکز توجه هستند و به نوعی فرزندسالاری در خانواده حاکم است.


پدران چه نقشی در تربیت فرزندان دارنهمان‌طور که می‌دانید، هر دو والد (پدر و مادر) نقش بسیاری مهمی در تربیت فرزندان دارند. مادران بیشتر نیازهای تغذیه‌ای فرزندان را تأمین می‌کنند. درحالی‌که پدران بیشتر تمایل دارند با کودکان بازی کنند. این بازی‌ها حتی گاهی ممکن است فیزیکی و خشن باشند. امروزه نقش پدر در تربیت فرزندبسیار بیشتر از گذشته شده است. برای مثال کارهایی مانند تعویض پوشک، خواباندن کودک، بردن کودک نزد پزشک و همکاری در کارهای منزل را انجام می‌دهند.در اواخر سال 1980 روی گروهی از والدین تحقیقاتی صورت گرفت و از آنها خواسته شد تا مدتی با کودکان خود بازی کنند. براساس نتایجی که از این تحقیق به‌دست آمد، پدران بیشتر سعی داشتند که با بچه‌ها بازی‌های فعال و پرتحرک انجام دهند. به‌عنوان مثال بچه‌ها را به هوا بیندازند یا روی زمین بچرخانند، اما بازی‌های مادران بیشتر بر پایه‌ی فعالیت‌های آموزشی و یادگیری مهارت است؛ مثل بازی با انگشتان دست، خواندن آواز یا بی‌سروصدا نشستن.

براساس تحقیقات بخش روانشناسی دانشگاه کمبریج، کودکان برای بازی‌کردن بیشتر سمت پدرشان می‌روند و در موقع استرس و ناراحتی به مادرشان پناه می‌برند.


تأثیر وجود پدر در روند رشد کودکان

 در دوران نوجوانی، بچه‌ها بیشتر به همسالان خود نگاه می‌کنند و می‌خواهند شبیه آنها باشند؛ اما اگر از آنها بپرسید می‌خواهند در آینده چگونه فردی باشند، والدین خود را درنظر می‌گیرند.هنگامی‌ که بچه‌ها خودشان والد می‌شوند، برای بایدها و نبایدهای زندگی‌شان به والدین‌ خود نگاه می‌کنند. برای مثال، پدر تأثیر بسیار زیادی در افزایش عزت‌ نفس در یک دختر و رشد شخصیت او به‌عنوان یک خانم دارد. برای نمونه با بررسی زندگی افرادی مثل هیلاری کلینتون، مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه‌ی سابق ایالات متحده‌ی آمریکا) و بسیاری از زنان برجسته‌ی علمی می‌بینیم که پدران آنها نفوذ زیادی در دختران‌شان داشته‌اند.


روابط پدرو چه تأثیری روی فرزندان دارد؟

مادر

هرقدر روابط بین پدرومادر بهتر باشد، به همان اندازه کودکان بیشتر موارد عاطفی و کارهای مشترک را می‌بینند و درک می‌کنند. زمانی‌که والدین به‌صورت گروه با عملکرد خوب کار می‌کنند، کودکان یاد می‌گیرند که چطور کارها را انجام دهند. البته مشاجره‌ی بین زوجین طبیعی است، اما موضوع اصلی این است که والدین چطور با وجود اختلاف نظری که با یکدیگر دارند، مؤدب هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند. به‌این‌ترتیب، فرزندان یاد می‌گیرند که چطور با مدیریت درست مشکلات را برطرف کنند.

برخی تحقیقات نشان می‌دهند «رفتار والدین» نوعی ارتباط بین روابط پدرومادر و نتایج نوجوانان است.

والدینی که به‌دلیل روابط ضعیف‌شان دچار پریشانی، افسردگی و ناراحتی هستند، وظایف خود را به‌عنوان والدین به‌خوبی انجام نمی‌دهند. به همین دلیل نوجوانان آنها نیز رفتار مناسبی نخواهد داشت. برای مثال آریگا (Arriaga) و فوشه (Foshee)، هنگام بررسی سوابق خشونت نوجوانان دریافتند نوجوانانی که والدین آنها مرتکب خشونت‌های خانگی می‌شوند، بیشتر در معرض روابط پرخطر قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، روابط زناشویی مناسب و رفتارهای حمایتی والدین می‌تواند تأثیر مثبتی در رشد کودکان داشته باشد. براساس گزارش‌ها، فرزندان مادرانی که از روابط زناشویی و نوع رفتار پدر با فرزند خود رضایت دارند، از نظر روانی در شرایط بهتری هستند.
 


تفاوت رابطه‌ی پدر و پسر با رابطه‌ی پدر و دختر
 روابط پدر با فرزندان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. عوامل زیادی مثل سن پدر یا تعداد اعضای خانواده می‌تواند در این رابطه نقش داشته باشد و این تفاوت روابط بیشتر از حدی است که بتوان پیش‌بینی کرد.برای مثال ممکن است بعضی از پدران برای دختران‌شان که در سنین نوجوانی هستند بسیار سخت‌گیر باشند. همچنین ممکن است پدر، در اینکه چطور یک دختر روابط عاطفی آینده‌اش را مدیریت کند نقش سازنده داشته باشند.

در دوران نوجوانی بعضی از پسرها دوست دارند که مردانگی خودشان را نشان دهند، اما سرانجام پدرها و پسرها می‌توانند رابطه‌ی دوستانه برقرار کنند. رابطه‌ی پدر با فرزندان انواع مختلفی دارد و فقط به یک نوع ختم نمی‌شود.
فرزندان با چه روش‌هایی می‌توانند علاقه‌ی خود را به پدرشان بیان کنند؟

پدرها باید همان رفتار محبت‌آمیزی را که با همسران‌شان دارند، با فرزندان‌شان نیز داشته باشند و به صحبت‌های آنها گوش دهند.

هنگامی‌که کودکان چیزی را با خلاقیت خودشان می‌سازند و به پدرشان هدیه می‌دهند، یا حتی برای او یک یادداشت می‌نویسند و به او می‌گویند «پدر من همیشه شما را دوست دارم»، پدر باید عکس‌العمل مناسبی نشان دهد.

تأثیر و قدرت کلمات را دست‌کم نگیرید، استفاده از کلمات هم بسیار مهم است. بعضی از مردان از بیان محبت خود به‌خصوص به پسران‌شان، خودداری می‌کنند. درنتیجه پسران آنها هم نمی‌توانند به صورت مستقیم به پدرشان ابراز علاقه کنند. این ابراز علاقه می‌تواند شامل محبت کلامی یا فیزیکی باشد.

برای نوجوانان عصر جدید، استفاده از متن‌ها و ایمیل بسیار مفید است. می‌توانید برای پدرتان یک آهنگ مناسب بفرستید. لازم نیست که حتما آن آهنگ با صدای بلند بگوید «دوستت دارم»، اما همین که محتوای آن نشان دهد «به فکرت هستم» خوب است. شاید برای شما اهمیت زیادی نداشته باشد، اما پدرها این ارتباط را دوست دارند. به‌خصوص زمانی که روابط مشترک در خانه وجود ندارد، این کار می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد رابطه‌ی مناسب پدر و فرزندی باشد.

در آخر به‌یاد داشته باشید که افراد مختلفی ممکن است نقش پدرانه در زندگی‌تان داشته باشند. روز پدر فرصت مناسبی است که مردان مهم زندگی‌تان را به‌یاد بیاورید و به آنها بگویید: «دوستت دارم».
 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-child-
 

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-chil

قش پدر در توسعه و تربیت فرزند چه می باشد؟

 

تربیت فرزندان توسط پدر

شاید بسیاری از افراد حتی در دنیای مدرن امروزی تصور کنند که تربیت فرزندان فقط برعهده‌ی مادران است و پدران تنها مسئول تأمین مخارج خانواده هستند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که نقش پدر در تربیت فرزند چیزی نیست که بتوان به‌راحتی نادیده گرفت. در این مطلب بیشتر به این موضوع مهم می‌پردازیم. لطفا با ما همراه باشید.

براساس تحقیقات روانشناسی، 3 روش تربیتی متفاوت در بین والدین وجود دارد:

    والدین مقتدری که کمتر محبت می‌کنند و کنترل بالایی روی فرزندان‌شان دارند؛
    والدینی که اقتدار آنها همراه با عشق و محدودیت است. در این مورد کنترل به‌ میزان معمول و محبت بین اعضای خانواده زیاد است، بحث و گفت‌وگو بین اعضای خانواده صورت می‌گیرد، ولی والدین هم‌چنان کنترل و نظارت خود را دارند؛
    والدینی که محبت خیلی زیاد و کنترل بسیار کمی روی فرزندان خود دارند. در این گروه کودکان کاملا مرکز توجه هستند و به نوعی فرزندسالاری در خانواده حاکم است.


پدران چه نقشی در تربیت فرزندان دارند؟

 

پدر در تربیت فرزندان

همان‌طور که می‌دانید، هر دو والد (پدر و مادر) نقش بسیاری مهمی در تربیت فرزندان دارند. مادران بیشتر نیازهای تغذیه‌ای فرزندان را تأمین می‌کنند. درحالی‌که پدران بیشتر تمایل دارند با کودکان بازی کنند. این بازی‌ها حتی گاهی ممکن است فیزیکی و خشن باشند. امروزه نقش پدر در تربیت فرزندبسیار بیشتر از گذشته شده است. برای مثال کارهایی مانند تعویض پوشک، خواباندن کودک، بردن کودک نزد پزشک و همکاری در کارهای منزل را انجام می‌دهند.

در اواخر سال 1980 روی گروهی از والدین تحقیقاتی صورت گرفت و از آنها خواسته شد تا مدتی با کودکان خود بازی کنند. براساس نتایجی که از این تحقیق به‌دست آمد، پدران بیشتر سعی داشتند که با بچه‌ها بازی‌های فعال و پرتحرک انجام دهند. به‌عنوان مثال بچه‌ها را به هوا بیندازند یا روی زمین بچرخانند، اما بازی‌های مادران بیشتر بر پایه‌ی فعالیت‌های آموزشی و یادگیری مهارت است؛ مثل بازی با انگشتان دست، خواندن آواز یا بی‌سروصدا نشستن.

براساس تحقیقات بخش روانشناسی دانشگاه کمبریج، کودکان برای بازی‌کردن بیشتر سمت پدرشان می‌روند و در موقع استرس و ناراحتی به مادرشان پناه می‌برند.


تأثیر وجود پدر در روند رشد کودکان

 

اهمیت پدر در تربیت فرزند

در دوران نوجوانی، بچه‌ها بیشتر به همسالان خود نگاه می‌کنند و می‌خواهند شبیه آنها باشند؛ اما اگر از آنها بپرسید می‌خواهند در آینده چگونه فردی باشند، والدین خود را درنظر می‌گیرند.

هنگامی‌ که بچه‌ها خودشان والد می‌شوند، برای بایدها و نبایدهای زندگی‌شان به والدین‌ خود نگاه می‌کنند. برای مثال، پدر تأثیر بسیار زیادی در افزایش عزت‌ نفس در یک دختر و رشد شخصیت او به‌عنوان یک خانم دارد. برای نمونه با بررسی زندگی افرادی مثل هیلاری کلینتون، مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه‌ی سابق ایالات متحده‌ی آمریکا) و بسیاری از زنان برجسته‌ی علمی می‌بینیم که پدران آنها نفوذ زیادی در دختران‌شان داشته‌اند.


روابط پدرو چه تأثیری روی فرزندان دارد؟

پدر در تربیت فرزند دخترمادر

هرقدر روابط بین پدرومادر بهتر باشد، به همان اندازه کودکان بیشتر موارد عاطفی و کارهای مشترک را می‌بینند و درک می‌کنند. زمانی‌که والدین به‌صورت گروه با عملکرد خوب کار می‌کنند، کودکان یاد می‌گیرند که چطور کارها را انجام دهند. البته مشاجره‌ی بین زوجین طبیعی است، اما موضوع اصلی این است که والدین چطور با وجود اختلاف نظری که با یکدیگر دارند، مؤدب هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند. به‌این‌ترتیب، فرزندان یاد می‌گیرند که چطور با مدیریت درست مشکلات را برطرف کنند.

برخی تحقیقات نشان می‌دهند «رفتار والدین» نوعی ارتباط بین روابط پدرومادر و نتایج نوجوانان است.

والدینی که به‌دلیل روابط ضعیف‌شان دچار پریشانی، افسردگی و ناراحتی هستند، وظایف خود را به‌عنوان والدین به‌خوبی انجام نمی‌دهند. به همین دلیل نوجوانان آنها نیز رفتار مناسبی نخواهد داشت. برای مثال آریگا (Arriaga) و فوشه (Foshee)، هنگام بررسی سوابق خشونت نوجوانان دریافتند نوجوانانی که والدین آنها مرتکب خشونت‌های خانگی می‌شوند، بیشتر در معرض روابط پرخطر قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، روابط زناشویی مناسب و رفتارهای حمایتی والدین می‌تواند تأثیر مثبتی در رشد کودکان داشته باشد. براساس گزارش‌ها، فرزندان مادرانی که از روابط زناشویی و نوع رفتار پدر با فرزند خود رضایت دارند، از نظر روانی در شرایط بهتری هستند.
 


تفاوت رابطه‌ی پدر و پسر با رابطه‌ی پدر و دختر
 
پدر در تربیت فرزند پسر

روابط پدر با فرزندان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. عوامل زیادی مثل سن پدر یا تعداد اعضای خانواده می‌تواند در این رابطه نقش داشته باشد و این تفاوت روابط بیشتر از حدی است که بتوان پیش‌بینی کرد.

برای مثال ممکن است بعضی از پدران برای دختران‌شان که در سنین نوجوانی هستند بسیار سخت‌گیر باشند. همچنین ممکن است پدر، در اینکه چطور یک دختر روابط عاطفی آینده‌اش را مدیریت کند نقش سازنده داشته باشند.

در دوران نوجوانی بعضی از پسرها دوست دارند که مردانگی خودشان را نشان دهند، اما سرانجام پدرها و پسرها می‌توانند رابطه‌ی دوستانه برقرار کنند. رابطه‌ی پدر با فرزندان انواع مختلفی دارد و فقط به یک نوع ختم نمی‌شود.
فرزندان با چه روش‌هایی می‌توانند علاقه‌ی خود را به پدرشان بیان کنند؟

پدرها باید همان رفتار محبت‌آمیزی را که با همسران‌شان دارند، با فرزندان‌شان نیز داشته باشند و به صحبت‌های آنها گوش دهند.

هنگامی‌که کودکان چیزی را با خلاقیت خودشان می‌سازند و به پدرشان هدیه می‌دهند، یا حتی برای او یک یادداشت می‌نویسند و به او می‌گویند «پدر من همیشه شما را دوست دارم»، پدر باید عکس‌العمل مناسبی نشان دهد.

تأثیر و قدرت کلمات را دست‌کم نگیرید، استفاده از کلمات هم بسیار مهم است. بعضی از مردان از بیان محبت خود به‌خصوص به پسران‌شان، خودداری می‌کنند. درنتیجه پسران آنها هم نمی‌توانند به صورت مستقیم به پدرشان ابراز علاقه کنند. این ابراز علاقه می‌تواند شامل محبت کلامی یا فیزیکی باشد.

برای نوجوانان عصر جدید، استفاده از متن‌ها و ایمیل بسیار مفید است. می‌توانید برای پدرتان یک آهنگ مناسب بفرستید. لازم نیست که حتما آن آهنگ با صدای بلند بگوید «دوستت دارم»، اما همین که محتوای آن نشان دهد «به فکرت هستم» خوب است. شاید برای شما اهمیت زیادی نداشته باشد، اما پدرها این ارتباط را دوست دارند. به‌خصوص زمانی که روابط مشترک در خانه وجود ندارد، این کار می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد رابطه‌ی مناسب پدر و فرزندی باشد.

در آخر به‌یاد داشته باشید که افراد مختلفی ممکن است نقش پدرانه در زندگی‌تان داشته باشند. روز پدر فرصت مناسبی است که مردان مهم زندگی‌تان را به‌یاد بیاورید و به آنها بگویید: «دوستت دارم».
 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-child-
 

https://keramatzade.com/How-can-we-influence-the-expression-

چطور می توانیم با فن بیان،تاثیرگذاری داشته باشیم؟

فن بیان چیست

فن‌ بیان در گفتار و نوشتار، یک هنر متقاعدسازی باستانی و قدیمی است. در طول سال‌های متمادی، سیاست‌مداران و مبلغان باعث بدنام شدن این مهارت شده‌اند. برخی با آن به مثابه پیچاندن و دور زدن حقیقت و یا حتی شیوه‌ی ارتباطی غیراخلاقی و نوعی حقه‌بازی، برخورد می‌کنند. در حالی که فن‌ بیان چیزی نیست جز برقراری ارتباط و متقاعدسازی شفاف و موثر. فن‌ بیان راهی است برای عمیق شدن در یک موضوع و بیان شفاف نظرات و ایده‌ها و به اشتراک گذاشتن دانش خود با دیگران.

فن بیان 5 قانون کلی دارد. اگر چه وضع‌کننده اصلی و دقیق این قوانین نا شناخته است، ولی عمدتاً به آریستوتتل، متفکرین و فلاسفه‌ی دیگری از عصر کلاسیک نسبت داده شده‌اند. این 5 قانون کلی عبارت‌اند از:

    ابداع و ابتکار
    تنظیم
    سبک
    به خاطر سپردن
    رساندن پیام

این 5 قانون، چارچوبی برای سازماندهی سخنان و نظرات شما ارائه می‌کند که بتوانید آنها را به شکل مؤثرتری به گوش مخاطبان خود برسانید.
چرا باید فن‌ بیان را بیاموزیم

به چندین دلیل آموختن و درک اصول پایه‌ای فن بیان اهمیت دارد.

یادگیری استراتژی‌های کلاسیک فن‌ بیان به شما کمک می‌کند تا بتوانید توانایی خود برای ارتباط برقرار کردن با دیگران را ارتقا دهید. فن‌ بیان به شما ابزاری می‌دهد تا با استفاده از آنها بتوانید ارتباط شفاف با دیگران برقرار کنید و نظرات خود را با اشتیاق و توانایی متقاعد کردن دیگران، بیان کنید و به شکل کارآمدی بر دیگران تاثیرگذاری داشته باشید. اگر فن بیان را بیاموزید، می‌توانید با تکنیک‌های متقاعد‌سازی که ممکن است دیگران علیه شما و برای تحمیل کردن نظرشان به شما استفاده کنند، آشنا شوید.
چطور برای برقراری ارتباط با دیگران، قوانین فن‌ بیان را به کار ببریم

در ادامه خواهیم دید که برای اینکه به شکل کارآمدتری با دیگران ارتباط برقرار کنیم، چطور باید از قوانین فن‌ بیان استفاده کنیم.


قانون شماره 1 : ابداع و ابتکار

 

فن بیان و سخنوری

در این قانون، هدف تحقیق پیرامون موضوع مورد نظر و یافتن بهترین جملات و رویکردها برای متقاعد کردن مخاطبان است که یکی از اساسی‌ترین مراحل در برنامه ریزی برای ارتباط برقرارکردن است.
ابتدا به خوبی در مورد موضوع موردنظرتان فکر کنید. بدین منظور برای سازماندهی تفکر خود می‌توانید از چهار نوع سوال استفاده کنید.

    سوالات مربوط به ماهیت: در این سوالات به ماهیت موضوع نگاه می‌شود. اهمیت موضوع چیست؟ ریشه‌ی مشکل کجاست؟ کدام یافته یا تحقیق نظر شما را تأیید یا رد می‌کند؟
    سوالات مربوط به تعاریف: موضوعی که می‌خواهید در مورد آن صحبت کنید را ابتدا تعریف کنید و عناصر مختلف آن را تحلیل کنید. ازخود بپرسید آیا ابهامی در تعاریف و اصطلاحات وجود دارد؟ آیا می‌توان تفسیر متفاوتی از آنها داشت؟
    سوالات مربوط به کیفیت: در این مورد اصول اخلاقی و کیفیت نظرات خود را بررسی می‌کنید. چه ارزش‌هایی نظرات شما را تحت تأثیر قرار داده‌اند؟ و نتیجه‌گیری شما تا چه اندازه معتبر است؟
    سوالات مربوط به قلمرو قدرت: این مورد در ارتباط با کانال ارتباط است. آیا بهترین حالت را برای انتقال پیام خود انتخاب کرده‌اید؟ (مانند ایمیل، تلفن و…) همچنین به خوبی در مورد اقداماتی که می‌خواهید مخاطبان‌تان پس از شنیدن صحبت‌های شما انجام دهند فکر کنید و بررسی کنید تا چه حد می‌توانید انجام این اقدامات را در نظر آنها ساده کنید.

هنگامی که می‌خواهید چارچوب اولیه‌ی صحبت‌های خود را انتخاب کنید، به اندازه‌ی کافی برای تعریف موضوع مورد‌نظرتان وقت بگذارید. در مورد آن به جمع آوری اطلاعات بپردازید، و مطمئن شوید که تحقیقات‌تان را بر پایه‌ی اطلاعات و منابع معتبر و موثق صورت داده‌اید. سپس مخاطبان خود را مورد بررسی قرار دهید. آنها چه کسانی هستند؟ چه پیش زمینه‌ی فرهنگی دارند؟ سطح درک آنها از موضوع تا چه حد است؟ چه نیاز یا خواسته‌ای از گوش دادن به صحبت‌های شما دارند؟

اگر مخاطبان شما را افراد متفاوت و مختلفی تشکیل می‌دهند آنها را بخش‌بندی کنید تا درک‌تان از نیازهای هر گروه افزایش یابد. به یاد داشته باشید ابتکار مهم‌ترین قانون از 5 قانون کلی فن‌ بیان است. بیشتر وقت خود را صرف پیاده‌سازی این قانون کنید.


قانون کلی شماره 2 : تنظیم

 

فن بیان در کار

تنظیم عبارت است از فرایند سازماندهی اطلاعات جهت یافتن بهترین راه برای متقاعد کردن مخاطبان. برای انجام این کار می‌توانید از روش‌های مختلفی استفاده کنید. فرمت معمول این کار که در اینجا آمده است را به شما پیشنهاد می‌دهیم:

    مقدمه
    بیان حقایق ( اطلاعات پیش زمینه‌ای)
    دسته‌بندی ( خلاصه‌ای از کلیه صحبت‌هایی که می‌خواهید انجام دهید.)
    اثبات ( صحبت‌های منطقی و مستدل / متن اصلی سخنرانی یا نوشتار)
    رد کردن ( بر طرف کردن ایرادات و یا مخالفت‌هایی که با صحبت‌های شما شده)

 

   نتیجه گیری

 

اینکه چگونه صحبت‌های خود را تنظیم کنید به کانال و شیوه‌ی ارتباطی که انتخاب می‌کنید، بستگی دارد. نوع بستر ارتباطی، نظیر نوشتن ایمیل تأثیرگذار، آماده‌سازی یک ارائه‌ی عالی، وبلاگ نویسی و برگزاری ملاقات موثر، معیار مناسبی در انتخاب استراتژی مناسب برای ساختاردهی و سازماندهی پیام‌تان خواهد بود. وقتی پیام خود را آماده و مشخص کردید.


قانون کلی شماره 3: سبک

 

فن بیان با مشتری

این قانون مشخص می‌کند که چگونه ایده‌ها و نظرات خود را بیان کنید. انتخاب سبک مسئله‌ی مهمی است، چراکه بدون آن مخاطبان نمی‌توانند به آنچه که می‌گویید اعتماد کامل داشته باشند. به عنوان مثال تصور کنید که دو نفر از اعضای تیم شما، محمد و فرزانه، در حال ارائه‌ی مطالب به هیئت مدیره شرکت شما هستند. محمد با لکنت صحبت می‌کند و از استعارات پیچیده و کلمات بسیار تخصصی استفاده می‌کند و باعث گیج شدن مخاطبان خود می‌شود. فرزانه با اشتیاق و ظرافت با مخاطبان ارتباط برقرار می‌کند. او از جملات ساده ولی تأثیرگذار استفاده می‌کند و به نظر می‌رسد که از ارائه‌ی نظرات و ایده‌های خود به آنها لذت می‌برد.

اگر شما مخاطب این دو نفر بودید به سخنان کدام‌شان اعتماد بیشتری داشتید؟ به احتمال بسیار جذب سخنان فرزانه می‌شدید، چرا که حرفه‌ای بودن، هوش و اعتبار را در او می‌بینید و متوجه می‌شوید به آنچه که می‌گوید اعتقاد کامل دارد. سبک شما، به مخاطبان‌تان و شیوه و بستر ارتباطی‌ای که برای انتقال پیام به آنها استفاده می‌کنید، بستگی دارد. سبک‌ها شامل شیوه‌های مختلف صحبت کردن، استفاده از استعارات، نحوه‌ی قصه‌پردازی و حتی جلوه‌های بصری می‌شوند. برای اینکه سبک تاثیرگذارتری داشته باشید، از جملات کوتاه، ساده و با احساس استفاده کنید. تا جایی که می‌توانید سخنان و یا نوشتار خود را زیبا کنید و از کلماتی استفاده کنید که تصورات و احساسات مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهند.


قانون کلی شماره 4: به خاطر سپردن

 

جذب افراد با فن بیان

علاوه بر نوشتن سخنان، سخنران باید صحبت‌های خود را به خاطر نیز بسپارد. به سخنرانان توصیه می‌شود که سخنان بزرگان، داستان‌های مرتبط با موضوع و ایده‌های دیگر را جستجو کرده و به خاطر بسپارند تا بتواند در سخنرانی‌های فی‌البداهه‌ای که ممکن است پیش آید از آنها استفاده کنند. این قانون به این معنی است که باید سخنرانی خود را به‌طور کامل تمرین کنید (یا به اندازه‌ی کافی با موضوع آشنا باشید).

پیام‌ها و صحبت‌های شما نیز باید طوری باشد که به‌سادگی در ذهن مخاطبان‌تان نقش ببندد. ایده‌ها، داستان‌ها و جلوه‌های بصری را که می‌خواهید استفاده کنید بررسی کنید. چه تضمینی وجود دارد که مخاطبان شما بلافاصله پس از تمام شدن سخنان و یا متن شما، آن را فراموش نکنند؟ چگونه می‌توانید اثر عمیقی بر آنان گذاشته و احساسات آنها را بر انگیخته کنید.


قانون کلی شماره 5: رساندن پیام

 

فن بیان در بازاریابی

قانون شماره 5 مشخصا بر نحوه ارتباط برقرارکردن شما با دیگران تمرکز دارد و شامل زبان بدن، لحن و صدا، طرز بیان، فصاحت، حرکات و ژست شما در حین صحبت کردن است. برای رساندن پیام خود به دیگران باید بین خود و مخاطبان‌تان ایجاد اعتماد کنید. آنها باید بپذیرند که شما معتبر، موثق و قابل‌اعتماد، مطمئن و هوشمند بوده و از دانش کافی پیرامون موضوع مورد‌بحث برخوردار هستید. چه برای مکالمات فی‌البداهه و چه برای یک سخنرانی از پیش تعیین‌ شده، به این نکته توجه داشته باشید.

یکی دیگر از مواردی که باید به آن اهمیت دهید، زمان‌بندی است. فارغ از اینکه می‌خواهید سخنرانی کنید، یک تماس تلفنی دارید یا می‌خواهید ایمیل یا نامه‌ای بنویسید، زمان‌بندی نیز یکی از قسمت‌ها مهم رساندن پیام است. به این فکر کنید که چه زمانی موثرترین زمان برای برقراری ارتباط با مخاطب است. به عنوان مثال، ممکن است اعضای تیم شما علاقه‌مند نباشند درست قبل از تعطیلات یا آخر هفته، خبر بد و یا غیرضروری به آنها بدهید. بنابراین اگر ایمیل خود را در یک زمان مناسب ارسال کنید، ممکن است اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

 

منبع : https://keramatzade.com/How-can-we-influence-the-expression-

 

دانلود PDF مقاله : چطور می توانیم با فن بیان،تاثیرگذاری داشته باشیم؟

https://keramatzade.com/What-is-spiritual-tranquility-

لازمه‌ی تسلط بر اوضاع و تصمیم گیری منطقی است.

آرامش روحی چیست؟

همه‌ی ما گاهی از دست استرس‌های روزمره کلافه می‌شویم و احساس می‌کنیم که دیگر هیچ نیرویی در بدن نداریم. اما برای اینکه بتوانیم در هنگام عبور از سختی‌ها و مشکلات زندگی به کاهش استرس و اضطراب‌‌مان کمک کنیم. در این مقاله راهکارهای مفیدی برای غلبه بر اضطراب و رسیدن به آرامش اعصاب را به شما معرفی خواهیم کرد.
 


1. آهسته نفس بکشید

آرامش روحی با قرآن

به تغییراتی که در زمان‌های مختلف در نفس‌کشیدن‌تان ایجاد می‌شود دقت کنید. وقتی عصبانی و مضطرب نیستید، چگونه نفس می‌کشید؟ وقتی مضطرب هستید چطور؟ استرس موجب تنفس سریع می‌شود، باید سعی کنید آهسته و یکنواخت نفس بکشید. با انجام روزانه‌ی تمرینات مراقبه می‌توانید طرز نفس‌کشیدن‌تان را اصلاح کنید. نفس‌کشیدنِ درست، ازجمله اقدامات پیشگیرانه‌ی مناسب برای سرکوب اضطراب‌ و ناآرامی است.


2. به ذهن‌تان استراحت بدهید

همه‌ی افکار و نگرانی‌های مزاحم را از ذهن‌تان پاک کنید. هروقت مضطرب و پریشان‌خاطر می‌شوید، بد نیست ذهن‌تان را چند لحظه‌ای از هرآنچه آزارتان می‌دهد خالی کنید. اصلا خوب نیست که در تمامی لحظات روز روی مشکلات‌تان متمرکز باشید. برای اینکه توجه‌تان را راحت‌تر از روی افکار آزاردهنده بردارید، می‌توانید «تصویرسازی‌ هدایت‌شده» را امتحان کنید. تصویرسازی هدایت‌شده تمرینی است که کمک‌تان می‌کند تا خودتان را در فضایی خیالی که باعث آرامش‌تان می‌شود مجسم کنید (مثلا کنار دریا یا در باغی خلوت) و برای رویارویی با مشکلات، قدرتی دوباره بگیرید.


3. حد و مرز مشخص کنید

آرامش روحی روانی

گاهی لازم است که یک یا چند قدم به‌عقب بردارید و بین خودتان و کسی که آرامش‌تان را بهم زده است، فاصله ایجاد کنید. وقتی خودتان را تحت فشار احساس می‌کنید، بد نیست اندکی فاصله بگیرید و تمام انرژی‌تان را در کشاکش ماجرا تخلیه نکنید. همین‌که حدومرزی محافظتی برای خودتان داشته باشید، کمک‌تان می‌کند تا شاید به دیدگاه و راه‌حل جدیدی برای درک بهتر و مقابله‌ی مؤثرتر با موقعیت‌های دشوار برسید.


4. خودتان را سرحال بیاورید

چگونه آرامش روحی پیدا کنیم - به خودتان حال دهید

کمی از مشکلات‌تان کناره بگیرید و برای آرامش خودتان وقت بگذارید. مثلا در وان حمام دراز بکشید و از لذت غوطه‌وری در آب سرشار شوید. قدم‌زدن در پارک یکی دیگر از روش‌هایی است که می‌توانید خودتان را به کمکش سرحال بیاورید. یا اگر هم اهل کتاب‌خوانی هستید، روی کاناپه وِلو شوید و رمانی سرگرم‌کننده بخوانید.


5. واکنش‌های آنی نشان ندهید

آرامش روحی و جسمی

خیلی از ما گاهی در برابر مشکلات، به‌اشتباه واکنش‌های زیاد و سریع نشان می‌دهیم و بدون اینکه همه‌ی حقایق را درنظر بگیریم، کاری می‌کنیم که مشکلات‌مان بیشتر درهم‌وبرهم شوند. به‌جای اینکه زود واکنش نشان بدهید، کمی صبر کنید. درست است که بالاخره بی‌تفاوت هم نمی‌توان بود و بالاخره باید حرکتی از خودتان نشان بدهید، اما هر واکنشی که بروز می‌دهید، لطفا با درنگ کافی و از روی فکر باشد. اتفاقا اگر با آرامش جلو بروید و پیش از هر واکنشی موقعیت را خوب بسنجید، زودتر به نتیجه خواهید رسید. پس قبل از اینکه درمورد نحوه‌ی واکنش‌تان تصمیم بگیرید، همه‌ی جوانب را یک‌به‌یک بررسی کنید.


6. کودک درون‌تان را دریابید

مراقب خوبی برای کودک درون‌تان باشید. ما بزرگ‌ترها وقتی گرفتار سختی‌های زندگی می‌شویم و خودمان را ناتوان حس می‌کنیم، اغلب اوقات به‌یاد ترس‌ها و تنهایی‌هایی کودکی‌مان می‌افتیم. بچه‌ها وقتی احساس کوچکی و درماندگی می‌کنند، همه‌ی نگاه‌شان به مراقبت و حمایت پدرومادرشان است. پس شما هم کودک درون‌تان دلگرم کنید و به او بگویید که می‌دانید هر دو نفرتان این دوران سخت را پشت سر خواهید گذاشت. خودتان را در آغوش بگیرید و اصلا هم از این کار خجالت نکشید.


7. به صدای سرزنش‌گر درون‌تان گوش نکنید

ما آدم‌ها گاهی بدترین دشمن خودمان می‌شویم و به‌همین‌خاطر بعضی اوقات لازم است که صدای سرزنش‌گر درون‌مان را خاموش کنیم. خودتان را برای اینکه به اهداف‌تان نرسیده‌اید و نواقصی دارید سرزنش نکنید. وقتی می‌دانید که تمام تلاش‌تان را کرده‌اید، فقط آرام باشید و دیگر به صدای سرزنش‌گر درون‌تان توجه نکنید. درعوض آن عیب‌جویی‌های ناخوشایند را به تحسین نقاط قوتی که داشته‌اید تغییر بدهید.


8. از دیگران کمک بخواهید

آرامش روحی در زندگی

هیچ اشکالی ندارد که کمک بخواهید. اگر قرار باشد که همیشه تمام سختی‌ها را دست‌تنها به‌دوش بکشیم، شکی نیست که پریشان و بی‌نهایت خسته خواهیم شد. اگر جزو آن‌دسته افرادی هستید که هرگز از کسی کمک نمی‌خواهید و همیشه میل دارید خودتان تنهایی کنترل اوضاع را به‌دست بگیرید، خوب است که مدام با خودتان تکرار کنید: «اشکالی نداره کمک بخوام.» پس به‌دنبال کسی بگردید که بتوانید سرتان را روی شانه‌های گرمش بگذارید و کمی استراحت کنید.


9. تنهایی سفر بروید

گفتیم که می‌توانید با ترفندهایی همچون انجام تمرینات کوتاه مراقبه یا درازکشیدن نیم‌ساعته در وان کمی از استرس‌های روزمره‌تان کم کنید. اما گاهی حجم اضطراب و پریشانی‌هایمان آن‌قدر زیاد و تحمل‌ناپذیر است که با این چیزها کم نمی‌شود. در چنین مواقعی شاید بد نباشد چند روزی با خودتان خلوت کنید. فقط کافی است از محل کارتان مرخصی بگیرید و عازم سفر شوید. سفرهای عادی می‌توانند استرس‌های خودشان را داشته باشند، اما این‌ قبیل خلوت‌کردن‌ها مایه‌ی تسلی و آرامش روح خواهند بود. خواهید دید که با انرژی تازه به خانه برمی‌گردید و برای رویارویی با استرس‌های روزمره آماده‌تر می‌شوید.

 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-spiritual-tranquility-
 

https://keramatzade.com/What-is-the-consultation-

نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند.

نتیجه مشورت کردن چیست؟

مشورت کردن با دیگران، چه درباره‌ی زندگی و چه درباره‌ی کسب‌وکار می‌تواند به تصمیم گیری درست و کاهش احتمال خطا کمک کند، اما به‌شرط اینکه از شخص شایسته‌ای مشورت بگیرید. گاهی افراد با اینکه نیتی جز یاری و همراهی ندارند، صرفا چون از همه‌ی جوانب قضیه مطلع نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند. در این مقاله 6 نشانه در اختیار شما قرار می‌دهیم که دریابید شخص مناسبی را برای مشورت کردن انتخاب نکرده‌اید.


1. مشورت‌ دهنده فاقد صلاحیت است

مشورت

بروس کامِرون (Bruce Cameron)، مربی و مشاور، معتقد است که هرکسی دیدگاه‌های خودش را دارد، اما نه به این معنی که همیشه می‌توان به افکار و عقاید دیگران اعتماد کرد. اگر در دستاوردها یا سابقه‌ی مشورت‌دهنده هیچ نشانی حاکی از صلاحیت او برای اظهارنظر درباره‌ی قضیه‌ی خودتان نمی‌بینید، بهتر است مشورتش را نادیده بگیرید.

کامِرون می‌گوید: «اگر مشورت‌دهنده شخصی تصادفی است و حتی زمینه‌ی کاری‌اش با شما یکسان نیست، باید اعتبار مشورت دریافتی و مشورت‌دهنده را دوباره ارزیابی کنید.» به‌توصیه‌ی اِپریل مَسینی (April Masini)، کارشناس روابط بین‌فردی، «به‌ویژه درباره‌ی مشورت کسانی که به مصلحت و منافع طرف مقابل نمی‌اندیشند، باید بسیار محتاط بود. کسانی که حواس‌شان به شما هست و به شما و موفقیت‌تان اهمیت می‌دهند، بهترین افراد برای مشورت هستند.» همچنین خودتان را به مشورت کسانی که وانمود به خیرخواهی می‌کنند اما درواقعیت دل‌شان به موفقیت‌تان راضی نیست، نسپارید.


2. مشورت دریافتی با موقعیت شما جور نیست

مشورت با خدا

مشورتی که ربط چندانی به مورد و کار شما ندارد، معمولا راهنماییِ خوبی نیست. جِرِمی گرینبِرگ (Jeremy Greenberg)، استراتژیست کسب‌وکار، می‌گوید: «افراد معمولا براساس تجربیات خودشان مشورت می‌دهند که آن هم شاید با موقعیتی که مشورت‌گیرنده درگیر آن است مطابقت نداشته باشد.» پس هرگاه مشورتی دریافت کردید که بیشتر به تجربه‌ی خود مشورت‌دهنده مربوط است، از خودتان بپرسید که آیا تجربه‌ی فلانی با موقعیتی که من هم‌اکنون درگیرش هستم هم‌خوانی دارد یا نه.

به‌گفته‌ی گرینبِرگ، معمولا تطابق درخور توجهی وجود ندارد و در بسیاری موارد ازجمله قضایای شغلی یا جابه‌جایی تا حد زیادی ترجیحات فردی در کار است.


3. مشورت‌دهنده بدون اینکه گوش کند فقط حرف می‌زند

مشورت با قرآن

اگر مشورت‌دهنده زیاد از «باید» استفاده می‌کند مراقب باشید. مشورت‌دادن خوب نیازمند اطلاع از شرایط طرف مقابل است و زمانی مشورت‌دهنده می‌تواند به‌درستی از شرایط‌تان مطلع شود که وقت بگذارد و سؤالاتی از شما بپرسد.

کامِرون می‌گوید: «اغلب مشورت‌دهندگان خوب، پیش از بیان سخنان حکیمانه‌شان، سؤالات روشن‌کننده می‌پرسند.»


4. مشورت صرفا حول محور نتیجه‌ی نهایی می‌چرخد و نه فرایند تصمیم گیری

مشورت در اسلام

به‌توصیه‌ی گرینبِرگ، درباره‌ی مشورت‌هایی که فقط بر خود تصمیم متمرکزند و درخصوص مراحل تصمیم گیری کمکی نمی‌کنند محتاط‌تر رفتار کنید، چراکه فرایند ارزیابی به‌اندازه‌ی جواب نهایی حائز اهمیت است.

گرینبِرگ می‌گوید: «ارزیابی نقاط قوت و ضعف گزینه‌های موجود، نه‌تنها کمک‌تان می‌کند که بهترین تصمیم را بگیرید، بلکه درجه‌ی پشیمانی را به حداقل می‌رساند و باعث می‌شود که از تصمیم‌تان راضی‌تر باشید.»
 


5. مشورت‌دهنده جهت‌گیری احساسی دارد

مشورت کردن

وقتی از کسی مشورت می‌گیریم، درواقع قصد داریم نظر بی‌طرفانه‌ی شخص دومی را بشنویم. اما به‌عقیده‌ی گرینبِرگ اگر مشورت‌دهنده به‌لحاظ احساسی درگیر شده باشد، گاهی بهتر است که مشورتش را نادیده بگیرید.

گرینبِرگ می‌گوید: «غلیان احساسی زیاد می‌تواند نشانه‌ی جهت‌گیری مشورت‌دهنده باشد. شاید او برنامه‌ای در سر دارد که با برنامه‌‌ی شما نمی‌خواند.»


6. مشورت دریافتی با حس درونی‌تان مغایر است

مشورت با همسر

اگر ندای درون‌تان با مشورت دریافتی مخالف است، شاید بد نباشد که به حس درونی‌تان اعتماد کنید. مَسینی در این‌باره می‌گوید: «احتمال زیادی وجود دارد که حس‌تان درست باشد.» البته که مشورت کردن خوب است، اما خیلی اوقات هم که به‌دنبال مشورت با دیگران هستیم، خودمان می‌دانیم که بهتر است چه تصمیمی بگیریم.

به‌گفته‌ی مَسینی، گاهی مشورت‌ها فقط باعث می‌شوند که در تصمیمات‌مان تجدیدنظر کنیم و از انجام آنچه بهترین است منصرف شویم. اما شاید گاهی بهتر باشد که به خودمان گوش کنیم، چراکه بالاخره بهتر از هرکس دیگری خودمان را می‌شناسیم.


چگونه به مشاوره‌ی غلط پاسخ بدهیم؟

مشورت با روانشناس

اگر متوجه شدید که درحال دریافت مشورت درستی نیستید، باز هم می‌توانید ادامه‌ی صحبت‌های طرف مقابل را بشنوید. به‌اعتقاد گرینبِرگ، «اشکالی ندارد به مشورتی که لزوما کمک‌کننده نیست گوش کنید.» شاید مشورت کردن با طرف مقابل به‌کارتان نیاید، اما حداقل می‌توانید از خلال صحبت‌هایش به چیزی درباره‌ی خود آن شخص پی ببرید که بعدها به‌دردتان بخورد یا حتی می‌توانید در فکرتان، برای طرف مقابل استدلال مخالف بیاورید.

گرینبِرگ می‌گوید: «مهم این است که وقتی می‌فهمید مشورتی مشکوک است، تحت‌تأثیر قرار نگیرید.»

پیشنهاد گرینبِرگ این است که اگر مشورت‌دهنده پافشاری کرد و در معذورات قرار گرفتید، از او تشکر کنید و بگویید که برای فکر‌کردن و هضم صحبت‌هایش به زمان بیشتری احتیاج دارید. شاید طرف مقابل اصرار داشته باشد که به مشورتش گوش کنید، اما اگر می‌دانید که مشورت کردن با او بی‌فایده است، مؤدبانه و مختصر توضیح بدهید که سخنانش بسیار مفید بود، اما اکنون باید خودتان کمی بیشتر به قضیه فکر کنید.

مَسینی هشدار می‌دهد که در چنین شرایطی خودتان را درگیر سروکله‌زدن نکنید، چراکه نتیجه‌ی خاصی برای‌تان نخواهد داشت. درعوض مؤدبانه خودتان را برهانید!
 

 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-consultation-

 

https://keramatzade.com/How-to-control-perfectionism-

بکشیم و کدام یک از رفتارهای ما نشان‌دهنده‌ی کمال‌گرایی خارج از کنترل است.

چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن کمال گرایی ارزش بسیار بالایی دارد. از سنین بسیار کم، پدر و مادر، مربیان و معلمان همیشه ما را تشویق کرده‌اند که به اهداف بزرگ برسیم؛ ولی هرگز به ما تعادل را نیاموخته‌اند. در این مقاله، دکتر «تراویس برادبری» ما را با 9 نشانه‌ی کمال گرایی بیش‌ازحد و راه‌های غلبه بر این نشانه‌ها و افکار اشتباه آشنا می‌کند.

بسیاری از مردم به‌شدت به کمال گرایی خود پایبندند و تا جایی که از آن شری حاصل نشود کمال گرایی خود را به‌عنوان یک فضیلت می‌ستایند. ولی این رویه مشکل‌ساز است و بررسی‌های فراوانی که به‌طور جداگانه در دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشگاه تهران انجام شده، نشان می‌دهد که کمال‌گرایی موجب افسردگی، اضطراب و مسائل بهداشت روانی فراوانی می‌شود.

برای مقابله با کمال گرایی باید بفهمید که چه زمانی این کمال گرایی شما را عقب نگه داشته است. این کار دشواری است، چون معمولا تمایلات کمال‌گرایانه زیر نقاب سخت کوشی و اشتیاق پنهان می‌شوند.

«تال بن شاهار» (Tal Ben-Shahar) می‌گوید که باید ذهنیت خود را از کمال‌گرایی به مطلوب‌گرایی (optimalist) تغییر دهید. افراد مطلوب‌گرا فقط به‌اندازه‌ای که برای موفقیت کافی است، تلاش می‌کنند و در رسیدن به اهداف خود، انعطاف‌پذیری، قابلیت تغییر و توانایی سازگاری بیشتری نسبت‌ به افراد کمال‌گرا دارند.

تغییر رویکرد از کمال‌گرایی به مطلوب‌گرایی موجب می‌شود که شادتر باشید و بهره وری بیشتری داشته باشید. ابتدا باید نشانه‌های کمال‌گرایی که شما را عقب نگه داشته است، شناسایی کنید. سپس باید به‌دنبال آن دسته از نشانه‌های کمال‌گرایی باشید که از کنترل شما خارج شده‌اند.


1. می‌دانید کمال گرایی‌تان مسئله‌‌ساز است، ولی فکر می‌کنید این بهایی است که باید برای موفقیت بپردازید

کمال گرایی چیست؟

گاهی واقعا باید به خودتان فشار بیاورید تا به موفقیت برسید. وقتی کمال‌گرایی‌تان از کنترل خارج می‌شود، به کارهایتان برچسب سخت‌کوشی می‌زنید تا درد و رنج غیرضروری‌ای را که متحمل می‌شوید توجیه کنید. ولی اشتباه نکنید، کمال‌گرایی موجب مبارزه و تقلایی غیرضروری و بیهوده می‌شود. اگر بتوانید کمال‌گرایی‌تان را کنترل کنید، با تلاش و زحمت کمتر، کارهای بیشتری را انجام خواهید داد.


2. در مقابل بازخوردها حالت تدافعی می‌گیرید

افراد کمال‌گرا به شدت به آنچه دیگران در مورد آنها فکر می‌کنند، اهمیت می‌دهند و این مسئله باعث می‌شود که پذیرش بازخورد برایشان دشوار باشد. حتی بازخوردهای مفیدی که به‌خوبی بیان شده نیز برای آنها آزاردهنده است. شاید شما نیز قبل از اینکه حتی متوجه شوید که با بازخورد ارائه‌شده مخالف هستید یا نه، بلافاصله حالت تدافعی می‌گیرید. این واکنش خودکار و طبیعی شماست. شما به‌عنوان فردی کمال‌گرا به‌طور طبیعی تمایل شدیدی به رسیدن به موفقیت دارید. ولی باید با این حقیقت کنار بیایید که بازخورد (حتی بازخوردهای بی‌رحمانه) در نهایت موجب بهبود کار شما می‌شود. اگر بازخورد دیگران را بپذیرید، به شما کمک می‌کند که به کمال نزدیک‌تر شوید.


3. باوجود اینکه انتقاد دیگران را تحمل نمی‌کنید، خودتان از دیگران انتقاد می‌کنید

کمال گرایی منفی

افراد کمال‌گرا با وجود ناتوانی در پذیرش انتقاد، از دیگران انتقاد می‌کنند. آنها همیشه خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، بنابراین تحقیرکردن طرف مقابل، به‌ویژه اگر آن فرد تهدیدی برای آنها به شمار برود، احساس خوبی به آنها می‌دهد. البته همیشه دلیل انتقاد آنها این مسئله نیست. گاهی کمال‌گرایان به این دلیل از دیگران انتقاد می‌کنند که عملکرد آنها را با همان استانداردهای دست‌نیافتنیِ عملکرد خودشان، می‌سنجند.


4. همیشه کارهایتان را عقب می‌اندازید و امروز و فردا می‌کنید

یکی از نشانه های افراد کمال گرا عقب انداختن کارها به دلیل ترس از شکست - کمال گرایی

کمال‌گرایی و ترس از شکست همیشه در کنار هم هستند. این ترکیب موجب عقب‌انداختن کارها می‌شود، چون حتی وظایف عادی و معمولی نیز وقتی انتظار داریم که بی‌عیب و نقص انجام شوند، دلهره‌آور و نگران‌کننده می‌شوند. بیشتر نویسندگان، ساعت‌های فراوانی را صرف پردازش و فکرکردن به شخصیت‌ها و طرح داستان می‌کنند و حتی پشت سر هم صفحاتی را می‌نویسند که خودشان هم می‌دانند، هرگز از آنها در کتاب خود استفاده نخواهند کرد. دلیل این شیوه و روش آنها این است که می‌دانند، شکل‌گرفتن ایده‌ها نیاز به زمان دارد.

کمال‌گرایان معمولا زمانی که باید کاری را شروع کنند، متوقف می‌شوند؛ چون می‌دانند که ایده‌هایشان عالی نیست و احتمالا آنچه تولید می‌کنند چیز خوبی نخواهد بود. ولی اگر دست به کار نشوید و به ایده‌هایتان زمانی برای رشد و تکامل ندهید چطور می‌توانید اثری عالی خلق کنید؟ «جودی پیکو» (Jodi Picoult) اهمیت پرهیز از کمال‌گرایی را به‌ زیبایی و به‌طور خلاصه بیان کرده است. او می‌گوید: «شما می‌توانید یک صفحه‌ نوشته‌ی بد را ویرایش کنید، ولی نمی‌توانید صفحه‌ای خالی را ویرایش کنید.»
 


5. عذاب وجدان دارید
کمال گرایی در ازدواج

از ذهن افراد کمال‌گرا همواره جریانی از افکار منفی و حس گناه عبور می‌کند، چون همیشه حس می‌کنند که به‌اندازه‌ی کافی تلاش نکرده‌اند. این حس گناه موجب افزایش استرس می‌شود و به‌‌راحتی می‌تواند به شکل افسردگی و اضطراب بروز کند. این حس گناه با گفت‌وگوی درونی (self-talk) تقویت می‌شود. هرچه بیشتر افکار منفی‌تان را تکرار کنید، قدرت بیشتری به آنها می‌دهید. بیشتر افکار منفی ما فقط تصورات ما هستند، نه حقایق! وقتی حس می‌کنید که گفت‌وگوهای منفی و بدبینانه‌ی درونی‌تان کم‌کم دارد باورتان می‌شود، باید همانجا توقف کنید و آنها را یادداشت کنید. واقعا باید کاری را که انجام می‌دهید، متوقف کنید و چیزی را که به آن فکر می‌کنید، یادداشت کنید. وقتی برای مدت کوتاهی جریان افکار منفی‌تان را آهسته‌تر کنید، می‌توانید عاقلانه‌تر و هوشیارانه‌تر، درستی این افکار را ارزیابی کنید.


6. خودتان را تنها مقصر عالَم می‌دانید

جدی بودن افراد کمال‌گرا در امورشان به‌حدی است که موجب می‌شود در تأثیر قصورات‌شات غلو کنند. حتی اتفاقات جزئی هم باعث می‌شود که به‌شدت ناامید شوند. این مسئله بسیار مهم است، چون موجب می‌شود که این افراد انعطاف‌پذیری کمتری داشته باشند و نتوانند پس از شکست دوباره تلاش کنند تا درنهایت به موفقیت برسند. کمال‌گرایان باید بیاموزند که شکست به این معنی نیست که آنها به اندازه‌ی کافی خوب نیستند.


7. از شکست دیگران خوشحال می‌شوید

البته این راز کوچک کمال‌گرایان آن‌قدرها هم که به‌نظر می‌رسد، شیطانی نیست. معمولا افراد بیچاره و شکست‌خورده به‌دنبال کسی مانند خود می‌گردند و کمال‌گرایان نیز وقتی می‌بینند که دیگران همان ناامیدی و سرخوردگی آنها را تجربه می‌کنند، احساس خوبی پیدا می‌کنند. البته این تسکین و احساس خوب، عمر کوتاهی دارد و باعث می‌شود که کمال‌گرایان به دلیل اینکه تا این حد رقابتی بوده‌اند، احساس بدی پیدا کنند.


8. از خطرکردن می‌ترسید

ترس از شکست، موجب ترس از خطرکردن نیز می‌شود. سخت‌کوشی، تحقیق و توجه زیاد شما به جزئیات موجب می‌شود که به ایده‌های خوب و تازه‌ای برسید؛ ولی متأسفانه ایده‌هایتان معمولا به‌دلیل انفعال و تردیدی که به خاطر ترس از خطرکردن دارید، به جایی نمی‌رسد. تنها راه به دست‌آوردن توانایی خطرکردن این است که خطر کنیم. شروع هیچ کاری ساده نیست، ولی با دست‌زدن به کارهایی که از انجام‌شان می‌ترسید، اعتماد به نفس خود را بالا می‌برید و متوجه می‌شوید که آن کار به اندازه‌ای که تصور می‌کردید، سخت و دشوار نیست.


9. با ترسِ ردشدن از سوی دیگران زندگی می‌کنید

کمال گرایی مثبت

افراد کمال گرا همیشه نگران هستند که دیگران آنها را تایید نکنند - کمال گرایی

کمال‌گرایان برای رسیدن به حس موفقیت به تأیید دیگران نیاز دارند. این ذهنیت به ترسی فلج‌کننده از ردشدن از سوی دیگران منتهی می‌شود. کمال‌گراها از چیزهایی مانند درخواست اضافه‌ حقوق یا دنبال‌کردن علایق خود، به‌جای انجام کاری که مورد تأیید دیگران است، وحشت دارند. زندگی‌کردن با ترس ردشدن از سوی دیگران وحشتناک است، موجب خاموش‌شدن شعله‌ی خلاقیت می‌شود و پیشرفت‌های فردی را کُند می‌کند. هر وقت حس کردید که بیش‌ازحد به آنچه دیگران در مورد شما فکر می‌کنند، اهمیت می‌دهید، این گفته‌ی «دکتر زوس» (Dr. Seuss) در مورد اصالت را به یاد بیاورید: «خودت باش و آنچه را حس می‌کنی بگو، چون آنهایی که اعتنا می‌کنند، اهمیتی ندارند و آنهایی که مهم هستند، اعتنایی نمی‌کنند.»


کلام آخر

برای غلبه کردن بر کمال گرایی باید واقعی‌ترین و اصیل‌ترین نسخه‌ی خودتان باشید. یعنی چیزهایی را که دوست دارید دنبال کنید، اطمینان داشته باشید که سخت‌کوشی شما نتیجه خواهد داد، از اشتباهات خود درس بگیرید و به دنبال رضایت درونی باشید، نه تأیید دیگران.

منبع : https://keramatzade.com/How-to-control-perfectionism-

 

 

 

 چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟ کمال گرایی چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟

 

https://keramatzade.com/The-secret-of-becoming-wealthy-celebrities

ثروتمند شدن باید اول نیّت کنید

راز ثروتمند شدن افراد مشهور

شاید شما هم در زندگی روزهایی را تجربه کرده‌اید که از ته دل، دوست داشته‌اید پدرتان ثروتمند بود، یا به عبارت خودمانی‌تر، دوست داشته‌اید بچه‌ پولدار باشید و احتمالا تمام ناکامی‌های مالی و غیرمالی زندگی‌تان را به گردن والدین خود انداخته‌اید. این طرز تفکر واقعا قشنگ نیست.   ارسطو می‌گوید:
 

    «ما به آنچه که مرتب انجام می‌دهیم بدل می‌شویم، پس برتری یک فعل نیست، بلکه یک عادت است.»

تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که راز ثروتمند شدن بیل گیتس و سایر ثروتمندان چیست؟ آنها چه ویژگی‌هایی را به عادت تبدیل کرده‌اند و چگونه با تکیه بر توان خود، به موفقیت دست پیدا کرده‌اند؟ در این مقاله می‌خواهیم به این سؤال‌ها جواب بدهیم. با ماهمراه باشید.


1. ثروتمندان هدف‌گذاری می‌کنند

راز ثروت

ثروتمندان اهدافی دارند که آنها را پولدار می‌کند. هیچ‌کس اتفاقی ثروتمند نمی‌شود، برای ثروتمند شدن باید اول نیّت کنید؛ یعنی به طور واضح و مشخص باید به خودتان بگویید: «من می‌خوام ثروتمند بشم». با تأکید بر این هدف، انگیزه‌ی شما بیشتر می‌شود و همه‌ی اقدامات و تلاش‌هایتان در راستای رسیدن به هدف قرار می‌گیرد. وقتی هدفی نداشته باشید مقصدی هم در کار نیست؛ اما با مشخص کردن چشم‌انداز و تعیین هدف برای خود، به تصویری از آینده دست می‌یابید که بسیار شیرین و جذاب است؛ پس سعی می‌کنید در مسیر رسیدن به آن قرار بگیرید و مؤثرتر عمل کنید.
 


2. ثروتمندان بر یک کار مشخص تمرکز دارند

لیزر، سخت‌ترین اشیاء را نیز برش می‌دهد و به هر چیزی نفوذ می‌کند. فکر می‌کنید علت چیست؟ لیزر، ویژگی عجیب و نامتعارفی دارد؛ اشعه‌ی لیزر متمرکز است و تمام قدرتش را بر نقطه‌ای مشخص از یک شی‌ء متمرکز می‌کند و آن‌قدر این کار را ادامه می‌دهد که نقطه‌ی مذکور ذوب می‌شود. ثروتمندان مانند لیزر هستند. آنها اهداف مشخص و بزرگی تعیین می‌کنند. به اهداف خود پایبند هستند و همه‌ی تلاش‌های خود را برای رسیدن به اهداف‌شان متمرکز می‌کنند. آنها آن‌قدر تلاش می‌کنند تا به اهداف‌شان برسند. اما آدم‌های معمولی متمرکز نیستند. آدم‌های معمولی هر چه پیش آید را خوش می‌دانند یا اگر هم ناخوش می‌دانند، در هیچ رخدادی تصمیم‌گیرنده نیستند. اگر می‌خواهید راز ثروتمند شدن را بدانید؛ هدف، تلاش و تمرکز داشته باشید.
 


3. ثروتمندان وقت را طلا می‌دانند

راز ثروتمند شدن در قرآن

برایان تریسی می‌گوید: «ثروتمندان، دستاوردشان را هر ساعت محاسبه می‌کنند و نه در آخر ماه یا آخر سال». زیرا قدر زمان را به خوبی می‌دانند. با این روش به خوبی درمی‌یابند که چه موقع و با چه کاری زمان خود را تلف کرده‌اند. ثروتمندان هر کاری را بر اساس زمان‌بندی دقیق انجام می‌دهند و حتی برای یک دقیقه هم ارزش قائل‌اند. آنها وقت خود را پای تلویزیون یا شبکه‌های اجتماعی تلف نمی‌کنند. پس شما هم به جای اینکه این‌قدر صفحات اجتماعی «ریچ کیدز» و… را بالا و پایین کنید، برنامه‌ریزی داشته باشید و قدر وقت‌تان را بدانید.
 


4. ثروتمندان کمتر از درآمدشان خرج می‌کنند

برای ثروتمند شدن مواظب دخل و خرج خود باشید

همیشه کمتر از درآمدتان خرج کنید یا به زبان بازاری‌های قدیمی، سعی کنید دخل‌تان خیلی بیشتر از خرج‌تان باشد. افرادی که دید خوبی در اقتصاد ندارند، هیچ‌وقت پولدار نمی‌شوند به خاطر اینکه به محض افزایش موقتی درآمد، شروع به خرج کردن می‌کنند و هزینه‌هایشان زیاد می‌شود. پس اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، این شعار کلاسیک را آویزه‌ی گوش‌تان کنید: «همیشه 10 درصد درآمد خود را ذخیره کنید». اما یادتان باشد که این تنها یکی از شروط لازم برای ثروتمند شدن است. باید هوش خود را به کار بگیرید. وارن بافت معتقد است:

    «آنچه را که بعد از خرج کردن باقی مانده است، ذخیره نکن؛ آنچه را که بعد از ذخیره کردن باقی مانده‌ است، خرج کن.»

همیشه حواس‌تان به بودجه‌ای که تنظیم کرده‌اید باشد و حساب و کتاب درآمد و مخارج‌تان را داشته باشید.



5. ثروتمندان سخت کار می‌کنند

راز ثروتمند شدن در چیست؟

ثروتمندان به هیچ‌وجه تنبل نیستند. آنها سخت کار می‌کنند. خواهش می‌کنم مثال‌های افرادی را که اجداد ثروتمند داشته‌اند، کنار بگذارید. تازه اگر بحث ثروت بچه‌پولدارها هم باشد، نباید فراموش کرد که «ثروتمند ماندن» آسان‌تر از «ثروتمند شدن» نیست. اگر ثروت شما از آسمان هم بر سرتان باریده باشد، برای نگهداری از آن باید کار و تلاش کنید. کسی که همیشه کار و فعالیت می‌کند همیشه در جریان شرایط محیط است و در نتیجه فرصت‌های بیشتری برای کار و رشد دارد. ثروتمندان از مبارزه با سختی و کار زیاد، واهمه ندارند و دست به کارهایی می‌زنند که اغلب افراد عادی دور و بر آن هم نمی‌چرخند.
 


6. ثروتمندان مدام در حال یادگیری و رشد هستند

راز ثروتمند شدن سریع

هر چه بیشتر بدانید، درآمد بیشتری خواهید داشت. یادگیری، شما را قدرتمند می‌کند. هر چند کار و تلاش لازمه‌ی ثروتمند شدن است، اما شرطی کافی برای این امر نیست. قبل از کسب درآمد باید به ارزشی که در مقابل کسب درآمد عرضه می‌کنید، فکر کنید و تنها راه توسعه‌ی این ارزش، رشد و یادگیری پیوسته است. همیشه سعی کنید مهارت‌های جدید و در نتیجه تجارب تازه کسب کنید.
 


7. ثروتمندان با ثروتمندان اوقات می‌گذرانند

راز ثروتمند شدن بیل گیتس

افراد پولدار معمولا دوستانی مانند خودشان دارند. از قدیم گفته‌اند: «دوستانت را نشان بده تا بفهمم چه کسی هستی». شاید در حال حاضر شما چندان پول و پله‌ای ندارید و در گروه متمولین جای نمی‌گیرید، اما معاشرت با افراد ثروتمند بر منش و سبک زندگی شما اثر می‌گذارد. ضمن اینکه فرصت‌ها و محیط‌های جدیدی را نیز تجربه می‌کنید.


8. ثروتمندان پشتکار دارند

ثروتمندان هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شوند. ثروتمند شدن به یکباره و ناگهانی رخ نمی‌دهد. ثروتمند شدن، حاصل سال‌ها تلاش و شکست و پیروزی توأم است. شاید در سفر به سوی هدف، بارها سرمایه‌ی خود را از دست بدهید. اما با درس گرفتن از اشتباهات و کسب تجربه، بالاخره استقلال مالی کسب خواهید کرد و به آرزوهایتان می‌رسید.
 


9. ثروتمندان به شکلی حساب‌شده خطر می‌کنند

راز ثروتمند شدن در قرآن

افراد پولدار عاشق خطر کردن یا به قول فرنگی‌ها، ریسک کردن هستند. وقتی تصمیم بگیرند که کاری را انجام دهند، بی‌محابا به سمت آن می‌دوند و هر چه در مسیر برای‌شان پیش آید را می‌پذیرند. گاهی با اتفاقات غیرمنتظره روبه‌رو می‌شوند و گاهی فرصت‌های دلپذیر و اتفاقی، سرعت‌شان را بیشتر می‌کند. شجاع باشید، اما یک شجاعِ منطقی و جرأت شروع کردن داشته باشید. اگر دوست دارید که هیچ خطری شما را تهدید نکند، پس باید هیچ کاری نکنید و در خانه بمانید. شروع کنید و نترسید؛ اما دقت کنید و آمادگی مواجه شدن با هر مشکلی را پیش‌بینی کنید. به خاطر اینکه ممکن است مشکلی بر سر راه شما سبز شود، کنار نکشید و یادتان نرود که همه‌ی تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نگذارید.
 


10. ثروتمندان دست و دلباز هستند

راز ثروتمند شدن ثروتمندان ایران

این افراد بسیار بخشنده‌اند. اگر به داستان زندگی هر کدام از آنها نگاه کنید، در می‌یابید که آنها بسیار انسان‌دوست هستند. مثلا راکفلر، بیل گیتس، اندرو کارنگی و خیلی‌های دیگر، فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی امور خیریه دارند.

امیدوارم‌ 10 راهکار گفته‌شده، انگیزه‌ی ثروتمند شدن را در شما بیدار کرده باشد. راز ثروتمند شدن در یک کلام، تغییر عادت‌های روزانه‌ی شماست به اضافه‌ی هدف و انگیزه. برای پی بردن به راز ثروتمند شدن، باید خودتان را دقیق نگاه کنید و با عزمی جزم و تلاشی خستگی‌ناپذیر، تلاش و کوشش کنید. اگر هم روزی ثروتمند شدید، دعایی به جان نگارنده‌ی این سطور نیز بکنید.

منبع : lifehack

https://keramatzade.com/What-good-habits-have-we-got-to-reach-everything-

چه عادت های خوب داشته باشیم تا به همه چیز برسیم؟

عادات خوب افراد موفق

 

هر کسی که موفق به یادگیری ورزش یا سرگرمی‌های دیگری شده باشد، می‌داند که دست‌یابی به اهدافی مشخص چه‌قدر لذت‌بخش است! در حالی‌ که چیز جدیدی یاد می‌گیرید، در خودتان هم تغییرات مثبتی ایجاد می‌کنید و این، حقیقتی انگیزه‌بخش است!
بسیاری از این تغییرات مثبت، عادت‌های خوبی به همراه دارند. فعالیت‌های تکرارشونده مانند حضور منظم و هفتگی در فعالیت‌های ورزشی، به ایجاد تغییر در زندگی‌ کمک می‌کند. در این مقاله به این موضوع می‌پردازیم که چطور عادت‌های خوب، باعث رشد شخصی و حرفه‌ای شما می‌شوند.

 

 


تأثیر اهداف بر عادت‌ها

 

عادات خوب غذایی

اگر عادت‌های خوبی داشته‌ باشید، کسب موفقیت‌ و تحقق اهداف ارزشمند برای‌تان ساده‌تر خواهد بود. پژوهشی در سال 2007 نشان داد که اهداف انسان‌ها تنها عامل انگیزاننده‌ی آنها نیست. در واقع پس از تعیین هدف، عادت‌هایی که برای رسیدن به آن هدف در پیش می‌گیریم بیش از خود هدف، باعث انگیزش ما می‌شوند. همچنین پیشرفتی که در نتیجه‌ی این عادت‌ها به سوی هدف خواهیم داشت عامل انگیزاننده‌ی دیگری است. پژوهش دیگری در سال 2010 این موضوع را تأیید کرده است. در این پژوهش از افراد خواسته شده بود که عادت‌های غذایی سودمند را در خود تقویت کنند. نتایج حاکی از آن بود که افرادی که به آنچه انجام داده‌اند اهمیت می‌دهند و مطابق با آن در خود تغییر ایجاد کرده‌اند، در پایان موفق‌تر بوده‌اند.


خلق عادت‌های خوب

 

عادات خوب در زندگی

برای خلق عادت‌های خوب و ایجاد تغییرات مثبت به کمک آنها، گام‌های زیر را در پیش بگیرید:
1. مشخص کنید که می‌خواهید به چه برسید

نخست اهداف شخصی و حرفه‌ای‌تان را مشخص کنید. عادت‌های جدید‌تان بر پایه‌ی رسیدن به این اهداف شکل خواهند گرفت، پس مهم است که اهداف‌تان روشن باشند. اکنون یکی از اهداف را در نظر بگیرید و عادت‌هایی را که در رسیدن به آن هدف مؤثرند، تعیین کنید. به عبارت دیگر اقداماتی را که باید در مسیر تحقق هدف مورد نظر در برنامه‌ی روزانه‌تان جای بگیرند، مشخص کنید.

مثال:
مونا همیشه دلش می‌خواست به فرانسه برود. هدف او یادگیری زبان فرانسه برای فراهم شدن امکان تحقق این خواسته است. بنابراین او تصمیم می‌گیرد که هر روز، نیم ساعت به یادگیری زبان فرانسه بپردازد.


2. عادت‌های خوب را در میان کارهای روزمره جای بدهید
سعی کنید تا عادت‌های جدید را در کارهای روزانه‌ی همیشگی‌تان جای بدهید. زمان خاصی را به آنها اختصاص دهید، با این کار در زمان مربوطه تمام توجه‌تان را به آنها معطوف می‌کنید.
نکته:
زمان‌هایی را که بهره‌وری بیشتری دارید به عادت‌های جدیدتان اختصاص دهید، این کار شکل‌گیری و تداوم این عادات را آسان‌تر می‌کند. مقاله‌ی کدام کارها را صبح انجام دهیم؟ به شما کمک می‌کند تا زمان‌هایی را که بهره‌ورتر هستید شناسایی کنید.
مثال:
مونا می‌داند که در آغاز روز بهترین عملکرد را دارد در حالی‌ که بعد از کار خسته است و تمرکز کافی برای یادگیری ندارد. بنابراین تصمیم می‌گیرد تا صبح‌های زود به مطالعه‌ی فرانسه بپردازد. او طوری برنامه‌ریزی می‌کند که شب‌ها زود بخوابد و صبح‌ها زود بیدار بشود، عصر هر روز را به آماده کردن لباس‌ها، صبحانه و ناهار روز بعد می‌پردازد. همچنین صبح‌ها در مدت آماده شدن چای به فایل‌های صوتی زبان فرانسه گوش می‌کند.


3. به عادت‌هایتان توجه کنید

عادات خوب متولدین هر ماه

درحالی‌که عادت‌های جدید در شما تقویت می‌شوند، به آثار آنها در زندگی‌تان توجه کنید. اگر استمرار و حفظ برخی عادت‌ها برای‌تان دشوار است، به دنبال دلیل آن باشید. شاید انتخاب اهداف‌تان جاه‌طلبانه بوده است، اگر چنین است می‌توانید اهداف معقول‌تری انتخاب کنید که دستیابی کوتاه‌مدت به آنها به شما انگیزه می‌دهد. اگر عادت‌های جدید تغییراتی که انتظارش را داشتید به دنبال نداشته‌اند، اشکال کار را پیدا کنید. شاید لازم است عادت‌هایتان را اصلاح کنید.
مثال:
مونا پس از 3 هفته مطالعه‌ی فرانسه، متوجه شد که برخی کلمات را فراموش می‌کند. با بررسی روش مطالعه‌اش فهمید که با نوشتن، کلمات را بهتر به خاطر می‌سپارد. بنابراین شروع به نوشتن کلمات جدید و معانی‌شان در یک دفترچه کرد.


4. خویشتن‌داری بیشتری داشته باشید

مطالعه‌ای در سال 2012 نشان داد که ایجاد و حفظ یک عادت جدید به طور میانگین 66 روز طول می‌کشد. در طول این 66 روز باید خویشتن‌دار باشید و با وسوسه‌ی طفره رفتن از کارهایی که برنامه‌ریزی کرده‌اید مقابله کنید. یک ابزار سودمند برای تقویت خویشتن‌داری تهیه‌ی نقشه‌ی گنج است. نقشه‌ی گنج ترکیبی از تصاویر و دیگر ابزارهای دیداری است که نشان‌ دهنده‌ی چیزهایی است که برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنید. این نقشه اهمیت پیگیری عادت‌های مثبت جدیدتان را یادآوری می‌کند و همان چیزی است که در مواقع فروکش کردن شور و شوق‌تان، به شما انگیزه می‌دهد.
مثال:
مونا هم‌زمان با آغاز یادگیری فرانسه، یک نقشه‌ی گنج می‌سازد. او کولاژی از عکس‌های پاریس، خیابان‌ها و کافه‌های فرانسوی تهیه می‌کند. این تصاویر به او شور و هیجان می‌دهند. پس از دو هفته، بیدار شدن در صبح‌ زود برای مونا سخت می‌شود و بدش نمی‌آید بیشتر بخوابد، اما با نگاه کردن به نقشه‌ی گنج هدفش و اهمیت آن را به یاد می‌آورد و انگیزه می‌گیرد. بنابراین مغلوب خواب نمی‌شود و به پیگیری برنامه‌اش ادامه می‌دهد.


5. پشتیبان پیدا کنید

عادات ثروتمندان

پیگری و ادامه‌ی عادتی جدید، ممکن است که به تنهایی دشوار باشد. پس اهداف‌تان را با دوست یا همکاران‌تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید تا حمایت‌تان کنند و به شما انگیزه بدهند. مثلا می‌توانید از آنها بخواهید که هر از گاهی با شما تماس بگیرند و از پیشرفت‌هایتان بپرسند. اگر هدف مشترکی دارید می‌توانید در دیدارهای منظم هفتگی، با هم صحبت و یکدیگر را تشویق کنید.

برنامه‌های بسیاری برای حمایت و کمک به پیگری عادت‌های جدید وجود دارند. مثل Stickk که توسط دانشگاه ییل (Yale) تولید شده است. این برنامه امکان تعریف هدف و معرفی فردی را به عنوان راهنما یا ناظر فراهم می‌کند. با جستجو در اینترنت ابزارهای مشابه را خواهید یافت.
مثال:
مونا درباره‌ی هدفش با یکی از همکاران خود صحبت می‌کند و او قبول می‌کند تا در ساعت‌های مشخصی در روز با مونا به زبان فرانسه صحبت کند. مونا از اینکه یک حامی دارد نیرو می‌گیرد و همچنین فرصتی برای تمرین آموخته‌هایش پیدا می‌کند. در مقابل، مونا به همکار خود برای دستیابی به هدفش که یادگیری زبان انگلیسی است کمک می‌کند.

 

منبع : https://keramatzade.com/What-good-habits-have-we-got-to-reach-everything-

https://keramatzade.com/What-is-commercial-awareness-

آگاهی تجاری چه می باشد؟

آگاهی تجاری، یا شم کسب‌ و کار می‌تواند تفاوت بسیاری در مسیر شغلی شما به وجود آورد، چه در آغاز کار باشید و چه حرفه‌ای و باتجربه‌ باشید. باآگاهی تجاری می‌توانید تصمیمات منطقی و مبتنی بر اطلاعات بگیرید. بدون این مهارت، تصمیمات‌تان ناشیانه خواهد بود و افراد به سرعت اطمینان‌شان را نسبت به شما از دست می‌دهند. در این مقاله درباره‌ی چیستی آگاهی تجاری بحث می‌کنیم و خواهیم دید که چگونه می‌توانید آن را در حرفه‌تان توسعه دهید.


آگاهی تجاری چیست؟

 

تجارت

فرهنگ انگلیسی کسب‌وکار کمبریج آگاهی تجاری را این‌طور تعریف می‌کند: «دانش چگونگی درآمدزایی کسب‌وکارها، خواسته‌های مشتریان و مشکلات موجود در حوزه‌ای از کسب‌وکار.» به عبارت دیگر، آگاهی تجاری به معنی درک نیازهای شرکت به منظور سودآور بودن، موفق بودن و خدمات‌رسانی خوب به مشتریان است. با داشتن آگاهی تجاری، از ارزش‌های اصلی، بزرگ‌ترین رقبا، ذی‌النفعان کلیدی و چالش‌های تجاری فعلی سازمان خود اطلاع پیدا می‌کنید. همچنین نقاط قوت و ضعف سازمان را می‌دانید و می‌توانید از این اطلاعات برای تصمیم‌گیری‌های عاقلانه استفاده کنید.


مزایا و کاربردها

 

برند سازی

بسیاری از شرکت‌ها آگاهی تجاری را به عنوان شرطی کلیدی در استخدام‌های بالقوه می‌پندارند. افرادی که زمانی را برای درک چگونگی عملکرد و سودآوری سازمان صرف می‌کنند و اینکه چگونه صنعت به طور کلی عمل می‌کند، افرادی هستند که دارای سطح بالایی از انگیزه، علاقه و تمرکز بر سود و زیان هستند. این آگاهی به افراد استخدامی جدید کمک می‌کند تا از همان ابتدا کار خود را با شور و اشتیاق شروع کرده و تصمیمات آگاهانه‌ای اتخاذ کنند.

آگاهی تجاری می‌تواند عملکرد شما در نقش فعلی را هم بهبود ببخشد. وقتی صنعتی که در آن مشغول هستید را درک کنید و بدانید که چگونه نقش‌تان به رقابت کردن سازمان کمک می‌کند، تصمیمات بهتری می‌گیرید، مدیریت ریسک کارآمدتری خواهید داشت، قیمت‌های خوبی از عرضه‌کنندگان می‌گیرید، اعتبار خود به عنوان کارشناس را تقویت می‌کنید و احتمال ترفیع‌تان را بالا می‌برید. همچنین بیشتر قادر خواهید بود نیازهای مشتریان‌تان را برآورده کنید.

فارغ از اینکه در چه نقش یا صنعتی مشغول هستید، آگاهی تجاری سودمند است. حتی متخصصان در سازمان‌های غیرانتفاعی و دولتی نیز از آگاهی تجاری سود خواهند برد. در واقع، آگاهی تجاری می‌تواند مزیتی کلیدی و شخصی برای زمانی باشد که می‌خواهید در این بخش‌ها پیشرفت کنید.


چگونگی توسعه‌ی آگاهی تجاری

 

تجارت آنلاین

به خاطر داشته باشید که ایجاد آگاهی تجاری کار می‌برد. شما نمی‌توانید یک شبه درک عمیقی به وجود آورید؛ و این کار باید به بخشی از حرفه‌ای‌گری مداوم شما بدل شود. هدف‌تان یادگیری در مورد سازمان، بازار و صنعت است.
درک سازمان

بنیان آگاهی تجاری در ایجاد درک عمیقی از سازمان نهفته است از جمله اینکه سازمان چگونه کار می‌کند، چگونه پول در می‌آورد و بیشتر از همه به چه چیزی اهمیت می‌دهد. ابزارها و منابع بسیاری وجود دارند که به شما کمک می‌کنند تا این اطلاعات را به دست آورید.

ابتدا گزارش سالانه‌ی سازمان را دانلود کنید و به دقت آن را بخوانید. رهبران سازمان می‌گویند چه چیزی درباره کسب‌وکار مهم است و نحوه‌ی کار آن چگونه است؟ از چه شاخص‌هایی برای نشان دادن این مسئله استفاده می‌کنند؟ سپس به نتایج مالی نگاه کنید. آیا کسب‌وکار سودآور است و منبع درآمد و محل خرج این درآمد کجاست؟ این کار حوزه‌هایی کلیدی را برجسته می‌کند که باید مورد توجه قرار گیرند.

سپس مأموریت و بیانیه‌های سازمان، ارزش‌های اصلی، حوزه‌های کلیدی حاصل و اهداف آن را مورد تحلیل قرار دهید. سازمان چگونه باعث به وجود آمدن این موارد می‌شود؟ برای درک عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و فنی مؤثر بر سازمان و راهبرد بلندمدت آن، تحلیل PEST را انجام دهید. سپس به شایستگی‌های کلیدی که سازمان خواستار آنهاست نگاهی بیندازید. برای سهیم شدن در این موارد چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

سرانجام، با دقت نقش خود را بررسی کنید. چگونه برای سازمان‌تان ارزش‌افزایی می‌کنید یا چگونه باید ارزش‌افزایی کنید؟ چه کاری انجام می‌دهید که بر این اهداف تأثیرگذار باشد و زندگی را برای مشتریان‌تان بهتر کند؟ (اگر مطمئن نیستید، تحلیل زنجیره ارزش را انجام دهید تا مشخص شود که چه فعالیت‌هایی بیشترین ارزش را برای مشتریان‌تان به وجود می‌آورند.)
منابع و تأمین‌کنندگان را بشناسید

هر سازمانی برای آنکه عملکرد مؤثری داشته باشد به منابع و تأمین‌کنندگانی نیاز دارد و استفاده‌ی مؤثر از منابع و دست‌یابی به بهترین قیمت برای کالاها و خدمات مهم است.

ابتدا به منظور درک اهمیت نسبی منابع فعلی سازمان‌تان، تلاش کنید پی ببرید به کدام یک از این منابع نیاز بسیاری خواهید داشت و اینکه آیا دسترسی به این منابع به موفقیت سازمان‌تان کمک می‌کند یا مانع موفقیت آن می‌شود.

سپس هزینه‌ی این منابع را بررسی کنید. آیا سازمان‌تان خرید استراتژیک می‌کند؟ آیا از بهترین قیمت‌ها مطلع است؟ و آیا به اندازه‌ی کافی برای مذاکره‌ قیمت‌ها و قراردادها تلاش می‌کند؟

آیا عرضه‌کنندگان خدمات و پشتیبانی لازم را در اختیار شما می‌گذارند؟ تأمین‌کننده‌ های خود را ارزیابی کنید و مطمئن شوید که سطح مناسبی از خدمات را در اختیارتان می‌گذارند.
مشتریان و رقبا را درک کنید

برای درک سازمان‌تان باید در مورد مشتریان و رقبا نیز اطلاع داشته باشید. ابتدا فهرستی از رقبای خود تهیه کنید. نقاط قوت و ضعف آنها کدامند؟ عملکرد آنها در مقایسه با سازمان شما چگونه است؟

سپس تحلیل SWOT را انجام دهید. وضعیت سازمان شما نسبت به رقبا چگونه است؟ بزرگ‌ترین نقاط قوت و ضعفش چیست؟ آیا رقبا از این نقاط ضعف استفاده می‌کنند؟ و آیا نقطه قوتی پیدا کرده‌اید که سازمان شما از آن بی‌بهره باشد؟

حالا به بازار هدف سازمان‌تان نگاه کنید. این افراد که هستند؟ به چه چیزی اهمیت می‌دهند؟ سازمان شما چگونه تقسیم‌بندی بازار را انجام می‌دهد، یا بازاری کاملا جدید را به وجود می‌آورد؟ و این اطلاعات چه چیزی درباره‌ی نحوه‌ی کارتان به شما می‌گوید؟


در زمینه‌ی اطلاعات صنعت سازمان‌تان به‌روز باشید
تجاری سازی

به‌روز بودن در صنعت، بخشی از ایجاد آگاهی تجاری است. کار خود را با اشتراک در مجلات تجاری و صنعتی، فصل‌نامه‌ها، وبلاگ‌ها، اخبار، گزارش‌های مالی و وب‌سایت‌ها آغاز کرده و زمانی را صرف خواندن آنها کنید.

از طریق اشتراک نشریات یا وب‌سایت‌های تجاری هم می‌توانید در پیشرفت‌های کلی کسب‌وکار به‌روز بمانید. یا برنامه‌ی خبری معروفی درباره‌ی کسب‌وکار را نگاه کنید که نه تنها اخبار را گزارش می‌دهد، بلکه تحلیلی عینی از معنی اخبار را هم ارائه می‌کند. این به شما کمک می‌کند تا رویدادها و گرایش‌های فعلی را عمیق‌تر درک کنید و به معنی این رویدادها برای صنعت یا بخش خود پی ببرید.

سازمان‌های تجاری و شبکه‌های حرفه‌ای، منابع خوبی از اطلاعات مربوط به رویدادهای صنعتی هستند. برای مثال می‌توانید از طریق لینکدین با سایر متخصصان صنعت خود ارتباط برقرار کنید. این شبکه‌ی اجتماعی دارای هزاران گروه اینترنتی صنعتی هم هست که می‌توانید برای گسترش شبکه‌ی حرفه‌ای‌تان، به آنها بپیوندید، در بحث‌ها شرکت کنید و در مورد گرایش‌های جدید، بیشتر یاد بگیرید.
توجه:
به خاطر داشته باشید که یکی از مزایای ایجاد آگاهی تجاری این است که به شما کمک می‌کند تا دیدگاه‌های قوی و مستحکمی را شکل دهید که توسط عوامل، تأثیرات و گرایش‌های پیرامون‌تان به وجود آمده‌اند. هنگامی که اطلاعات خود را از منابع قابل اطمینان و عینی یا از متخصصانی که به آنها اعتماد دارید به دست می‌آورید، می‌توانید مطمئن شوید که قضاوت‌تان معقولانه است.
پروژه‌ها را ارزیابی و اولویت‌بندی کنید

بخش دیگرِ ایجاد آگاهی تجاری، یادگیریِ ارزیابی و اولویت بندی پروژه‌هاست تا قبل از پیشنهاد دادن ایده‌هایتان، مطمئن شوید که ایده‌های خوبی هستند. در ضمن باید پروژه‌هایی را در اولویت قرار دهید که متناسب با راهبرد سازمان‌تان هستند و اینکه آنها را بررسی کنید تا مطمئن شوید که ایده‌هایی عملی هستند.

تجاری سازی چیست؟

برای اینکه بفهمید آیا پروژه‌ها به لحاظ مالی برای سازمان‌تان سودآورند یا خیر، تحلیل هزینه-فایده را انجام داده و از ارزش‌ خالص فعلی و نرخ بازده داخلی برای تصمیم در مورد سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها استفاده کنید. (در جایی که اقتضا می‌کند از همکاران بخش مالی خود برای اطمینان از صحت محاسبات‌تان درخواست کمک کنید.)

 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-commercial-awareness-

https://keramatzade.com/How-are-dignitaries-

طولانی‌تری داشته و در سال‌های کهولت هم کمتر دچار اختلالات شناختی می‌شوند.

افراد وظیفه شناس چگونه هستند؟

حتی متعهدترین افراد هم ممکن است گاهی اوقات استانداردهای خود را رها کنند و از خودگذشتگی‌شان دچار لغزش شود. با این حال، وظیفه شناسبودن ویژگی‌ای است که می‌توان آن را تقویت کرد. این مقاله به شما نشان می‌دهد که چگونه این کار را انجام بدهید.


وظیفه شناس بودن یعنی چه؟

 

وظیفه شناسی

مطالعه‌ای که در سال 2007 در «Journal of Personality and Social Psychology» منتشر شد، به این مسئله پرداخت که وجدان کاری دارای دو بخش مجزاست. همه‌ی ما این دو بخش را داریم. (البته در اندازه‌های مختلف)

سخت کوشی از تمایل ما برای موفقیت و کامیابی نشأت می‌گیرد. محرک‌های معمول، فرصتی برای کار باکیفیت، نشان دادن مهارت و افزایش دانش ایجاد می‌کنند. اگر شما «وظیفه‌شناسِ سخت‌کوشی» باشید، در ایجاد طرح‌ها و تعیین اهداف، بهتر عمل می‌کنید. این طرح‌ها و اهداف را حتی اگر با شکست هم روبه‌رو شوند، سرسختانه دنبال می‌کنید و خودانضباطی و کنترل و اراده از خودتان نشان می‌دهید.

نظم، کمتر ریشه در بلندپروازی دارد و بیشتر ناشی از احساس وظیفه نسبت به گروه و سازمان‌تان است. شما به عنوان فرد «وظیفه‌شناسِ منظم»، در پیروی از قوانین و هنجارها و کوشا بودن و قابل اعتماد و مسئول بودن مهارت دارید. مرتب، مدبر و وقت‌شناس هستید. قبل از آنکه عمل کنید، فکر می‌کنید و برای انجام کار خوب اهمیت قائل هستید.

اگر فرد وظیفه‌شناسی باشید، در مقابل رفتارهایی که ممکن است به توانایی یا اعتبارتان آسیب برسانند مقاومت می‌کنید. ممکن است یکی از همکاران‌تان به خاطر کندی در شروع کار معروف باشد، اما شما باید از تعویق ‌کارها اجتناب کنید و بدون تأخیر و با اشتیاق، کار خود را شروع کنید.


مزایای وظیفه شناس بودن

 

وظیفه شناسی چیست؟

اگر احساس می‌کنید که مانند لیلای داستان ما هستید و فکر می‌کنید وظیفه شناس بودن امر خسته‌کننده‌ای است، چرا زحمت تلاش کردن را به خود می‌دهید؟

شواهد بسیاری وجود دارند مبنی بر اینکه وظیفه‌شناس بودن می‌تواند مزایای زیادی برای بسیاری از بخش‌های زندگی داشته باشد. پژوهشگران، وظیفه‌شناس بودن را بهترین و قابل اطمینان‌ترین ویژگی برای یافتن شغلی مناسب و عملکرد کاری موفقیت‌آمیز می‌دانند. وظیفه‌شناس بودن احتمال کسب درآمد بالاتر و رضایت شغلی بیشتر در زندگی را هم فراهم می‌کند.

داشتن نگرشی وظیفه‌شناسانه، به بیشتر شدن اعتبار شما هم کمک می‌کند. قابل اعتماد و سخت‌کوش و منظم به چشم آمدن، می‌تواند اعتبار بیشتری نسبت به افرادی که تنبل یا نامنظم به شمار می‌آیند برای شما به بار آورد. با این روش، شما در انجام کارها از راه دور، پیشرفت در حرفه‌تان و کار بر روی پروژه‌های حساس مورد اعتماد قرار خواهید گرفت. اگر هم مدیر وظیفه‌شناسی باشید، اعضای گروه‌تان می‌دانند که همیشه بر سر قول‌تان خواهید ماند.

مهم‌تر از همه اینکه بیشترین مزیت وظیفه‌شناسی برای سلامت شماست. مطالعات زیادی ثابت کرده‌اند که افراد بسیار وظیفه شناس، توجه بیشتری به تغذیه سالم و ورزش می‌کنند و در نتیجه عمر طولانی‌تری داشته و در سال‌های کهولت هم کمتر دچار اختلالات شناختی می‌شوند.


معایب وظیفه شناس بودن

 

وظیفه شناسی در اسلام

متأسفانه این رویکرد مسئولیت‌پذیرانه به کار، جنبه‌ی تاریکی نیز دارد. اگر می‌ترسید که از مسئولیت‌های خود غافل شوید و نتوانید آنها را انجام دهید، وظیفه‌شناسی‌تان می‌تواند به کمال گرایی و اعتیاد به کار تبدیل شود. احتمالا از شکست، آسیب بسیاری می‌خورید و مدام نگران هستید که دیگران چه فکری درباره‌ی شما می‌کنند. به گفته‌ی روان‌شناس معروف گریگوری فیست (Gregory Feist) خلاق بودن، خودجوش بودن و منعطف بودن برای‌تان سخت خواهد بود.


راهبردهایی برای وظیفه‌شناسی بیشتر

وظیفه‌شناسی زیاد، تفاوت مثبتی در زندگی‌تان به وجود خواهد آورد؛ پس باید آن را توسعه داده و بعد هم حفظش کنید. در این بخش هفت راهبرد برای انجام این کار معرفی می‌شوند:


1. وظیفه شناسی خود را ارزیابی کنید

چقدر وظیفه‌شناس هستید؟ آیا قبل از وبگردی، کار خود را تمام می‌کنید یا در طول روز مدام وب‌سایت‌های مختلف را زیر و رو می‌کنید؟ آیا از قبل برنامه ریزی می‌کنید، یا کار خود را روزانه پیش می‌برید؟ آیا قبل از اتمام پروژه، جزئیات آن را بررسی می‌کنید یا مستقیما به سراغ پروژه‌ی بعدی‌تان می‌روید؟

به خودآگاهی‌تان توجه کنید و تمرکز داشته باشید. چقدر حضور ذهن دارید؟ چقدر پاک کردن ذهن خود و تمرکز بر وظیفه‌تان را آسان می‌بینید؟ می‌توانید بدون اطلاع از وضعیت فعلی خود بهبود پیدا کنید؛ پس پرسش‌هایی از این قبیل را برای شناسایی حوزه‌هایی که باید بر آن تمرکز کنید در نظر بگیرید.


2. از سرعت خود بکاهید

زندگی ما پر از درخواست است؛ همکارانی که نیازمند توجه‌مان هستند، صدای زنگ تلفن، پروفایل‌های شبکه‌های اجتماعی که مدام توسط دوستان و آشنایان‌مان به روز می‌شوند. در میان این همه خواسته و فارغ از میزان تلاشی که می‌کنیم، وظیفه‌شناس بودن به رویایی غیرممکن تبدیل شده است.

در این حوزه، حرف‌های زیادی درباره‌ی کاهش سرعت عمل و سعی نکردن برای انجام همه‌ی کارها وجود دارد. به طور ویژه‌ای مراقب درخواست‌های غیرمنطقی باشید و در ارتباط با آنها کاملا قاطعیت داشته باشید. حتی اگر فهرست کارهایی که باید انجام بدهید بسیار طولانی است، از انجام چند کار به طور هم‌زمان بپرهیزید. در عوض، بر یک چالش متمرکز شوید تا بهتر بیندیشید، بهره‌وری‌تان را افزایش بدهید تا کمتر صدمه ببینید. به این ترتیب کیفیت کار شما افزایش خواهد یافت و فرصتی برای استراحت پیدا خواهید کرد.


3. منظم باشید

وظیفه شناسی در سازمان

نظم برای وظیفه‌شناسی امری حیاتی است؛ به ویژه اگر حجم کاری‌ِ سنگینی داشته باشیم و آدم‌های مختلف هم تقاضاهای زیادی مطرح کنند. بدون نظم، به آسانی دچار سردرگمی و تعلل می‌شویم.

شما می‌توانید با استفاده از ابزارهای مهم مدیریت زمان، مانند تهیه برنامه‌ی عملی و فهرست کارهایی که باید انجام شوند، نظم بیشتری در زندگی‌تان به وجود بیاورید. با پیدا کردن پربازده‌ترین زمان‌تان در طول روز و زمان بندی برای انجام مهم‌ترین فعالیت‌ها، با حداکثر قدرت‌تان کار کنید. هر آنچه که کارتان را دشوارتر می‌سازد یا موجب تأخیر می‌شود؛ حذف کنید. زمان آن رسیده که پرونده‌های خود را مدیریت کنید و از داده‌هایتان پشتیبان تهیه کنید تا در صورت نیاز، بتوانید آنچه را که می‌خواهید پیدا کنید.


4. عادات وظیفه‌شناسانه را پرورش دهید

به وجود آوردن عادات خوب می‌تواند زندگی شما را تا حد زیادی بهبود دهد چرا که برای انجام مسئولیت‌های مهم، به فکر و تلاش کمتری نیاز خواهید داشت. توجه کنید که چه رفتارهایی بیش از همه به سود شماست و آنها را به اعمال همیشگی و عادت تبدیل کنید؛ رفتارهایی مانند وقت‌شناسی و رعایت اصول.


5. تمرکز خود را تقویت کنید

وظیفه شناسی در کار

حواس پرتی ها فقط بهره‌وری‌تان را کاهش نمی‌دهند، بلکه سطح استرس را نیز افزایش می‌دهند چرا که موجب می‌شوند مدام توجه خود را به چیزهای دیگری معطوف کنید و دست‌یابی به اهداف را برای‌تان دشوارتر می‌سازند. از طریق بهبود توانایی تمرکز، می‌توانید استاندارد کارتان را بالا برده و با شفافیت بیشتری بر مسئولیت‌هایتان تمرکز کنید. سعی کنید از طریق مراقبه و ذهن آگاهی و با بهبود محیط، تغذیه و ساختار فکری‌تان، توجه خود را تقویت کنید.


6. به بیرون نگاه کنید

وظیفه‌شناس بودن، فراتر از صرفا نگاه به درون است. وظیفه‌شناسی درباره مسئولیت‌های شما نسبت به دیگران و روش تعامل‌تان با آنها نیز هست. بنابراین به خودتان فرصت دهید تا نیازهای سایر افراد را درک کنید و در مورد چگونگی ارتباط خود با دیگران هم بیشتر تأمل کنید. احتمالا این نگرش مثبت و باز اعتبار شما را افزایش می‌دهد و می‌تواند در برابر انزوا و اعتیاد به کار، از شما محافظت کند.


7. روی اراده‌ی خود کار کنید

وظیفه‌شناس‌تر شدن چالش دشواری است؛ به ویژه اگر تعلل یا تنبلی جزو رفتارهای معمول‌تان باشند. از سرکوفت زدن به خود بپرهیزید. به دنبال پشتیبانی و حمایت باشید. نگذارید ترس از شکست، شما را از دور خارج کند. پیشرفت‌تان را با همراهی یک مربی و مرشد، تحت نظر داشته باشید.

 

منبع : https://keramatzade.com/How-are-dignitaries-

https://keramatzade.com/What-are-the-ways-to-make-money-from-the-internet-

را به این صورت ایجاد کرده‌اند

راههای کسب درآمد از اینترنت چیست؟

 افراد زیادی در حوزه‌های مختلف تخصص دارند، اما تاکنون همیشه برای شرکتی به عنوان کارمند فعالیت کرده‌اند، مشکل اینجاست که این افراد به درستی نمی‌دانند که چگونه می‌توان به کسب درآمد از فضای آنلاین پرداخت؟ در این مقاله با چطور همراه باشید تا شما را با روش‌های مختلف کسب درآمد از اینترنت آشنا کنیم.
 


1. استارتاپ راه‌اندازی کنید

 

درآمد اینترنتی

فرصت‌های زیادی وجود دارند و اگر بتوانید سرویس یا ابزار آنلاینی راه‌اندازی کنید که بتواند نیازی پرتقاضا را برطرف کند، قادر خواهید بود تا کسب‌و‌کاری باارزش ایجاد کنید. البته راه اندازی کسب و کار نیازمند توجه، تلاش و البته منابع مالی است.

برخلاف سایر کسب‌و‌کارها، انواع استارتاپ ها با چالش‌های خیلی بیشتری روبه‌رو هستند. مهم‌ترین چیزی که قبل از شروع به آن نیاز ندارید یک مسئله است. مردم به چه چیزی نیاز دارند که درحال‌حاضر به آن دسترسی ندارند؟ چه راه‌حلی وجود دارد که شما می‌توانید آن را بهبود دهید؟ این اساس استارتاپ های موفق است.

وقتی مسئله یا نیاز موردنظر را پیدا کردید، باید ایده‌ی خود را اعتبارسنجی کنید و مطمئن شوید که مشتریانی وجود دارند که برای راه‌حل شما پول پرداخت کنند.

معنای این مرحله ساختن کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) است تا به کمک آن بتوانید از مشتری‌ها بازخورد بگیرید و بازار را برای عرضه‌ی محصول تست کنید. همچنین باید هزینه‌های تولید، عرضه و حاشیه‌ی سود خود را نیز محاسبه کنید.

البته شما برای ایجاد پول به خود پول نیاز دارید. گاهی اوقات هزینه‌ی راه اندازی استارتاپ بالاست. بعد از به پایان رساندن مرحله‌ی اعتبارسنجی، راه‌های مختلفی برای جذب سرمایه گذار اولیه وجود خواهد داشت.

هنگامی که به مرحله‌ی رشد رسیدید، باید همه‌ی توجه‌تان روی جذب مشتری بیشتر، جذب سرمایه‌ی بیشتر و رشد کسب و کار متمرکز باشد.


2. اپلیکیشن بسازید

درحال‌حاضر، تقاضای زیادی برای اپلیکیشن‌های مفید وجود دارد. دو روش اصلی برای کسب درآمد آنلاین از طریق ساخت اپلیکیشن وجود دارد:

اولین راه از طریق ایجاد استارتاپ است، در این روش شما ایده‌ای را به اپلیکیشن تبدیل می‌کنید. شما این ایده را اعتبارسنجی می‌کنید و برای بهبود آن پول جمع‌آوری می‌کنید تا توسعه‌دهنده استخدام کنید و محصولی مقیاس‌پذیر ایجاد کنید.

اگر همه‌ی کارها را درست انجام داده باشید، می‌توانید محصول خود را روی بازارهای اپلیکیشن همچون گوگل پلی، کافه بازار و … قرار دهید و هر بار که فردی اپلیکیشن شما را دانلود می‌کند پول درآورید.

دومین راه که ارزان‌تر هم هست، این است که خودتان اپلیکیشن موردنظرتان را توسعه بدهید. این روش به زمان بیشتری نیاز دارد، اما شما می‌توانید با قابلیت بوت استرپ (Bootstrap) برای توسعه‌ی نرم افزارها، مالکیت بیشتری روی محصول داشته باشید.


3. یک فروشگاه مجازی ایجاد کنید و محصولات فیزیکی بفروشید

 

کسب درآمد اینترنتی

می توانید با فروش محصول فیزیکی به کسب درآمد از اینترنت بپردازید

این یکی از قدیمی‌ترین روش‌های درآمدزایی آنلاین است. سازمان‌های زیادی کسب‌و‌کار خود را به این صورت ایجاد کرده‌اند. شما چندین انتخاب دارید:
محصولی فیزیکی ایجاد کنید که مردم به آن علاقه دارند

محصولات را با قیمت ارزان بخرید، بسته بندی محصولات را تغییر بدهید و با محصولات‌ دیگر ترکیب کنید و با قیمت بالاتر بفروشید.
وب‌سایتی با مخاطبان خاص درست کنید و از سیستم همکاری در فروش با سایر کسب‌و‌کارها استفاده کنید

در این سیستم شما محصول یک شرکت دیگر را در وب‌سایت خود می‌فروشید. اگر بتوانید محتوای باارزشی را برای کاربرانی که به‌دنبال اطلاعات محصولی خاص هستند، تهیه کنید و سپس آنها را به جایی که بتوانند آن را بخرند هدایت کنید، می‌توانید از هر فروش درصد دریافت کنید.

هر چند این روش برای رسیدن به درآمد، زمان و تلاش زیادی می‌طلبد، اما اگر توانایی تولید محتوای باکیفیت را داشته باشید، منبع خوبی برای درآمدزایی آنلاین خواهد بود.


4. به فریلنسری بپردازید

فریلنسری یکی از روش های کسب درآمد از اینترنت است

اگر مهارتی مثل مهارت نوشتن، طراحی، توسعه‌ی وب، بازاریابی، مدیریت پروژه و …دارید، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای درآمدزایی، فریلنسری است.

مشتری‌های زیادی برای این کار وجود دارند. برای شروع، میزان تقاضا برای مهارت‌تان را بسنجید. می‌توانید از بسترهای آنلاین زیادی برای پیدا کردن این موقعیت‌های کاری و تبدیل شدن به فریلنسر موفق استفاده کنید.


5. مشاوره‌ی آنلاین ارائه بدهید
 
کسب و کار در اینترنت

درست مثل کار فریلنسری، می‌توانید دانش خود را بفروشید. اگر بتوانید در نقش یک متخصص ظاهر شوید، می‌بینید که مردم زیادی وجود دارند که می‌خواهند برای زمان شما پول بپردازند.

همچنین می‌توانید مهارت و تجربه‌ی خود را در قالب برنامه‌ای خلاصه کنید. این مدل درآمدزایی از مقیاس‌پذیری بیشتری برخوردار است.


6. دوره‌های آنلاین ایجاد کنید

 

کسب درآمد و کار در اینترنت

اگر در زمینه‌ی خاصی متخصص هستید، می‌توانید دانش خود را به‌صورت دوره‌های آموزشی به فروش برسانید. این دوره‌ها می‌توانند در قالب کتاب الکترونیک ارائه شوند و درآمد زیادی ایجاد کند. درآمد حاصل از این دوره‌ها، درآمد غیرفعال است؛ یعنی فقط برای ایجاد آن زمان صرف می‌کنید و بعد با کمی بازاریابی شاهد درآمدزایی خواهید بود.


7. می‌توانید در آپارات یا سایر شبکه‌های اجتماعی کانال تأسیس کنید

شما می‌توانید از طریق تبلیغات، درآمدزایی کنید. پس هرچه بازدید بیشتری داشته باشید درآمد شما هم افزایش خواهد یافت. اغلب کانال‌های موفق به دو طریق درآمدزایی می‌کنند:

1. محتوای آموزشی: مردم همیشه می‌خواهند که ساده‌ترین روش را برای یادگیری بیشتر یک مهارت بیاموزند.

2. محتوای سرگرمی: بررسی محصولات، برنامه‌های کمدی، معرفی بازی‌های ویدئویی و … که می‌توانند برای سرگرم کردن مردم مورداستفاده قرار بگیرند.


8. پادکست ضبط کنید

 

راه کسب درآمد اینترنتی

پادکست‌ها بسیار پرطرفدار هستند، چرا که اغلب افراد زندگی پرمشغله‌ای دارند و گوش دادن، راه راحت‌تری برای دریافت محتواست. البته به دست آوردن مخاطب از این طریق کمی طول می‌کشد، اما فرصت‌های زیادی در این حوزه وجود دارد.


9. کار پاره‌وقت پیدا کنید

اگر بخواهید که کاملا به‌صورت آنلاین کار کنید فرصت‌های زیادی برای شما وجود دارد. شرکت‌ها و استارتاپ‌های زیادی هستند که می‌خواهند کارمندان دورکار داشته باشند. بعضی از این کارهای دورکاری مثل پشتیبانی مشتری حتی نیازمند مهارت‌های زیادی هم نیست.


10. در اینستاگرام تبدیل به یک اینفلوئنسر شوید

درباره‌ی اینفلوئنسر مارکتینگ چقدر اطلاعات دارید؟ اگر بتوانید با کمک روش های افزایش فالوئر در شبکه های اجتماعی و … در اینستاگرام دنبال‌کننده‌های زیادی برای خود دست‌وپا کنید، می‌توانید درآمد خوبی هم به دست آورید. برند های بزرگ و حتی استارتاپ‌ها، مبالغ بسیاری برای این کار می‌پردازند تا بتوانند در دید مخاطبان قرار بگیرند.


11. خانه‌ی خود را به‌صورت موقت اجاره دهید

شما می‌توانید بخشی از آپارتمان یا تمام آن را از طریق سرویس‌هایی مثل اسکان‌یار یا دهگردی به مسافران و گردشگران داخلی و خارجی اجاره دهید. البته باید همیشه در دسترس مهمان‌ها باشید تا بتوانید از آنها پذیرایی کنید.


12. به ثبت اطلاعات برای شرکت‌ها بپردازید

اگر از مهارت تایپ کردن سریع برخوردارید، می‌توانید برای وب‌سایت شرکت‌ها، شروع به وارد کردن آنلاین اطلاعات کنید.


13. به خریدوفروش دامنه‌ی اینترنتی بپردازید

خرید و فروش دامنه یک راه عالی برای کسب درآمد از اینترنت است

این کسب‌و‌کار چندین سال است که وجود دارد. با اینکه نام‌های خوب زیادی ثبت شده‌اند، اما می‌توانید همچنان نام‌های دیگری را با قیمت ارزان ثبت کنید و بعدا آنها را با قیمت بیشتری بفروشید.


14. تبدیل به یک مربی ورزشی آنلاین شوید

اگر دانش خوبی در زمینه‌ی تناسب اندام دارید و از کاریزما هم برخوردارید، می‌توانید به‌صورت آنلاین و پاره‌وقت کار کنید. وقتی شهرت شما بیشتر شد می‌توانید این کار را به‌صورت تمام‌وقت انجام دهید.


15. کار ویرایش ویدئو انجام دهید

تعداد ویدئوها در حال افزایش است و اغلب مردم به‌دنبال افراد حرفه‌ای در این زمینه می‌گردند. اگر مهارت کافی دارید می‌توانید به‌آسانی در این زمینه پول در بیاورید.


16. وب‌سایت آماده بخرید

 

چگونه کسب درآمد اینترنتی کنیم؟

وب‌سایت‌ها خیلی شبیه به سهام هستند. خیلی‌ها به درد نمی‌خورند، اما بعضی‌ها می‌توانند پول زیادی ایجاد کنند. خرید وب‌سایتی که ایده‌ای قوی برای درآمدزایی دارد، راه جالبی برای ایجاد درآمد آنلاین است. می‌توانید این وب‌سایت‌ها را در آینده به امید بالا رفتن ارزش‌شان خریدوفروش کنید.ش


17. مشاوره‌ی بازاریابی برای کسب‌و‌کارهای کوچک

اگر در زمینه‌ی بازاریابی، سئو و فرایند فروش محصولات تجربه دارید، می‌توانید این مهارت را در اختیار کسب و کارهای کوچک قرار دهید. اگر بتوانید در زمینه‌ی سئوی محلی برای کسب‌وکارهای محلی فعالیت کنید، شانس بالایی برای درآمدزایی خواهید داشت. کسب‌وکارها‌ همیشه به‌دنبال جذب مشتریان بیشتر هستند.

 

منبع : https://keramatzade.com/What-are-the-ways-to-make-money-from-the-internet-

https://keramatzade.com/Get-rich-by-leaving-a-few-habits

معایب شغل‌شان را می‌بینند. با چنین نگرشی، هرگز وضع مالی‌تان بهبود پیدا نخواهد کرد

پولدار شدن با ترک چند عادت

خیلی‌ها در زندگی برای پولدار شدن روش خودشان را دارند. بعضی از راه شانس ثروتمند می‌شوند؛ برخی دیگر ممکن است از طریق کار زیاد درآمدشان را افزایش دهند. معمولا افرادی که همیشه ثروتمند هستند، نقاط مشترکی باهم دارند. بااین‌حال، چه آنهایی که شانس داشته‌اند و چه آنهایی که از طریق کار زیاد پولدار شده‌اند، ممکن است به دلیل عادت‌های بد نتوانند پول‌شان را حفظ کنند. اینکه چرا برخی افراد همیشه پولدار باقی می‌مانند و برخی دیگر همیشه اندر خم یک کوچه‌اند، سؤالی است که ممکن است ذهن همه‌ی ما را گاهی به خود مشغول کند. برای پاسخ به این سؤال، پژوهشگران در یک مطالعه به‌مدت 5 سال دو گروه از افراد پولدار و بی‌پول را با یکدیگر مقایسه کردند (منظور از افراد بی‌پول لزوما قشر کم‌درآمد نیست، چه بسا افرادی که درآمد خوبی دارند ولی در مدیریت پول خود مهارت کافی ندارند و بنابراین همیشه جیب‌شان خالی است). نتایج مطالعه نشان داد بزرگترین تفاوت‌های ثروتمندان و فقرا به عادات رفتاری آنها مربوط است. بنابراین اگر می‌خواهید پولدار شوید، این مطلب را بخوانید و عادت‌ها و طرز تفکر افراد بی پول را ترک کنید.


1. افراد بی‌پول فقط به سرنوشت تکیه می‌کنند

 

پولداری

فقط در موارد بسیار نادر می‌توان به شانس یا سرنوشت تکیه کرد؛ مثل مواقعی که نمی‌دانید بلوز قرمز را انتخاب کنید یا آبی. اما هرگز نباید در مسائل بسیار مهم زندگی به این چیزها اعتقاد داشته باشید. افراد پولدار معتقدند که مسیر زندگی‌شان را خودشان تعیین می‌کنند. در مقابل، 90 درصد مردمی که بی‌پول هستند برای بدبختی و عواملی که نمی‌توانند آنها را کنترل کنند سرنوشت را سرزنش می‌کنند. این افراد برای بهبود رفاه‌شان ‌به‌جای آنکه پول‌شان را در راستای یادگیری و تحصیل خرج کنند، آن را برای پدیده‌های ماورایی و بخت‌آزمایی‌ها خرج می‌کنند.
 


2. افراد بی‌پول از آشنایی با افراد جدید دوری می‌کنند

 

پولدار شدن در ایران

٪68 پولدارها عاشق آشنایی و برقراری ارتباط با افراد جدید هستند، درحالی‌که فقط 11% از افراد بی‌پول این‌گونه رفتار می‌کنند. بیشتر کسانی که از لحاظ مالی در وضعیت پایداری هستند، برای داشتن یک حس خوب و حفظ آن تلاش می‌کنند. آنها حتی ممکن است روزهای مهم مانند روزهای عید و نظایر آن را به آشنایان جدید (و البته آشنایان قدیمی) تبریک بگویند، درحالی‌که بسیاری از افراد بی‌پول این‌کار را نمی‌کنند.
 


3. بی‌پول‌ها معمولا از شغل‌شان نفرت دارند

85 درصد از افرادی که در زمینه‌ی مالی موفق هستند، به کارشان علاقه دارند. برعکس افراد بی‌پول فقط معایب شغل‌شان را می‌بینند. با چنین نگرشی، هرگز وضع مالی‌تان بهبود پیدا نخواهد کرد. اگر کارتان را دوست ندارید آن را تغییر دهید، اما ناله نکنید. اگر هم نمی‌توانید آن را تغییر دهید سعی کنید جنبه‌های مثبت آن را ببینید. (بد نیست بدانید دلایلی وجود دارد که باعث می‌شود افراد به‌دنبال کار و شغلی که دوست دارند، نروند!)


4. بی‌پول‌ها به سلامتی خود اهمیت نمی‌دهند
پولدار شدن در منزل

افراد پولدار زمان زیادی را به سلامتی‌شان اختصاص می‌دهند. این افراد به طور منظم به پزشک‌شان مراجعه می‌کنند، شیوه زندگی سالم را انتخاب کرده‌اند، از فواید ورزش برای سلامتی آگاه‌اند و ورزش می‌کنند (76% از افراد پولدار 4 روز در هفته ورزش می‌کنند)، رژیم غذایی آنها متعادل است و موفق به ترک عادت های بد زندگی‌شان شده‌اند. اما در بین افراد بی‌پول، فقط 13% قبول دارند که سلامتی و موفقیت با یکدیگر ارتباط دارند.


5. بی‌پول‌ها ریسک نمی‌کنند
 
هنر پولدار شدن

فقط 6% از افراد بی‌پول حاضرند برای بهبود وضعیت مالی‌شان ریسک‌ها کنند. درحالی‌که میزان این ریسک پذیری برای افراد پولدار بیش از 50% است. بسیاری از افراد پولدار در این مطالعه خاطرنشان کردند که در طول زندگی‌شان حداقل یک‌بار با ریسک‌هایی مواجه شده‌اند که به شکست‌های بزرگ منجر شده است. اما آنها سعی کرده‌اند به‌جای گیرکردن در آن، با موفقیت از آن عبور کنند.
 


6. افراد بی‌پول به برنامه‌های تلویزیون وابسته هستند

 

بهترین کشور برای پولدار شدن

در میان افرادی که پولدار نیستند، 78% عاشق برنامه‌هایی هستند که در آن جزئیات زندگی خصوصی دیگران نشان داده می‌شود. درحالی‌که فقط 6% پولدارها چنین عادتی دارند. به‌طورکلی افراد پولدار وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون نمی‌کنند و شاید کمتر از یک ساعت در روز به آن اختصاص می‌دهند (شاید اگر افراد با ضررهای اعتیاد به تلویزیون آشنا شوند، زمان کمتری را به تماشای آن اختصاص بدهند). همین امر در مورد اینترنت نیز صادق است؛ افراد موفق کمتر از یک ساعت در روز در محیط اینترنت گشت می‌زنند، مگر اینکه به‌طور کلی کارشان برمبنای اینترنت باشد.


7. بی‌پول‌ها زیاد مطالعه نمی‌کنند

 

راههای پولدار شدن از طریق اینترنت

داستایوسکی بزرگ می‌گوید: «مطالعه‌نکردن به‌معنای فکرنکردن است». 88% افراد پولدار با این گفته موافق هستند. آنها حداقل 30 دقیقه در روز کتاب‌هایی درباره‌ی مسائل حرفه‌ای و شغلی، رشد فردی و ادبیات تاریخی مطالعه می‌کنند. درحالی‌که فقط 2% درصد افراد کم‌درآمد چنین کاری انجام می‌دهند. البته همان‌طور که گفته شد، منظور از افراد بی‌پول، لزوما قشر کم‌درآمد جامعه نیست. بسیاری از افراد به‌اندازه‌ی کافی درآمد دارند و آن را خرج چیزهای غیرضروری می‌کنند، اما به کتاب که می‌رسند دیگر پول ندارند. خوشبختانه امروزه روش‌های زیادی برای مطالعه وجود دارد (مانند کتابخانه‌ها، کانال‌های تلگرام مخصوص مطالعه‌ی کتاب و نظایر آنها) و حتما نیاز نیست کتاب بخرید تا مطالعه کنید. بنابراین بهانه نیاورید و سعی کنید عادت به مطالعه را در خود بپرورانید.
 


8. افراد بی‌پول صبح‌ها دیر از خواب بیدار می‌شوند

بیش از نیمی از صاحبان کسب‌وکار با درآمد بالا، حداقل 3 ساعت پیش از آغاز روز کاری بیدار می‌شوند. آنها این ساعت‌های صبح را برای ورزش، برنامه ریزی برای کارهایی که باید انجام دهند، بررسی و انجام پروژه‌های شخصی‌شان و نظایر آنها صرف می‌کنند. بسیاری از افراد موفق 10 تا 15 دقیقه را به مراقبه اختصاص می‌دهند یا اینکه در سکوت فکر می‌کنند.

البته زود بیدارشدن این افراد به این معنا نیست که کمبود خواب دارند. اتفاقا 89% از پولدارها خواب کافی دارند و بین ساعت‌های 9 تا 10 شب به رختخواب می‌روند و 7 تا 8 ساعت در شب می‌خوابند.


9. بیشتر بی‌پول‌ها نمی‌توانند افراد منفی را از خودشان دور کنند

%96 از افرادی‌که بی‌پول هستند، حداقل یک نفر را در اطراف‌شان دارند که عاشق شایعه‌پراکنی و شکایت از زندگی (یا افراد منفی) است. افراد موفق با کسانی معاشرت می‌کنند که نه‌تنها جزو افراد منفی گرا نیستند، بلکه مثبت و الهام‌بخش نیز هستند. شما نیز می‌توانید چنین افراد فوق‌العاده‌ای را در رویدادهای فرهنگی، کارهای داوطلبانه یا عضویت در سازمان‌های غیرانتفاعی پیدا کنید. تمام وقت‌تان را صرف یافتن این افراد باارزش کنید و ببینید که چگونه زندگی‌تان تغییر می‌کند.
 


10. ول‌خرجی بدترین عادت بی‌پول‌هاست

 

پولدار شدن سریع

بسیاری از افراد بی‌پول بیش از درآمدشان خرج می‌کنند و روی امور مالی‌شان مدیریت ندارند. احتمالا شما نیز افرادی را می‌شناسید که برای اتومبیل، تلفن همراه و وسایل گران‌قیمت دیگر پول خرج می‌کنند، درحالی‌که نه استطاعت خرید آنها را دارند و نه حتی به آنها نیاز دارند. مثلا کسی را درنظر بگیرید که در حساب بانکی‌اش فقط 100 هزار تومان پس‌انداز دارد، اما تلفن همراهش دو میلیون تومان می‌ارزد. این‌کار ضعف در مدیریت مالی‌اش را نشان می‌دهد. افراد پولدار حساب‌وکتاب دخل‌وخرج‌شان را دارند و معمولا درآمد‌شان را به این شیوه توزیع می‌کنند:

    20 درصد پس‌انداز
    25 درصد پرداخت اجاره، رهن و نظایر آن
    15 درصد غذا
    10 درصد سرگرمی
    5 درصد هزینه‌ی وسایل‌نقلیه (اعم از اتومبیل شخصی یا حمل‌ونقل عمومی)
    مابقی پول برای مواردی مانند لباس، دارو و آموزش مصرف می‌شود.

پیشنهاد چطور به شما این است که؛ این عادت‌ها را هر چه زودتر ترک کنید. افراد موفق بی‌دلیل موفق نیستند. راز آنها این است که اول به‌دنبال کارهای موردعلاقه‌شان می‌روند و سپس آن کارها را به منبع درآمدشان تبدیل می‌کنند. اگر هنوز به‌دنبال یک حرفه یا شغل هستید، یک طرح کاملا عملی را به شما پیشنهاد می‌دهیم:

    فهرستی از چیزهایی که از انجام آنها لذت می‌برید تهیه کنید. آنهایی را که به مهارت خاصی نیاز دارند مشخص کنید.
    سپس 10 مورد از آنها را که بیشتر دوست دارید جدا کنید و به آنها از 1 تا 10 امتیاز بدهید.
    10 فعالیت انتخاب‌شده را از نظر درآمد احتمالی ارزیابی کنید. برای مثال، محاسبه کنید که چند شال‌گردن می‌توانید در ماه ببافید و اگر آنها را بفروشید چقدر درآمد خواهید داشت.
    اکنون امتیاز کلی هر کار را محاسبه کنید. آن کارهایی که بیشترین امتیاز را کسب کرده‌اند می‌توانند اهداف زندگی شما باشند.

چه موارد ضروری دیگری برای افزایش درآمد و بهبود وضعیت مالی‌تان به ذهن‌تان می‌رسد؟ آنها را با ما درمیان بگذارید.

منبع : https://keramatzade.com/Get-rich-by-leaving-a-few-habits

https://keramatzade.com/Women's-financial-independence

دلیل نرسیدن به استقلال مالی  خانم ها چیست؟

 

استقلال مالی زن

با جست‌وجو در اینترنت به‌راحتی می‌توانید مقالات فراوانی در مورد موضوعاتی مانند چگونگی کمک به افزایش درآمد و رشد مالی شوهران‌تان پیدا کنید. متأسفانه معمولا استقلال مالی زنان نادیده گرفته می‌شود و توجه چندانی به این مسئله نمی‌شود. در این مقاله قصد داریم شما را ترغیب کنیم که توجه بیشتری به خودتان داشته باشید و در مدیریت مالی شخصی خود دقیق‌تر باشید. در ادامه فهرستی از رایج‌ترین اشتباهاتی را بیان می‌کنیم که بسیاری از زنان با انجام آنها خود را درمعرض فقر و مشکلات مالی قرار می‌دهند.

استقلال مالی زنان شاغل

زنان سخت تلاش می‌کنند تا مخارج خود را کنترل کنند. آنها پول خردی را که در سوپرمارکت‌ها می‌گیرند می‌شمارند، هزینه‌های روزمره را یادداشت می‌کنند و حتی همسر خود را سرزنش می‌کنند که چرا به‌اندازه‌ی آنها در کنترل مخارج دقت و سختگیری نمی‌کند. مصمم‌بودن هر زن برای کنترل هزینه‌های خود قابل‌ستایش است، ولی باید توزیع عاقلانه‌ی درآمد را نیز درنظر بگیرید. بهتر است که 10٪ از حقوق ماهیانه‌ی خود را مستقیما به حسابی بانکی واریز کنید و مابقی آن را طبق برنامه‌ی ماهیانه‌تان خرج کنید. با این کار، درطول ماه با کمبود پول مواجه نخواهید شد و پس‌اندازهای شما نیز دست‌نخورده باقی‌ خواهد ماند.
 


اشتباه شماره 2: توهم ثروت

 

استقلال مالی زن در اسلام

همه‌ی خانم‌ها بسیاری از راه‌های پس انداز پول را بلد هستند. ولی شما نمی‌توانید هزینه‌های خود را بیش‌ازحد کاهش دهید. اگر کالاهای ارزانی بخرید، پس از مدتی مجبور خواهید شد که آنها را تعمیر یا جایگزین کنید و هزینه‌های جدیدی برای شما ایجاد می‌شود. به‌طورکلی، سخت‌گیری و حساب‌و‌کتاب دقیق راه خوبی برای گذران زندگی از یک حقوق به حقوق بعدی است ولی بدون شک این روش، استراتژی بلندمدتی برای مدیریت پول و بودجه شما نیست. اگر فرد مجبور باشد که همیشه در مخارج خود صرفه‌جویی کند و همیشه محدود باشد، سرانجام از پا خواهد افتاد و هرگز نمی‌تواند از این محدودیت‌ها و مرزها رهایی پبدا کند. پس برای رهایی از کمبود مالی بهتر است که علاوه‌بر مدیریت هزینه‌ها، به‌دنبال راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر باشید.
استقلال مالی زن و شوهر


اشتباه شماره 3: «همه‌ی چیزهایی که مال من است به تو تعلق دارد»

 

استقلال مالی زن در قرآن

داشتن یک حساب پس‌انداز خانوادگی در بانک و همسری که برای هزینه‌های روزمره به شما پول می‌دهد و تقریبا تمام دارایی‌ها نیز به نام اوست، راه‌حل بسیار ساده‌ای است. اگر زندگی شما به این صورت است، همه‌ی نشانه‌ها به وجود وابستگی مالی در خانواده‌ی شما اشاره دارد. در این مورد می‌توانید چیزهای زیادی از همسر خود یاد بگیرید. شما باید حساب پس‌انداز شخصی خود را داشته باشید و در این مورد قاطع باشید. بودجه‌ی خانوادگی ایده‌ی بسیار خوبی است، ولی نباید موجب بی‌توجهی به علایق و منافع شخصی شما شود.


اشتباه شماره 4: ازخود گذشتگی همیشگی

 

استقلال مالی زن در خانواده

جامعه‌شناسان بریتانیایی در پژوهشی دریافتند که زنان مجرد وضعیت مالی بهتری نسبت به زنان متأهل دارند؛ حتی زمانی‌که درآمد آنها یکسان است. درواقع زنان مجرد پس‌انداز و پول اضافه‌ی بیشتری دارند. این مسئله ناراحت‌کننده است، ولی حقیقت دارد. زنان متأهل همه‌چیز را برای خانه تهیه می‌کنند و حتی از خرید چیزهایی کوچک برای خودشان امتناع می‌کنند. ولی این حالت در میان مردان به‌اندازه‌ی زنان رایج نیست. مردان چه مجرد باشند و چه متأهل، همیشه مقداری پس‌انداز برای هزینه‌های شخصی خود دارند. زنان نیز باید یاد بگیرند که این‌گونه رفتار کنند.
 


اشتباه شماره 5: موفق نبودن در رد کردن پیشنهادهای دیگران
 
استقلال مالی زن چیست

احتمالا بارها پیش آمده است که همکاران‌تان از شما بخواهند مبلغی را برای مهمانی اداره بپردازید یا دوستان‌تان از شما دعوت کنند که یک شب با یکدیگر به مکانی بسیار فانتزی و زیبا بروید. پذیرش همیشگی این‌گونه دعوت‌ها تأثیر مخربی بر بودجه‌ی شما خواهد گذاشت. راه‌های زیادی برای حل این مشکل وجود دارد. می‌توانید دلایل و بهانه‌های خوبی بیاورید که شما را از پرداخت این مبالغ معاف کند. ولی توضیح مستقیم اینکه نمی‌توانید هزینه‌های اضافه‌ای را به بودجه‌ی خود تحمیل کنید، موجب نمی‌شود که در چشم دیگران بد به‌نظر برسید. البته می‌دانیم که حرف‌زدن در این مورد راحت‌تر از انجام آن است، ولی نپذیرفتن این‌گونه دعوت‌ها بهتر از این است که پول زیادی را فقط برای رضایت دیگران هزینه کنید. این قانون را همیشه به‌یاد داشته باشید که هزینه‌های غیرضروری و غیرقابل‌تحمل، راه رسیدن به فقر را کوتاه‌تر می‌کند.


اشتباه شماره 6: خرید کردن بدون فکر
 
استقلال مالی زن در قانون

بسیاری از زنان شاغل وقتی از مسئله‌ای ناراحت هستند و احساس ناخوشایندی دارند، برای رهایی از این احساس به خرید می‌روند. ولی باید مراقب باشید، زیرا ممکن است که خریدکردن شما به اعتیاد تبدیل شود. البته اشکالی ندارد که این روش در رهایی از استرس به شما کمک کند و خود را با کالای جدیدی که مدت‌ها قصد خرید آن را داشته‌اید، خوشحال کنید. ولی بی‌هدف خریدن هر چیزی که می‌بینید، به‌نفع شما نیست. وقتی بدون فکر خرید می‌کنید، به‌راحتی در دام ترفندهای بازاریابی مانند انواع تخفیفات و فروش ویژه می‌افتید. با خرید کالاهای بی‌کیفیت، ناچار خواهید شد که در آینده هزینه‌ی بیشتری را برای تعمیر و جایگزینی آنها بپردازید و این اصلا اتفاق خوشایندی نیست. پس عاقل باشید و هرگز بی‌هدف و بدون فکر خرید نکنید.
در ادامه بخوانید: چرا مردان و زنان تصمیمات اقتصادی متفاوتی می‌گیرند؟

 

منبع : https://keramatzade.com/Women's-financial-independence
 

 

https://keramatzade.com/What-is-the-law-of-attracting-wealth-

داشته باشید.

قانون جذب ثروت چیست؟

جذب ثروت فوری

«خانواده‌ی من هیچ‌وقت پول نداشت و همه‌چیز به‌سختی به‌دست می‌آمد. زمانی‌که من موفق شدم هزینه‌ها‌ی مدرسه‌ی کسب‌وکارم را پرداخت کنم، همسر سابقم من را از خانه بیرون کرد. آخرین سرمایه گذاری های پرخطری که انجام دادم، به‌شدت شکست خوردند و مجبور شدم برای تأمین هزینه‌های مدرسه‌ی فرزندم خانه‌ی ساحلی‌ام را بفروشم. چه زمانی قرار است برای من اتفاق خوبی بیفتد؟ کی قرار است من میلیونر شوم؟» اینها داستان‌‌هایی بود که مشتری‌ام برایم تعریف می‌کرد. همراه ما باشید در این مقاله می‌خواهیم درباره‌‌ی جذب ثروت صحبت کنیم.

 

من به او گفتم: «شما برای چیزهایی که ندارید کارهای بسیار زیادی انجام می‌دهید. هنگامی‌که روی نداشته‌هایتان تمرکز می‌کنید، تنها باعث می‌شود که بیشتر آن را نداشته باشید. این قانون جذب است: روی هر چیزی که تمرکز کنید، گسترش پیدا می‌کند. درنتیجه اگر می‌خواهید چیزی را از زندگی‌تان حذف کنید، روی آن تمرکز نکنید.»

او از من پرسید: «چگونه وضعیت مالی‌ام را نادیده بگیرم؟»

در پاسخ به او گفتم: «تو این کار را نمی‌کنی و حتی نمی‌توانی چنین کاری انجام دهی، چراکه این قوی‌ترین فکری است که در سرت پرورش می‌دهی. سعی نکن آن را نادیده بگیری، بلکه تلاش کن آن را با اندیشه‌ی دیگری جایگزین کنی.»

اگر یک اندیشه باعث می‌شود که احساس بدی پیدا کنی، آن را با اندیشه‌ی دیگری جایگزین کن که باعث می‌شود احساس بهتری پیدا کنی.

او گفت: «آیا از من می خواهید وانمود کنم که فرد ثروتمندی هستم؟ واقعا چنین انتظاری دارید؟»

با لبخند به او پاسخ دادم: «در واقع درست حدس زده‌ای. اکنون یاد می‌گیری که چگونه در بازی زندگی موفق باشی. کافی است که قوانین این بازی را بیاموزی.»


قوانین جذب ثروت

 

جذب ثروت و موفقیت
1. سخت‌کوشی و مصمم‌بودن اهمیت بسیار زیادی دارد اما این فقط نیمی از معادله است

 

اگرچه سخت کوشی یکی از عوامل موفقیت است، اما به‌تنهایی کافی نیست، باید کاری کنید که تلاش‌تان به‌خوبی جواب بدهد. شما مسئول این هستید که خودتان را در مسیر رؤیاهایتان قرار بدهید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. تلاش بخش بسیار مهمی از معادله‌‌ی شماست، اما همه‌ی آن نیست. نه‌تنها لازم است برای پول‌درآوردن سخت کار کنید، بلکه باید این احساس را در خودتان ایجاد کنید که شایسته‌ی رسیدن به آن نیز هستید.

افراد درباره‌ی خودشان و توانایی‌هایشان تردید دارند. مسئله فقط این نیست که سخت کار کنید، بلکه باید هوشمندانه‌تر کار کنید و به خودتان، دانش‌تان و شایستگی‌هایتان اعتماد داشته باشید. بسیاری از افراد به این موضوع دقت نمی‌کنند و مجبور می‌شوند وارد نبردی سخت با خودشان شوند، اما هنگامی‌که به خودتان باور داشته باشید، می‌توانید زندگی رؤیایی خود را بسازید و قوانین بازی زندگی را به سود خودتان به‌کار بگیرید.



2. جهان ماشین کپی بزرگ است

 

جذب ثروت با هیپنوتیزم

جهان کلمات، افکار و اعمال شما را کپی می‌کند و آنها را در تجربه‌های بعدی به شما باز می‌گرداند.

از خودتان بپرسید تفکرتان چگونه است؟ گفتار شما چگونه است؟‌ عمل‌کردن شما چگونه است؟ انرژی و افکاری که از شما در جهان پخش می‌شود، درنهایت به خودتان باز می‌گردد. در نتیجه اگر بر چیزی تمرکز کرده‌اید که در زندگی‌تان با مشکل مواجه شده است، شما احتمال بیشترشدن آن را افزایش می‌دهید.



3. اگر انرژی خود را روی چیزی بگذارید که آن را نمی‌خواهید، باعث می‌شود آن چیز را بیشتر از پیش داشته باشید

 

جذب ثروت و فراوانی

این مورد ربطی به قانون مورفی ندارد. اگر این احتمال وجود دارد که چیزی درست پیش نرود، این اتفاق تنها یک احتمال نیست بلکه چیزی قریب‌الوقوع است، چراکه شما تکانه‌ی قابل‌توجهی پشت این تفکر که اتفاق بدی رخ خواهد داد، قرار داده‌اید و در نتیجه چنین اتفاقی می‌افتد. به‌‌یاد داشته باشید که همیشه چیزی را که به آن فکر کنید به‌دست می‌آورید، چه آن را بخواهید و چه نخواهید.
 



4. اگر چیزی را می‌خواهید این احساس را در خودتان ایجاد کنید که واقعا آن را دارید

جدب ثروت با ذهن

ازآنجاکه چیزی را به‌دست می‌آورید که روی آن تمرکز کرده باشید، چرا به‌‌جای ترس‌ها، افکارتان را روی چیزهایی که می‌خواهید، متمرکز نکنید؟ خود را در شرایطی تصور کنید که همه‌ی چیزهایی را که می‌خواهید در اختیار دارید. اگر روی چیزهایی که خواستارش هستید تمرکز کنید، در این صورت تکانه‌ای در پشت این افکار ایجاد می‌کنید.

من از او پرسیدم: «من فکر می‌کنم تو به‌دنبال پول و آزادی‌ای هستی که همراهش می‌آورد، درست است؟»

او در پاسخ گفت: «درست است، آیا همه‌ی افراد این‌گونه نیستند؟»

با لبخند گفتم: «شاید، اما تو فردی منطقی هستی، پس چرا روی افکاری تمرکز می‌کنی که معکوس آن را برای تو به‌همراه می‌آورد؟»


5. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن چیزهای مشابه همدیگر را جذب می‌کنند

ما از قوانین جهان جدا نیستیم. هر چیزی که در جهان وجود دارد، مشابه خود را جذب می‌کند.

«پس تو در وضعیتی قرار داری که به‌خاطر وضعیت مالی‌ات تأسف می‌خوری و همه‌ی آن به بچگی‌ات باز می‌گردد. درنتیجه، جهان نیز به‌سادگی همه‌ی این افکار، کلمات و رفتارها را به تجربه‌های آینده‌ات باز می‌گرداند و تو در تعجب هستی که چرا وضعیت آن‌طور که تو می‌خواهی، تغییر نمی‌کند. تو در تعجب هستی که چرا در جذب ثروت موفق نیستی.»



6. این به جذب مربوط می‌شود و نه عمل‌کردن

اگر در زندگی به چیزی دست پیدا می‌کنی به این دلیل نیست که لیاقت آن را داشته‌ای، بلکه به این دلیل به آن می‌رسی که با آن متناسب هستی.

من به او گفتم: «ترس تو از اینکه نتوانی به اندازه‌ی کافی پول دربیاوری بسیار قوی است. این تفکر به‌قدری قوی است که توانسته‌ است، ذهنیت فقر را در تو ایجاد کند. این باوری مستحکم در وجودت است که تو نمی‌توانی به رفاه مالی برسی. بچگی‌ تو باعث شده است که این ذهنیت در تو قوت بگیرد و مانند نواری مدام در ذهنت تکرار می‌شود. این تنها چیزی است که جهان از تو می‌شنود، پس جلوی آن را بگیر.» من از او پرسیدم: «آیا آماده هستی که این نوار را متوقف کنی و یک داستان جدید بنویسی؟»

هر زمان که آماده بودی جنگ با خودت را متوقف کنی، زندگی جدیدت آغاز خواهد شد.

«مسئله این نیست که پول دربیاوری یا نه، اینکه درباره‌ی خودت و زندگی‌ات چگونه فکر می‌کنی، تجربه‌ی بعدی‌ات را مشخص خواهد کرد. آیا احساس می‌کنی که می‌توانی آن را به اتمام برسانی؟ آیا احساس خوشبختی می‌کنی؟ آیا فکر می‌کنی در زندگی حرفه‌ای یا شخصی‌ات به موفقیت بزرگی دست پیدا کرده‌ای؟ آیا روابطی داری که از داشتن آنها احساس رضایت می‌کنی؟ آیا در خودشناسی پیشرفت کرده‌ای؟ آیا به خودت باور داری و آیا باور داری که لیاقت همه‌ی چیز‌هایی را که می‌خواهی، داری؟»

اما راهی برای تغییر این بازی وجود دارد.

روی سلامتی و دانش‌تان تمرکز کنید، چراکه شما را برای کسب همه‌ی چیزهایی که می‌خواهید آماده می‌کند و موجب جذب ثروت می‌شود. ثروت به این دلیل که شما کار خاصی انجام داده‌اید جذب‌تان نمی‌شود، بلکه به این دلیل جذب می‌شود که به خودتان اجازه داده‌اید، احساس ثروتمندبودن کنید. در اینجا سه عملی را معرفی می‌کنیم که به کسب موفقیت و جذب ثروت کمک می‌کنند.


چگونه از قوانین جذب ثروت استفاده کنیم؟

 

جذب ثروت با فنگ شویی

    روی چیزهایی که ندارید یا هرگز نمی‌توانید آنها را داشته باشید تمرکز نکنید. جهان چیزی را به سمت‌تان می‌فرستد که روی آن تمرکز می‌کنید. دیگر بر شکست‌خوردن تمرکز نکنید. زمانی که پولدار شدید، هیجان‌زده شوید و روی کارهایی که می‌خواهید انجام دهید تمرکز کنید.

جذب ثروت - بر روی چیزی که می‌خواهید تمرکز کنید

    توجه خود را از روی چیزهایی که شما را ناراحت می‌کنند بردارید و آنها را با اندیشه‌های خوشایند‌تر جایگزین کنید. اگرچه تمرکز روی اندیشه‌های منفی آسان‌تر است، اما نمی‌توانند چیزی را که به‌دنبال آن هستید، برای شما به‌ارمغان بیاورند. اگر اندیشه‌ای شما را ناراحت می‌کند، آن را با اندیشه‌ی دیگری که باعث می‌شود حس بهتری داشته باشید جایگزین کنید. این اندیشه‌ی تازه می‌تواند در جهت چیزی که می‌خواهید، تکانه‌ای ایجاد کند. اندیشه‌ی جدید نباید موضوع اندیشه‌ی پیشین را داشته باشد. بلکه فقط کافی است اندیشه‌ی بهتری باشد. هدف این است که با استفاده از افکار، جنبش شما بیشتر شود. جنبش بیشتر، همیشه و در همه‌ی حوزه‌های زندگی منجر به نتایج بهتری می‌شود.
    توجه داشته باشید که شما نباید وقوع چیزی را محقق کنید، بلکه فقط باید شرایط را برای وقوع آنها فراهم کنید. سعی کنید احساس خوبی در خودتان ایجاد کنید. هنگامی‌که حس خوبی دارید، می‌توانید تحرک بیشتری داشته باشید، افراد بهتری را به خود جذب کنید و در جذب موقعیت‌های بهتر، موفق‌تر عمل کنید. چنین معادله‌ای نه‌تنها در جذب ثروت بیشتر کمک‌تان می‌کند، بلکه عشق و خوشحالی بیشتری نیز به سراغ شما می‌آید.

 

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-law-of-attracting-wealth-
 

 

https://keramatzade.com/Feng-Shui-What-is-wealth-

فنگ شویی ثروت چیست؟

ثروت واقعی یعنی داشتن چیزهایی که در آرزوی آنها هستید که درنهایت با کار سخت و تلاش به‌دست می‌آید. اما فنگ شویی ثروت می‌تواند به شما کمک کند پول بیشتری ذخیره کنید و مقدار آن را در زندگی‌تان افزایش دهید. فنگ شویی ثروت به شما کمک می‌کند فضایی ایجاد کنید که با قراردادن آگاهانه اشیا در مکان‌های مشخص منجر به جذب ثروت شود. اما به‌یاد داشته باشید که محیط به‌تنهایی نمی‌تواند موفقیت و کامیابی را تضمین کند و نمی‌تواند جایگزین تلاش برای رسیدن اهداف تان شود.
 

توجه داشته باشید که شما می‌توانید از فنگ‌ شویی برای ایجاد فضای بیشتر در خانه و ذهن‌تان استفاده کنید و برای خود موفقیت و ثروت بیشتری به‌ارمغان بیاورید. دراینجا توصیه‌های ساده‌ای در استفاده از فنگ شویی ثروت بیان می‌شود که می‌تواند پول و ثروت را به خانه‌ی شما جذب کند.


1. در ورودی خانه را به‌گونه‌ای درست کنید که پول جذب کند

 

فنگ شویی ثروت در خانه

در ورودی میزان انرژی را که در تمام خانه‌ی شما جریان پیدا می‌کند، معین می‌کند. درنتیجه در ورودی خانه‌تان را تمیز و با طراوت نگه دارید و در مقابل آن گل‌های زیبا بکارید. ایده‌ی این کار این است که جریان انرژی از در ورودی خانه‌تان به‌سهولت انجام شود، چیزی شبیه به جریان آب.

 

در ورودی باید محکم و بزرگ باشد و بدون اینکه صدایی بدهد، کاملا باز شود. در باید با کل خانه متناسب باشد. اگر خانه‌ی بزرگ‌تری دارید، در ورودی‌تان نیز باید بزرگ‌تر باشد. محوطه‌ی ورودی خانه‌تان باید زیبا باشد و به‌خوبی رنگ‌آمیزی شده باشد. پادری باید درخشان و نو باشد. سطل‌های زباله، گلدان‌های شکسته‌ی قدیمی و چیزهای دیگری را که مانع جریان انرژی از درب ورودی می‌شود، از سر راه بردارید.

 


2. محوطه‌ی فنگ‌ شویی خانه را برای جذب پول مشخص کنید

سنت‌های مختلف فنگ‌ شویی، بخش‌هایی از خانه را به‌عنوان منطقه‌ی ثروت معرفی می‌کنند. یکی از این مکان‌ها جنوبی‌ترین بخش خانه‌ یا اتاق‌تان است و اگر اتاق شما درمقابل در ورودی خانه قرار دارد، کنج سمت چپ اتاق مکان مناسبی است.
 


3. کنج ثروت را تمیز نگه‌داری دارید

 

فنگ شویی ثروت در کار

شلوغی و کثیفی می‌تواند بر همه‌ی حوزه‌های زندگی شما تأثیر بگذارد و نه‌تنها مانع جذب انرژی می‌شود، بلکه نمی‌تواند انرژی ثروت را نیز در خود نگه دارد. همه‌ی اقلام غیرضروری را که باعث شلوغی کنج ثروت می‌شود، جمع‌آوری کنید. این موارد می‌تواند شامل گیاه‌های خشک‌شده، سطل‌های زباله و همه‌ی چیزهایی باشد که شما را یاد افراد، مکان‌ها و چیزهایی می‌اندازند که ترجیح می‌دهید به آنها فکر نکنید. همچنین مراقب همه‌ی چیزهایی باشید که پول را به شکلی منفی نشان می‌دهند، مانند قبض‌های پرداخت نشده، بازپرداخت وام‌ها و رسید چیزهایی که از خرید آنها پشیمان شده‌اید.

یخچال، کمد‌ها، کشو‌های لباس و سطح لوازم خانه را تمیز نگه دارید. همه‌ی چیزهایی را که مدت‌هاست از آنها استفاده نکرده‌اید، دور بریزید. اقلام خراب و قدیمی را در صورت نیاز تعمیر کنید. یک شیر شکسته و خراب می‌تواند باعث از دست‌دادن ثروت باشد. هنگامی‌که این مکان‌ها را تمیز می‌کنید، از پارچه و چوب گرد‌گیری استفاده کنید.



4. از نماد‌های ثروت استفاده کنید

از نمادهای ثروت فنگ‌ شویی استفاده کنید که شما را به یاد ثروت و فراوانی می‌اندازد. پول‌های خردتان را در این جام شیشه‌ای در ناحیه‌ی ثروت‌تان ذخیره کنید تا تصویری از فراوانی و ثروت نمایش داده شود. همچنین پول‌های درون جام را خارج نکنید و مطمئن شوید مداوم به آنها پول اضافه می‌کنید. بگذارید این جام شیشه‌ای تبدیل به نمادی شود که نشان می‌دهد شما به‌دنبال افزایش پول‌تان هستید.

در کنج ثروت‌تان از نمادهای مختلف پول مانند منوپولی و دیگر بازی‌های مربوط به پول استفاده کنید. قلک، جعبه‌ی جواهرات و دفترچه‌ی حساب پس‌انداز چیزهای دیگری هستند که می‌توانید در این مکان قرار دهید. همچنین می‌توانید از عکس پول و تصویر خانه‌ یا ماشینی که در آرزوی داشتن آن هستید یا هر چیز دیگری که برای شما یادآور ثروت است، استفاده کنید.

کشتی ثروت یکی دیگر از نمادهای مشهور ثروت در فنگ‌ شویی است. کشتی ثروت باید پر از سکه‌های طلا و سنگ‌ها و جواهرات قیمتی باشد. باور رایج این است که این کشتی نه‌تنها به شما کمک می‌کند، پول بیشتری داشته باشید، بلکه مانع از این می‌شود که ثروت کنونی شما تمام شود. این کشتی باید در کنج ثروت اتاق شما قرار داده شود، به‌شکلی که از در ورودی به‌نظر برسد کشتی درون خانه‌ی شما شناور است. هر ماه یک سکه یا جواهر به آن اضافه کنید. همچنین می‌توانید پول کشور‌های دیگر را نیز در آن قرار دهید تا ثروت را از همه‌ی نقاط جهان جمع کنید. کشتی ثروت را درون اتاق خواب، آشپزخانه یا حمام نگذارید. هرگز کشتی خالی را درمعرض دید قرار ندهید.
 


5. نمادهای مربوط به آب را به خانه‌تان اضافه کنید

 

فنگ شویی جذب ثروت

آب یکی از نمادهای باستانی مرتبط با ثروت است. درنتیجه یک آب‌نما در کنج ثروت خانه‌تان قرار دهید. مطمئن شوید که نور خوبی روی آب‌نما وجود دارد و به‌گونه‌ای قرار داده شده است که گویی آب وارد خانه‌ی شما می‌شود؛ نه اینکه از آن خارج می‌شود. همچنین برخی بر این باورند که قراردادن مجسمه‌ی اژدها در کنار نماد آب می‌تواند باعث جذب ثروت شود. اگر امکان قراردادن آب‌نما را در خانه‌یتان ندارید، از تصاویر آب جاری مانند آبشار یا رودخانه‌ی خروشان در خانه‌تان استفاده کنید.

مطمئن شوید که آب درون آب‌نما راکد نشده است و از عکس‌های مرتبط با طوفان‌های سهمگین استفاده نکنید. از نمادهای آب در اتاق خواب‌تان استفاده نکنید؛ چرا که می‌تواند تأثیر منفی برروی وضعیت مالی‌تان بگذارد.

همچنین می‌توانید یک آکواریوم که در آن ماهی اژدها یا ماهی اورانا وجود دارد را در جنوبی‌ترین قسمت خانه‌تان قرار دهید. براساس فنگ شویی اورانای طلایی نمادی از ثروت بی‌انتها است. اغلب بر این باورند که این ماهی باعث خوش اقبالی می‌شود و منابع جدید درآمد با خود به همراه می‌آورد. فقط مطمئن شوید که آکواریوم بزرگ و تمیز است و اکسیژن کافی در آن وجود دارد. به ماهی‌ها خوب غذا بدهید و آنها را سالم و شاد نگه‌ دارید. همچنین می‌توانید آکواریوم را درمقابل درب ورودی خانه تان قرار دهید.


6. با استفاده از گیاهان ثروت را جذب کنید

گیاه‌هایی را که برگ‌های گردِ شبیه به سکه دارند، در کنج ثروت‌تان قرار دهید. برای مثال‌ گیاه‌هایی مانند دیفنباخیا، یشم یا لوناریا برای این کار مناسب هستند.

استفاده از گیاهانی که گل‌های قرمز یا بنفش دارند، می‌تواند تأثیر این کار را افزایش دهد. از گیاه‌های تیغدار یا گیاهانی که برگ‌های سفت و خاردار دارند، باید پرهیز کرد. در فنگ شویی این باور وجود دارد که بامبو به علت رشد زیادی که دارد باعث خوش‌اقبالی می‌شود. بامبو معمولا در گلدان شیشه‌ای گذاشته می‌شود، اما اگر آن را درون یک گلدان سرامیکی گذاشته‌اید، یک سکه‌ی فلزی درون آن قرار دهید. بامبوی شما باید هشت ساقه داشته باشد، چرا که هشت قوی‌ترین عدد برای پول و ثروت است. یک گیاه ثروت می‌تواند باعث افزایش پول و کامیابی شود.


7. از گل استفاده کنید

گل‌ها علاوه‌بر زیبایی‌شان، خوش‌اقبالی و شانس بسیار زیادی نیز با خود به‌همراه می‌آورند. می‌توانید از گل طبیعی، نقاشی یا تصویر گل یا گل‌های مصنوعی و ابریشمی استفاده کنید. سعی کنید گل‌های زندگی مانند قرمز یا بنفش را در ناحیه‌ی ثروت خانه‌تان قرار دهید. از گل‌های خشک‌شده پرهیز کنید؛ چرا که آنها در فنگ شویی نماد مرگ و تباه‌شدن هستند.
 


8. از کریستال استفاده کنید

 

آموزش فنگ شویی ثروت

کریستال لیمویی به‌عنوان نمادی که می‌تواند ثروت را جذب کند، شناخته می‌شود. سنگ ثروت معروف دیگر پیریت است. درخت جواهرات که سنگ‌هایی مانند یاقوت بنفش، کریستال لیمویی، مرجان، مروارید یا عقیق در آن کار شده است نیز به‌عنوان جذب‌کننده‌ی ثروت شناخته می‌شود. می‌توانید این درخت را در کنج ثروت خانه‌تان قرار دهید.


9. از آینه استفاده کنید

آینه‌ها همچون جاذب ثروت عمل می‌کنند. آنها با خود خوشی، کامیابی، ثروت و پول به‌همراه می‌آورند. در محل غذاخوری‌ خانه‌تان یک آینه قرار دهید، به‌‌گونه‌ای که میز غذا را بازتاب دهد. این کار نمادی از فراوانی و ثروت است. آینه‌ای که دارای قاب طلایی و ترجیحا گرد یا مستطیل شکل است، می‌تواند بهترین انتخاب برای این کار باشد.


10. رنگ‌های ثروت

در فنگ شویی رنگ‌هایی مانند طلایی، سبز، قهوه‌ای، بنفش، قرمز، زرد، آبی و مشکی رنگ‌های مربوط به ثروت هستند. برای اینکه ثروت را جذب کنید از این رنگ‌ها در دکور خانه‌تان استفاده کنید. این رنگ‌ها می‌توانند در آینه‌ها، چارچوب‌ها، نقاشی‌ها، سینی‌ها، میز چای، بالشت‌ها، قالیچه‌ها یا کتاب‌های بزرگ به کار رفته باشند.


11. از اشکال مختلف استفاده کنید

این باور وجود دارد که استفاده از شکل‌های مختلف باعث جذب میزان مناسب انرژی به کنج ثروت شما می‌شود. شکل‌های مستطیلی، دایره‌ای و موج‌دار را به‌راحتی می‌توان ایجاد کرد.


12. از آشپزخانه‌تان به‌خوبی مراقبت کنید

 

فنگ شویی ازدواج

آشپزخانه نماد پرورش است، ازاین‌رو مهم‌ترین بخش خانه‌ی شما درنظر گرفته می‌شود. مطمئن شوید که نور کافی دارد و فضای کاملا بازی دارد. اگر آشپزخانه شما کوچک است، کاری کنید که بزرگ به‌نظر برسد. برای مثال آینه در آن قرار بدهید تا احساس کنید که فضای بزرگی است. اگر ورودی آشپزخانه از محلی که در آن کار می‌کنید، قابل دیدن نیست، از آینه استفاده کنید تا بتوانید آن را ببینید. اجاق گازتان را تمیز نگه دارید. سطل آشغال را درجایی بگذارید که قابل‌دیدن نباشد. از نمادهای ثروت مانند انگور سبز یا بنفش، پرتقال یا گل‌های تازه در ناحیه‌ی ثروت آشپزخانه‌تان استفاده کنید.


13. اجازه بدهید ثروت وارد باغچه‌تان بشود

باغچه‌تان را زیبا درست کنید. یک آب‌نما به باغچه اضافه کنید. مسیرهای منحنی ملایم برای باغچه طراحی کنید تا انرژی به‌آرامی در آن جریان داشته باشد. از مجسمه‌های فلزی مانند لاک‌پشت یا بادساز استفاده کنید. برای جذب‌کردن ثروت گل‌های قرمز یا بنفش اضافه کنید.
 


14. سوراخ‌های درون دیوار را بتونه‌کاری کنید

سوراخ‌هایی که به‌خاطر میخ و پیچ در دیوار باقی مانده‌اند، می‌توانند باعث نشت انرژی از خانه‌ی شما شوند. این سوراخ‌ها را به‌گونه‌ای پر کنید که قابل‌دیدن نباشند تا از نشت‌کردن انرژی جلوگیری شود. همچنین می‌توانید از درپوش‌های مات یا همرنگ دیوار برای پوشاندن سوراخ استفاده کنید. از درپوش‌های شفاف استفاده نکنید؛ چرا که برای اهداف فنگ شویی مناسب نیستند.


15. ظرف‌های نگهداری مواد غذایی را از نیمه پرتر نگه دارید

با پر نگه‌داشتن ظرف‌های نگهداری غذا و نوشیدنی، با نگاه‌کردن به آنها و برداشتن‌شان احساس ثروتمندبودن داشته باشید.


16. کاری کنید که کیف پول‌تان ثروت را جذب کند

کیف پولی انتخاب کنید که به شما کمک کند ثروت‌تان را افزایش دهید. اجازه ندهید کیف‌تان شلوغ شود و آن را به خوبی سازمان‌دهی کنید. نگذارید رسید‌های قدیمی، عکس‌ها و کارت‌هایی که به‌ندرت استفاده می‌شوند، کیف شما را پر کنند. هنگامی‌که می‌خواهید کیف پول بخرید یک کیف پول بزرگ و با کیفیت انتخاب کنید تا باعث رشد ثروت‌ تان شود. هنگام انتخاب رنگ کیف دقت کنید؛ رنگ‌های قهوه‌ای یا مشکی انتخاب‌های رایج‌تری هستند، اما رنگ‌های دیگر مانند قرمز، آبی پررنگ و سبز نیز می‌توانند انتخاب‌های خوبی باشند. به‌طور کلی هرچه کیف پول پررنگ‌تر باشد، با قدرت بیشتری می‌تواند از انرژی حفاظت کند. اما به رابطه‌ی میان رنگ‌ها و نماد تولدتان توجه داشته باشید. درنتیجه به داوری و تجربه‌ی خودتان اعتماد کنید و ببینید چه چیزی برای شما مناسب است.

منبع : https://keramatzade.com/Feng-Shui-What-is-wealth-

 

https://keramatzade.com/Feng-Shui-What-is-wealth-

فنگ شویی ثروت چیست؟

ثروت واقعی یعنی داشتن چیزهایی که در آرزوی آنها هستید که درنهایت با کار سخت و تلاش به‌دست می‌آید. اما فنگ شویی ثروت می‌تواند به شما کمک کند پول بیشتری ذخیره کنید و مقدار آن را در زندگی‌تان افزایش دهید. فنگ شویی ثروت به شما کمک می‌کند فضایی ایجاد کنید که با قراردادن آگاهانه اشیا در مکان‌های مشخص منجر به جذب ثروت شود. اما به‌یاد داشته باشید که محیط به‌تنهایی نمی‌تواند موفقیت و کامیابی را تضمین کند و نمی‌تواند جایگزین تلاش برای رسیدن اهداف تان شود.
 

توجه داشته باشید که شما می‌توانید از فنگ‌ شویی برای ایجاد فضای بیشتر در خانه و ذهن‌تان استفاده کنید و برای خود موفقیت و ثروت بیشتری به‌ارمغان بیاورید. دراینجا توصیه‌های ساده‌ای در استفاده از فنگ شویی ثروت بیان می‌شود که می‌تواند پول و ثروت را به خانه‌ی شما جذب کند.


1. در ورودی خانه را به‌گونه‌ای درست کنید که پول جذب کند

 

فنگ شویی ثروت در خانه

در ورودی میزان انرژی را که در تمام خانه‌ی شما جریان پیدا می‌کند، معین می‌کند. درنتیجه در ورودی خانه‌تان را تمیز و با طراوت نگه دارید و در مقابل آن گل‌های زیبا بکارید. ایده‌ی این کار این است که جریان انرژی از در ورودی خانه‌تان به‌سهولت انجام شود، چیزی شبیه به جریان آب.

 

در ورودی باید محکم و بزرگ باشد و بدون اینکه صدایی بدهد، کاملا باز شود. در باید با کل خانه متناسب باشد. اگر خانه‌ی بزرگ‌تری دارید، در ورودی‌تان نیز باید بزرگ‌تر باشد. محوطه‌ی ورودی خانه‌تان باید زیبا باشد و به‌خوبی رنگ‌آمیزی شده باشد. پادری باید درخشان و نو باشد. سطل‌های زباله، گلدان‌های شکسته‌ی قدیمی و چیزهای دیگری را که مانع جریان انرژی از درب ورودی می‌شود، از سر راه بردارید.

 


2. محوطه‌ی فنگ‌ شویی خانه را برای جذب پول مشخص کنید

سنت‌های مختلف فنگ‌ شویی، بخش‌هایی از خانه را به‌عنوان منطقه‌ی ثروت معرفی می‌کنند. یکی از این مکان‌ها جنوبی‌ترین بخش خانه‌ یا اتاق‌تان است و اگر اتاق شما درمقابل در ورودی خانه قرار دارد، کنج سمت چپ اتاق مکان مناسبی است.
 


3. کنج ثروت را تمیز نگه‌داری دارید

 

فنگ شویی ثروت در کار

شلوغی و کثیفی می‌تواند بر همه‌ی حوزه‌های زندگی شما تأثیر بگذارد و نه‌تنها مانع جذب انرژی می‌شود، بلکه نمی‌تواند انرژی ثروت را نیز در خود نگه دارد. همه‌ی اقلام غیرضروری را که باعث شلوغی کنج ثروت می‌شود، جمع‌آوری کنید. این موارد می‌تواند شامل گیاه‌های خشک‌شده، سطل‌های زباله و همه‌ی چیزهایی باشد که شما را یاد افراد، مکان‌ها و چیزهایی می‌اندازند که ترجیح می‌دهید به آنها فکر نکنید. همچنین مراقب همه‌ی چیزهایی باشید که پول را به شکلی منفی نشان می‌دهند، مانند قبض‌های پرداخت نشده، بازپرداخت وام‌ها و رسید چیزهایی که از خرید آنها پشیمان شده‌اید.

یخچال، کمد‌ها، کشو‌های لباس و سطح لوازم خانه را تمیز نگه دارید. همه‌ی چیزهایی را که مدت‌هاست از آنها استفاده نکرده‌اید، دور بریزید. اقلام خراب و قدیمی را در صورت نیاز تعمیر کنید. یک شیر شکسته و خراب می‌تواند باعث از دست‌دادن ثروت باشد. هنگامی‌که این مکان‌ها را تمیز می‌کنید، از پارچه و چوب گرد‌گیری استفاده کنید.



4. از نماد‌های ثروت استفاده کنید

از نمادهای ثروت فنگ‌ شویی استفاده کنید که شما را به یاد ثروت و فراوانی می‌اندازد. پول‌های خردتان را در این جام شیشه‌ای در ناحیه‌ی ثروت‌تان ذخیره کنید تا تصویری از فراوانی و ثروت نمایش داده شود. همچنین پول‌های درون جام را خارج نکنید و مطمئن شوید مداوم به آنها پول اضافه می‌کنید. بگذارید این جام شیشه‌ای تبدیل به نمادی شود که نشان می‌دهد شما به‌دنبال افزایش پول‌تان هستید.

در کنج ثروت‌تان از نمادهای مختلف پول مانند منوپولی و دیگر بازی‌های مربوط به پول استفاده کنید. قلک، جعبه‌ی جواهرات و دفترچه‌ی حساب پس‌انداز چیزهای دیگری هستند که می‌توانید در این مکان قرار دهید. همچنین می‌توانید از عکس پول و تصویر خانه‌ یا ماشینی که در آرزوی داشتن آن هستید یا هر چیز دیگری که برای شما یادآور ثروت است، استفاده کنید.

کشتی ثروت یکی دیگر از نمادهای مشهور ثروت در فنگ‌ شویی است. کشتی ثروت باید پر از سکه‌های طلا و سنگ‌ها و جواهرات قیمتی باشد. باور رایج این است که این کشتی نه‌تنها به شما کمک می‌کند، پول بیشتری داشته باشید، بلکه مانع از این می‌شود که ثروت کنونی شما تمام شود. این کشتی باید در کنج ثروت اتاق شما قرار داده شود، به‌شکلی که از در ورودی به‌نظر برسد کشتی درون خانه‌ی شما شناور است. هر ماه یک سکه یا جواهر به آن اضافه کنید. همچنین می‌توانید پول کشور‌های دیگر را نیز در آن قرار دهید تا ثروت را از همه‌ی نقاط جهان جمع کنید. کشتی ثروت را درون اتاق خواب، آشپزخانه یا حمام نگذارید. هرگز کشتی خالی را درمعرض دید قرار ندهید.
 


5. نمادهای مربوط به آب را به خانه‌تان اضافه کنید

 

فنگ شویی جذب ثروت

آب یکی از نمادهای باستانی مرتبط با ثروت است. درنتیجه یک آب‌نما در کنج ثروت خانه‌تان قرار دهید. مطمئن شوید که نور خوبی روی آب‌نما وجود دارد و به‌گونه‌ای قرار داده شده است که گویی آب وارد خانه‌ی شما می‌شود؛ نه اینکه از آن خارج می‌شود. همچنین برخی بر این باورند که قراردادن مجسمه‌ی اژدها در کنار نماد آب می‌تواند باعث جذب ثروت شود. اگر امکان قراردادن آب‌نما را در خانه‌یتان ندارید، از تصاویر آب جاری مانند آبشار یا رودخانه‌ی خروشان در خانه‌تان استفاده کنید.

مطمئن شوید که آب درون آب‌نما راکد نشده است و از عکس‌های مرتبط با طوفان‌های سهمگین استفاده نکنید. از نمادهای آب در اتاق خواب‌تان استفاده نکنید؛ چرا که می‌تواند تأثیر منفی برروی وضعیت مالی‌تان بگذارد.

همچنین می‌توانید یک آکواریوم که در آن ماهی اژدها یا ماهی اورانا وجود دارد را در جنوبی‌ترین قسمت خانه‌تان قرار دهید. براساس فنگ شویی اورانای طلایی نمادی از ثروت بی‌انتها است. اغلب بر این باورند که این ماهی باعث خوش اقبالی می‌شود و منابع جدید درآمد با خود به همراه می‌آورد. فقط مطمئن شوید که آکواریوم بزرگ و تمیز است و اکسیژن کافی در آن وجود دارد. به ماهی‌ها خوب غذا بدهید و آنها را سالم و شاد نگه‌ دارید. همچنین می‌توانید آکواریوم را درمقابل درب ورودی خانه تان قرار دهید.


6. با استفاده از گیاهان ثروت را جذب کنید

گیاه‌هایی را که برگ‌های گردِ شبیه به سکه دارند، در کنج ثروت‌تان قرار دهید. برای مثال‌ گیاه‌هایی مانند دیفنباخیا، یشم یا لوناریا برای این کار مناسب هستند.

استفاده از گیاهانی که گل‌های قرمز یا بنفش دارند، می‌تواند تأثیر این کار را افزایش دهد. از گیاه‌های تیغدار یا گیاهانی که برگ‌های سفت و خاردار دارند، باید پرهیز کرد. در فنگ شویی این باور وجود دارد که بامبو به علت رشد زیادی که دارد باعث خوش‌اقبالی می‌شود. بامبو معمولا در گلدان شیشه‌ای گذاشته می‌شود، اما اگر آن را درون یک گلدان سرامیکی گذاشته‌اید، یک سکه‌ی فلزی درون آن قرار دهید. بامبوی شما باید هشت ساقه داشته باشد، چرا که هشت قوی‌ترین عدد برای پول و ثروت است. یک گیاه ثروت می‌تواند باعث افزایش پول و کامیابی شود.


7. از گل استفاده کنید

گل‌ها علاوه‌بر زیبایی‌شان، خوش‌اقبالی و شانس بسیار زیادی نیز با خود به‌همراه می‌آورند. می‌توانید از گل طبیعی، نقاشی یا تصویر گل یا گل‌های مصنوعی و ابریشمی استفاده کنید. سعی کنید گل‌های زندگی مانند قرمز یا بنفش را در ناحیه‌ی ثروت خانه‌تان قرار دهید. از گل‌های خشک‌شده پرهیز کنید؛ چرا که آنها در فنگ شویی نماد مرگ و تباه‌شدن هستند.
 


8. از کریستال استفاده کنید

 

آموزش فنگ شویی ثروت

کریستال لیمویی به‌عنوان نمادی که می‌تواند ثروت را جذب کند، شناخته می‌شود. سنگ ثروت معروف دیگر پیریت است. درخت جواهرات که سنگ‌هایی مانند یاقوت بنفش، کریستال لیمویی، مرجان، مروارید یا عقیق در آن کار شده است نیز به‌عنوان جذب‌کننده‌ی ثروت شناخته می‌شود. می‌توانید این درخت را در کنج ثروت خانه‌تان قرار دهید.


9. از آینه استفاده کنید

آینه‌ها همچون جاذب ثروت عمل می‌کنند. آنها با خود خوشی، کامیابی، ثروت و پول به‌همراه می‌آورند. در محل غذاخوری‌ خانه‌تان یک آینه قرار دهید، به‌‌گونه‌ای که میز غذا را بازتاب دهد. این کار نمادی از فراوانی و ثروت است. آینه‌ای که دارای قاب طلایی و ترجیحا گرد یا مستطیل شکل است، می‌تواند بهترین انتخاب برای این کار باشد.


10. رنگ‌های ثروت

در فنگ شویی رنگ‌هایی مانند طلایی، سبز، قهوه‌ای، بنفش، قرمز، زرد، آبی و مشکی رنگ‌های مربوط به ثروت هستند. برای اینکه ثروت را جذب کنید از این رنگ‌ها در دکور خانه‌تان استفاده کنید. این رنگ‌ها می‌توانند در آینه‌ها، چارچوب‌ها، نقاشی‌ها، سینی‌ها، میز چای، بالشت‌ها، قالیچه‌ها یا کتاب‌های بزرگ به کار رفته باشند.


11. از اشکال مختلف استفاده کنید

این باور وجود دارد که استفاده از شکل‌های مختلف باعث جذب میزان مناسب انرژی به کنج ثروت شما می‌شود. شکل‌های مستطیلی، دایره‌ای و موج‌دار را به‌راحتی می‌توان ایجاد کرد.


12. از آشپزخانه‌تان به‌خوبی مراقبت کنید

 

فنگ شویی ازدواج

آشپزخانه نماد پرورش است، ازاین‌رو مهم‌ترین بخش خانه‌ی شما درنظر گرفته می‌شود. مطمئن شوید که نور کافی دارد و فضای کاملا بازی دارد. اگر آشپزخانه شما کوچک است، کاری کنید که بزرگ به‌نظر برسد. برای مثال آینه در آن قرار بدهید تا احساس کنید که فضای بزرگی است. اگر ورودی آشپزخانه از محلی که در آن کار می‌کنید، قابل دیدن نیست، از آینه استفاده کنید تا بتوانید آن را ببینید. اجاق گازتان را تمیز نگه دارید. سطل آشغال را درجایی بگذارید که قابل‌دیدن نباشد. از نمادهای ثروت مانند انگور سبز یا بنفش، پرتقال یا گل‌های تازه در ناحیه‌ی ثروت آشپزخانه‌تان استفاده کنید.


13. اجازه بدهید ثروت وارد باغچه‌تان بشود

باغچه‌تان را زیبا درست کنید. یک آب‌نما به باغچه اضافه کنید. مسیرهای منحنی ملایم برای باغچه طراحی کنید تا انرژی به‌آرامی در آن جریان داشته باشد. از مجسمه‌های فلزی مانند لاک‌پشت یا بادساز استفاده کنید. برای جذب‌کردن ثروت گل‌های قرمز یا بنفش اضافه کنید.
 


14. سوراخ‌های درون دیوار را بتونه‌کاری کنید

سوراخ‌هایی که به‌خاطر میخ و پیچ در دیوار باقی مانده‌اند، می‌توانند باعث نشت انرژی از خانه‌ی شما شوند. این سوراخ‌ها را به‌گونه‌ای پر کنید که قابل‌دیدن نباشند تا از نشت‌کردن انرژی جلوگیری شود. همچنین می‌توانید از درپوش‌های مات یا همرنگ دیوار برای پوشاندن سوراخ استفاده کنید. از درپوش‌های شفاف استفاده نکنید؛ چرا که برای اهداف فنگ شویی مناسب نیستند.


15. ظرف‌های نگهداری مواد غذایی را از نیمه پرتر نگه دارید

با پر نگه‌داشتن ظرف‌های نگهداری غذا و نوشیدنی، با نگاه‌کردن به آنها و برداشتن‌شان احساس ثروتمندبودن داشته باشید.


16. کاری کنید که کیف پول‌تان ثروت را جذب کند

کیف پولی انتخاب کنید که به شما کمک کند ثروت‌تان را افزایش دهید. اجازه ندهید کیف‌تان شلوغ شود و آن را به خوبی سازمان‌دهی کنید. نگذارید رسید‌های قدیمی، عکس‌ها و کارت‌هایی که به‌ندرت استفاده می‌شوند، کیف شما را پر کنند. هنگامی‌که می‌خواهید کیف پول بخرید یک کیف پول بزرگ و با کیفیت انتخاب کنید تا باعث رشد ثروت‌ تان شود. هنگام انتخاب رنگ کیف دقت کنید؛ رنگ‌های قهوه‌ای یا مشکی انتخاب‌های رایج‌تری هستند، اما رنگ‌های دیگر مانند قرمز، آبی پررنگ و سبز نیز می‌توانند انتخاب‌های خوبی باشند. به‌طور کلی هرچه کیف پول پررنگ‌تر باشد، با قدرت بیشتری می‌تواند از انرژی حفاظت کند. اما به رابطه‌ی میان رنگ‌ها و نماد تولدتان توجه داشته باشید. درنتیجه به داوری و تجربه‌ی خودتان اعتماد کنید و ببینید چه چیزی برای شما مناسب است.

منبع : https://keramatzade.com/Feng-Shui-What-is-wealth-

 

https://keramatzade.com/How-should-father-and-daughter-behave-

بلکه یک امتیاز خاص برای خودش محسوب می‌کند.

چگونه رفتار پدر با دختر باید داشته باشد؟

جاستین، نویسنده‌ی این مقاله پدری است که چهار فرزند دختر و یک پسر دارد. او که همیشه از شوخی‌های دیگران درباره‌ی داشتن چهار فرزند دختر رنجیده است از این بابت ابراز تأسف می‌کند و می‌گوید داشتن دختر یکی از بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی است. جمله‌ی معروف او به دخترانش این است: «امروز بیش‌تر از دیروز عاشقت هستم». جاستین بزرگ کردن دخترانش را نه یک مسئولیت بلکه یک امتیاز خاص برای خودش محسوب می‌کند.
 

در ادامه 15 نکته‌ای را که جاستین طی سال‌ها در تربیت دخترانش یاد گرفته است با شما در میان می‌گذاریم تا شما نیز با نحوه درست رفتار پدر با دخترآشنا شوید.


 

1. رفتار پدر با دختر ،دخترتان بیش از هر چیزی، نیاز به محبت پدرانه دارد

 

پدر و دختر

حتما بخوانید: بایدها  و نبایدها دردوران نامزدی چیست؟

بیشتر از وسایل و هدایایی که برایش می‌خرید یا چیزهایی که به او یاد می‌هید، دخترتان نیاز به عشق و محبت شما دارد. هیچ‌کس دیگری بر روی کره‌ی زمین نمی‌تواند نقش شما را ایفا کند. دخترتان انتظارات شما را برآورده نخواهد کرد، اشتباهات بزرگی مرتکب خواهد شد و حتی ممکن است مدتی به شما پشت کند، اما هیچ‌وقت به او اجازه ندهید به علاقه‌ی شما نسبت به خودش شک کند. در چشم‌هایش نگاه کنید و بگویید که عاشقش هستید. این‌ کار را زیاد انجام بدهید.


2. رفتار پدر با دختر ،شما در انتخاب شریک زندگی آینده‌ی او تأثیر می‌گذارید

فکر ترسناکی است اما رفتار پدر با دختر در آینده روی انتخاب همسرش تأثیر مستقیم می‌گذارد. برای سال‌ها دختر سوم‌مان التماس می‌کرد که وقتی بزرگ شد با او ازدواج کنم و من مجبور بودم توضیح بدهم که قبلا با مادر مهربانش ازدواج‌ کرده‌ام. اگر شما پدر خوبی باشید، او در آینده به ازدواج با شخصی شبیه شما تمایل خواهد داشت.


3. رفتار پدر با دختر ،سلایق دخترتان اولویت بیشتری در مقایسه با شما دارد

وقتی دخترهایم در ماشینم هستند به آهنگ‌های مورد علاقه‌ی آنها گوش می‌دهیم، نه به چیزهایی که خودم تنهایی گوش می‌دهم (البته تیلور سوییفت استثناست چون من هم عاشق تیلور سوییفیتم). خوشحال بودن دخترهایم من را هم خوشحال می‌کند.
 


4. رفتار پدر با دختر ،دختر شما نظاره‌گر رفتارتان با مادرش است

اگر می‌خواهید بدانید کدام مورد در این فهرست از همه مهم‌تر است، باید بگویم همین مورد چهارم! یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید برای دخترتان بکنید این است که به مادرش عشق بورزید. اینکه حواس‌تان به بچه‌ها باشد کار آسانی است اما برای زندگی مشترک خود همیشه تلاش کنید و آن را در اولویت قرار بدهید. وقت‌هایی که توجه‌ام به همسرم کم می‌شود بچه‌ها هم مشکلات بیشتری دارند و فکر نمی‌کنم این تصادفی باشد. به همسر خود عشق بورزید، برای او وقت بگذارید، او را به مسافرت ببرید و به بچه‌ها نشان بدهید که مادرشان اولویت بالاتری نسبت به آنها دارد.


5. رفتار پدر با دختر ،اجازه ندهید بزرگ‌شدن دخترتان از صمیمیت میان شما بکاهد

 

دختر

حتما بخوانید: ثروت چیست؟

بزرگ‌ترین دختر ما 11 ساله است و ما هنوز با سنین پر چالش نوجوانی آنها مواجه نشده‌ایم اما من کاملا آماده هستم. پدرانی که فرزندان بزرگ‌تری دارند از اینکه به‌اندازه‌ی کافی ازنظر احساسی به دختران نوجوان خود نزدیک نیستند احساس پشیمانی می‌کنند. برای همه‌ی ما ترسناک است اما من سعی می‌کنم برخورد صحیح با آنها را به‌خوبی یاد بگیرم؛ تغییرات هورمونی، دوستی با جنس مخالف، شبکه‌های اجتماعی و هر چالش دیگری که درسن بلوغ با آن مواجه می‌شوند من را از دخترانم دور نمی‌کند. دختران من وقتی 15 ساله شوند همان‌قدر من را به خودشان نزدیک خواهند دید که در 5 سالگی دیدند. وقتی‌که احساسات و بد آنها شروع به تغییر می‌کند ناپدید نشوید.
 


6. رفتار پدر با دختر ،به او شنای سوئدی یاد بدهید

ما در خانه سلامتی را جدی می‌گیریم. دختران من زرنگ هستند، آنها شنای سوئدی بلدند و زمان زیادی را به ورزش اختصاص می‌دهند. به عقیده‌ی آنها جمله‌ی «مثل دخترها پرتاب می‌کند» یک تشویق است نه توهین. بیشتر از بدنی قوی، ما سعی می‌کنیم دختران‌مان را مثل مادرشان با ذهنی قوی بار بیاوریم. در دنیایی که زنانگی با لباس‌های رنگارنگ و فانتزی شناخته می‌شود دختران من مثل فولاد محکم هستند.

خلق خاطرات زیبا نمونه‌ی مناسب رفتار پدر با دختر است



7. رفتار پدر با دختر ،خاطره بسازید

سردسته‌ی خاطره‌سازان خانه باشید. من حداکثر 50 – 60 سال دیگر زندگی خواهم کرد، این زمان بی‌نهایت نیست پس سعی می‌کنم تا جایی که می‌توانم با دخترهایم خاطره بسازم. مثلا ما قرار گذاشته‌ایم وقتی هرکدام از دخترانم به سن ده سالگی رسیدند یک سفر هیجان‌انگیز و طولانی‌مدت را با برنامه‌ریزی آنها تدارک ببینیم؛ البته از خاطره‌سازی‌های کم‌هزینه‌تر مثل فیلم‌دیدن خانوادگی شب‌های جمعه، صبحانه‌ی مفصل شنبه‌ها یا گشت‌وگذارهای خانوادگی هم غافل نمی‌شویم. لازم نیست برای خاطره‌سازی هزینه‌ی زیادی پرداخت کنید آنچه اهمیت دارد نیت شماست. بگذارید ذهن دخترتان پر از خاطره‌های رنگارنگ با پدرش باشد.


8. رفتار پدر با دختر ،به او فروتن بودن را بیاموزید

باید به دخترتان یاد بدهید که دنیا حول محور ما نمی‌چرخد. ما به‌خوبی از پسِ این مسئله برنیامده‌ایم اما سعی می‌کنیم که به آنها نشان بدهیم بهترین راه زندگی این است که فروتن باشیم، به دیگران خدمت کنیم، خودمان را در آخرین اولویت قرار بدهیم و بدانیم همیشه حق با ما نیست.


9. رفتار پدر با دختر ،در برنامه‌های او حضور داشته باشید

اکثر پدرهای دختران نوجوان حسابی درگیر کار و حرفه‌شان هستند و برای‌شان مقدور نیست که همیشه در برنامه‌های دخترشان حضور داشته باشند اما برای شرکت در برنامه‌های مربوط به او تلاش‌تان را بکنید و با تمام حواس‌تان در آنجا حضور داشته باشید و به هیچ‌وجه خودتان را با گوشی مشغول نکنید. مثلا اگر در برنامه‌ای شرکت کردید که دخترتان تئاتر اجرا می‌کرد پس از اتمام برنامه تا جایی که می‌توانید محکم کف بزنید.


10. رفتار پدر با دختر ،حضور فیزیکی کافی نیست،‌ باید به او توجه کنید

من معمولا این مورد را فراموش می‌کنم. حضور فیزیکیِ‌ شما در خانه کافی نیست؛ مخصوصا در عصر اطلاعات و سرگرمی‌های همیشه در دسترس. وقتی از محل کار به خانه بازمی‌گردید تلفن‌ همراه خود را خاموش‌کنید یا حداقل در اتاق دیگری بگذاریدش. توئیتر، ایمیل‌ها، تیم فوتبال و پیام‌های گروه شما برای دخترتان مهم نیستند. برای او این مهم است که با شما وقت بگذراند، با شما بازی کند و کنارتان باشد.
 


11. رفتار پدر با دختر ،موهایش را مرتب کنید و ناخن‌هایش را لاک بزنید

من این کار را به‌ قدری انجام داده‌ام که می‌توانم بگویم بهتر از هرکسی دم‌اسبی درست می‌کنم و در لاک زدن کاملا حرفه‌ای هستم. البته آنها هم گاهی ناخن‌هایم را لاک می‌زنند. به دخترتان نشان بدهید که یک مرد می‌تواند با ملایمت و لطافت رفتار کند


12. رفتار پدر با دختر ،با او بیرون بروید

 

دختر تنها

حتما بخوانید: احساسات چیست؟چگونه احساسات منفی را ازخوددور کنیم؟

ای‌کاش می‌توانستم بگویم که این مورد را همیشه انجام می‌دهم، اما حتی هرچند ماه یک‌بار هم بهتر از هیچی است. بیرون رفتن با دخترتان برای نشان دادن اینکه یک مرد چگونه باید با یک زن رفتار کند ضروری است. وقتی با دخترهایم بیرون می‌روم در را من باز می‌کنم، صورت‌حساب‌ها را من پرداخت می‌کنم، در چشمان‌شان نگاه می‌کنم و کاری می‌کنم که احساس ارزشمند بودن بکنند. برای این کار لازم نیست پول زیادی خرج کنید؛ کارهایی مثل قدم زدن در خیابان، دوچرخه‌سواری و رفتن به بستنی‌فروشی گزینه‌های مناسبی هستند. در این مورد هم تجملات چندانی نیاز نیست و نیت شما اهمیت دارد.

نزدیکی و صمیمیت از نمونه‌های مناسب رفتار پدر با دختر است


13. رفتار پدر با دختر ،به دخترتان بگویید که زیبایی باطنی مهم‌تر از زیبایی ظاهری است

باطن دخترتان است که نشان می دهد که زندگی او به پایان رسیده است، گفتن این موضوع و یادآوری همیشگی آن وظیفهی شماست. ما به دخترانمان می گویم که قلبتان باید زیبا باشد؛ اما این قلب می تواند  شخصیت  او،  عزت نفس  او یا باطن او باشد. دختر بزرگ در این دنیای وانفسا که پر از خواسته های شهوانی کار آسانی نیست، اما دخترتان نباید فکر کند که زیبایی به ظاهر و اندامش محدود می شود.
 



14. رفتار پدر با دختر ، از پدر بودن بودن خود لذت ببرید  

از پدر بودن خود لذت ببرید، چون زمان در چشم بر متوقف می شود.


15. رفتار پدر با دختر ، هر زمان گناهی از شما سر زد، عذرخواهی کنید  

موارد 1 تا 14 را خیلی آه فراموش می کند، شما هم همینطور. اما وقتی اشتباه میکنم، وقتی احساساتش را جریحهدار میکنم و وقتی در عمل به این موارد کم میآرن، تجساتخواهی تمرین میکنم. نه فقط یک معذرتخواهی ساده، باید از سلیم قلب درخواست تقاضا کنم. پدری باشید که از موضع خود پایین می آید و قبول می کند که رفتار نداشته باشد، به این ترتیب دخترتان مطمئنا شما را می دهد.

رفتار پدر با دخترقلبلبخند

پدرها نقش شما ارزشمند است، پس  عاشق دخترانتان  باشید.
 

منبع: https://keramatzade.com/How-should-father-and-daughter-behave-

https://keramatzade.com/What-is-the-proper-career-path-

رضایت شغلی و شخصی که به همراه آن به دست می‌آید، بیشتر لذت می‌برید.

معنی مسیر شغلی مناسب چیست؟

 

شغل پردرآمد

چقدر از زمانی که از خودتان پرسیده‌اید «وقتی بزرگ شوم، می‌خواهم چه کاره شوم؟» گذشته است؟ اگر از دبیرستان تا کنون به این موضوع فکر نکرده‌اید، ممکن است مشغول به کاری شده باشید که اهداف و آروزهای حرفه‌ای‌تان را برآورده نکند. هر کدامِ ما استعدادهای خاصی داریم و اگر در زمینه‌ی مرتبط با استعدادهایمان کار کنیم، دنیا جای بهتری خواهد شد. مطمئنا شما از انجام کارهایی که در آن استعداد دارید، لذت بیشتری می‌برید و واکنش‌های مردم نیز به شما بهتر است.
 

هر چه بیشتر روی استعدادهایتان کار کنید، مشارکت بیشتری نیز با دنیا خواهید داشت و از رضایت شغلی و شخصی که به همراه آن به دست می‌آید، بیشتر لذت می‌برید.
سفر مسیر شغلی شما

فرایند کشف کاری که قصد انجامش را دارید، یعنی پیدا کردن مسیر شغلی، مانند یک سفر است که با کشف عصاره‌ی اصلی «شما»، یعنی فردی که در پشت نقاب‌های ظاهری، حالت‌های تدافعی و استرس‌های روزمره زندگی وجود دارد، آغاز می‌شود.

بعد از اینکه نقاب از چهره‌تان کنار رفت، سفرتان با کشف و اکتشاف شغلی و شناسایی حرفه‌ای که به شما این امکان را می‌دهد تا از استعدادهای خود نهایت استفاده را ببرید، ادامه پیدا می‌کند. و سپس با تمرکز بر شغل یا حرکت شغلی، مرحله‌ای که مشاغلی را که می‌خواهید شناسایی کرده و خود را در بهترین شرایط ممکن برای به دست آوردن آن قرار می‌دهید، پیش می‌رود. در اصل این سفر هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد چون حرفه‌ی واقعی هیچ‌وقت از رشد، پیشرفت، تغییر و نوآوری عاری نیست.

از همان ابتدا، هنگامی که به دنبال مسیر شغلی مناسب می‌گردید، با داشتن رویکردی که بر اساس استعدادتان است خود را در مسیر مناسب قرار دهید، حتی اگر مسیرتان به مرور زمان تغییر کند. در این نوع رویکرد دائما باید این سوالات را از خودتان بپرسید:

    من که هستم؟
    می‌خواهم چه کاری انجام دهم؟
    چگونه استخدام می‌شوم؟


1. مسیر شغلی مناسب و کشف خودِ واقعی‌تان

 

شغل اینترنتی

اولین سوالی که باید به آن پاسخ دهید این است: «من که هستم؟» ما برای پاسخ به این سوال دو رویکرد داریم، اول اینکه از شما می‌خواهیم استعدادهایتان را خودتان کشف کنید و بعد به کمک یک تست شخصیت شناسی ببینید انتخاب‌تان تا چه حد درست بوده است.
استعدادهای خود را کشف کنید

اول از همه، به پاسخی که به سوالات زیر می‌دهید دقت کنید:

    چه زمانی بیشتر از همیشه متعهد و پر از شور و اشتیاق بودید؟
    چه زمانی بیشتر از همیشه 
خلاق بودید؟
    چه زمانی بیشتر از همیشه به خودتان و تصمیمات‌تان اطمینان داشتید؟
    فکر می‌کنید 
بزرگترین دستاوردتان در زندگی چیست؟
    چه زمانی دیگران شما را از همیشه موفق‌تر دانسته‌اند؟
    چه زمانی بیشتر از همیشه از کارتان لذت می‌برید؟
    در این موقعیت‌ها به کدام استعدادتان تکیه و از آن استفاده می‌کنید؟
    از چه چیزی با قدرت حمایت می‌کنید؟
    چه چیزی در دنیا برای‌تان ناخوشایند است که می‌توانید تاثیری بر آن داشته باشید؟
    اگر سرِ کار حق انتخاب داشته باشید، دوست دارید چه وظیفه‌ای بر عهده‌تان باشد؟
    بیرون از کار به چه فعالیت‌هایی جذب می‌شوید؟
    اگر پول برای‌تان مهم نبود، در حال حاضر چه کاری انجام می‌دادید؟

برای هر کدام از سوالات فوق طوفان فکری انجام دهید و بعد با توجه به پاسخ‌ها 3 استعداد برترتان را شناسایی و آنها را به ترتیب اولویت، رتبه‌بندی کنید.

نکته:

اگر برای انتخاب اولویت‌تان مشکل دارید از تکنیکی مانند تحلیل سلسله مراتبی استفاده کنید.
تست‌های شخصیتی

مرحله‌ی بعد این است که با استفاده از تست‌های شخصیت از جمله MBTI و کدهای هولند، مسیرتان را مشخص کنید.

نکته1:

ممکن است به‌ کار‌گیری این تست‌ها در ابتدا سخت به نظر برسد. یکی از را‌ه‌ها این است که همین‌طور که در حال شناسایی مشاغل ممکن هستید، به این فکر کنید که احتمال موفقیت کدام نوع شخصیت در آن کار بیشتر است. آیا شخصیت شما با آن شغل هماهنگ است؟

نکته2:

این تست‌ها صرفا راهنما هستند، شما نمی‌توانید تمام زوایای شخصیت و تجارب‌تان را فقط با جواب دادن به چند سوال بسنجید. پس بهتر است فقط برای توصیه و راهنمایی از این تست‌ها استفاده کنید.
با انجام تست‌های 
شخصیت شناسی، متوجه می شوید که چه چیزهایی بین شما و افراد دیگر مشترک است. همچنین نقاط اصطلاکی که با تیپ‌های شخصیتی دیگر دارید را نیز پیدا می‌کنید. اهمیت تیپ‌های شخصیتی، برای ارزیابی خوب یا بد بودن انسان‌ها نیست، بلکه برای اینست که کمک کند تا چیزهایی که به انسان‌ها انگیزه یا انرژی می‌دهد را کشف کنیم. این موضوع شما را در انتخاب مسیر شغلی مناسب یاری می نماید.

همینطور که در شخصیت خود کاوش می‌کنید، متوجه می‌شوید که انتخاب‌هایتان تعیین می‌کنند که شما دقیقا چه کسی هستید. قطعا شما یک روش رفتاری را به یک روش دیگر ترجیح می‌دهید، پس می‌توانید با بررسی اینکه چرا آن رفتار را انتخاب کرده اید به نکات بیشتری پیرامون خود پی ببرید. در حقیقت ببینید تصمیماتی که می‌گیرید چه نفعی برای‌تان دارند؟. زمانی که دلایل آن را متوجه شوید، راحت‌تر می‌توانید بفهمید که چگونه از طریق کاری که انجام می‌دهید به رضایت خاطر دست پیدا کنید.
یک جمله در رابطه با «من که هستم؟» بنویسید

حالا همه را جمع‌بندی کنید و در یک جمله‌ی ساده بنویسید که چه کسی هستید. این یک قدم مهم به سمت کشف خود و شناسایی اهداف‌تان است. با استفاده از آن به سوالات زیر پاسخ دهید:

    استعدادها و نقاط قوت‌تان کدامند؟
    استعدادهایی که با آنها به موفقیت‌های بیشتری رسیده‌اید کدامند؟
    کدام فعالیت‌ها هستند که بیشترین رضایت را به شما می‌دهند؟
    تست شخصیت‌ شناسی که انجام دادید، شما را به سمت چه چیزهایی هدایت کرد؟

شغل یابی

نکته:

وقتی این کار را انجام می‌دهید، مراقب باشید که به گذشته و به مشاغل ساده‌ای که قبلا به خوبی انجام داده اید با نگاهی نوستالژیک نگاه نکنید. به هر حال افراد زیادی هستند که می‌توانند آن کارها را خوب انجام دهند، و در ضمن این کار اطلاعات زیادی در اختیارتان قرار نمی‌دهد. به جای آن بر قسمت‌های مشکل‌تری که در انجام آن توانا بوده اید و کاری را انجام دادید که از عهده‌ی دیگران برنمی‌آمده، تمرکز کنید.



2. مسیر شغلی مناسب ،کشف کنید که می‌خواهید چه کاری انجام دهید

شغل دوم

حالا که می‌دانید که هستید، قدم بعدی این است که به کاری که می‌خواهید انجام دهید فکر کنید.

برای اینکه زندگی شما از تعادل خوبی برخوردار باشد و به خواسته‌هایتان برسید، شغل‌تان باید با شخصیت‌تان سازگاری داشته باشد، در غیر این صورت، از کارتان ناخوشنود خواهید بود و نمی‌توانید به ظرفیت‌هایتان دست پیدا کنید. به هر حال، مشاغلی که با روحیات‌تان سازگار نیستند، نیاز به استعدادهای دیگری غیر از استعدادهای شما دارند. اگر به دنبال مسیر شغلی‌ باشید که تطابقی با ارزش‌ها، باورها و دیدگاه‌تان به دنیا نداشته باشد، دائما در تقلا خواهید بود و تحت فشار و استرس زیادی قرار خواهید گرفت.

برای شروع بهتر است درباره‌ی شغلی که فکر می‌کنید مناسب تیپ شخصیتی‌تان است، کمی طوفان فکری انجام دهید. سپس با انجام چند تست شخصیت‌ شناسی این موضوع را تایید کنید و بعد باز هم با طوفان فکری، موارد دیگری را به لیست‌تان اضافه کنید. سپس باید وقت بیشتری برای جستجو برای مشاغلی که در بالای لیست‌تان قرار دارند بگذارید.
الف) کاوش در گزینه‌هایی که درباره‌‌ی‌ آن‌ها اطلاعات دارید

با جمله‌ای که در پاسخ به «من که هستم؟» نوشتید، شروع کنید. در تمام کارهایی که فکر می‌کنید مناسب‌تان هستند، شخص با‌استعدادی که به آن کار علاقه دارد را تصور کنید. (با فردیت زدایی کردن، از «زیادی نزدیکِ مسئله بودن» اجتناب می‌کنید.)

اگر از قبل در یک حرفه پاگیر شده اید، شروع از این نقطه خیلی مهم است: مهم است به جای اینکه همه چیز را رها کرده و از اول شروع کنید، تا آنجا که می‌توانید بر تجربیات و روابطی که تاکنون ساخته‌اید سرمایه‌گذاری کنید (با اینکه ایده‌ی از اول شروع کردن، به نظر وسوسه‌انگیز و فریبنده می‌آید، اما ماندن در وضعیت فعلی‌تان، شما را در موقعیت رقابت با افرادی که تازه وارد این حرفه شده‌اند و احتمالا از شما جوان‌تر هستند قرار می‌دهد و این به نفع شماست. ولی اگر عمیقا از شرکت، صنعت یا حرفه‌ خود ناراضی هستید، یک تغییر کلی در مسیر شغلی‌ شما به نظر بهترین کار است).

پس با این سوال شروع کنید که آیا وظیفه‌ی فعلی‌تان می‌تواند به شکلی تغییر کند که بیشتر با شخصیت و روحیات‌تان سازگار باشد. آیا وظایف دیگری در شرکت فعلی‌تان وجود دارند که ارزش تلاش را داشته باشند؟ آیا وظایف مشابهی در سازمان‌های دیگر هستند که رضایت‌بخش‌تر باشند؟

بعد از اینکه این کار را انجام دادید، طوفان فکری را برای گزینه‌های دیگری که در اختیار دارید نیز انجام دهید.
ب) دوراندیش‌تر باشید

نواقص اجتناب‌ناپذیری که این نوع تست‌های شغلی دارند این است که بر اساس داده‌های مربوط به گذشته هستند و فقط با چند نوع از مشاغل اصلی انطباق دارند. به این دلیل، نمی‌توانند مشاغل جدید را به شما پیشنهاد دهند و درباره‌ی مشاغلی که زیاد شناخته شده نیستند نیز چیزی نمی‌دانند. با استفاده از نتیجه‌ی به دست آمده از تست‌ها، باز هم طوفان فکری انجام دهید تا ببینید آیا مشاغل جدید و مرتبط با فناوری دیگری هستند که نیاز به تیپ‌های شخصیتی مشابه شما داشته باشند و یا آیا مشاغل ناشناخته‌تری وجود دارند که ممکن است برای شما مناسب باشند.
پ) همه‌ی یافته‌ها را جمع‌بندی کنید

حالا دامنه‌ی گسترده‌ای از مشاغلی که در پیش روی‌تان قرار دارند را شناسایی کردید. زمان آن رسیده که لیست را گل‌چین و مشاغل را اولویت‌بندی کنید. ما از شما نمی‌خواهیم که یکی از آنها را انتخاب کنید، بلکه ‌می‌خواهیم لیست را کوتاه کرده و به 5 تا 6 انتخاب برتر برسید.

اگر در اینجا هم برای اولویت‌بندی مشکل دارید، از تحلیل مقایسه‌ی دوتایی برای رتبه‌بندی انتخاب‌های خود استفاده کنید.
ت) درباره‌ی مشاغل تحقیق کنید

بعد از اینکه به خوبی متوجه شدید که کدام کارها رضایت شما را دربردارند، حالا باید درباره‌ی گزینه‌های مختلفی که می‌توان از آنها درآمد کسب کرد و در عین حال لذت برد، تحقیق نمود. تحقیق درباره‌ی مشاغل ممکن است برای خیلی‌ها کسل‌کننده باشد اما باید این کار را انجام دهید تا مشاغلی که با یک نگاهِ سطحی به نظر مناسب می‌آیند، اما با اهداف و رسالت شما هماهنگی ندارند را بتوانید شناسایی و حذف کنید.

بله، این کار نسبتا خسته‌کننده است. اما به عواقب اشتباه کردن فکر کنید. مطمئنا ارزش این را دارد که وقت بگذارید و گزینه‌هایتان را سبک و سنگین کنید تا یک عمر خود را به خاطر یک انتخاب اشتباه سرزنش نکنید.

 

چند روش‌ که برای تحقیق مشاغل به کار می‌روند به شرح زیرند:

    در اینترنت و سایت‌های مربوط به کاریابی تحقیق و جستجو کنید تا بتوانید گرایش‌های، سطح درآمد شغلی، ویژگی‌ها و شرایط مورد نیاز، در دسترس بودن شغل و غیره را بررسی کنید.
    تحلیل PEST را برای خودتان انجام دهید تا دیدگاه‌های شخصی‌تان را درباره‌ی گرایش‌های و مسیر شغلی پیدا کنید.
    مجلات مربوط به حرفه/صنعت مربوطه را مطالعه کنید تا درکی از شرایط آن صنعت به دست آورده و بازیگران اصلی آن را بشناسید و متوجه مسائل و مشکلاتی که درون آن وجود دارد، بشوید. همچنین به فرصت‌های شغلیِ موجود در آن صنعت نگاهی بیندازید تا ببینید آیا شغل مورد نظر شما در لیست آنها قرار دارد یا نه.
    دقت کنید چه استعدادها یا خصوصیاتی، افراد را در این شغل موفق می‌کند، سپس آنها را با استعدادها و خصوصیات خودتان مقایسه کنید.
    به نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌های مربوط به آن حرفه سر بزنید.
    وب‌سایت شرکت‌های مختلف را ببینید و دقت کنید در جراید چگونه راجع به این شرکت‌ها صحبت می‌شود.
    دقت کنید این سازمان‌ها در کجا واقع شده‌اند و آیا حاضرید برای مصاحبه و حتی زندگی به آن مکان‌ها بروید؟
    داوطلب شوید و به صورت رایگان برای مدتی برای‌شان کار کنید.
    به صورت نیمه‌وقت یا فصلی در آن صنعت مشغول به کار شوید.

مسیر شغلی فرد موفق

نکته:

در هنگام شناسایی فرصت‌ها و مسیر شغلی‌ دقت کنید: تمایل برای به دست‌ آوردن یک شغل رو به ترقی ممکن است هدف و رسالت شما را تحت ‌شعاع قرار دهد. این فقط در طول مسیر باعث نارضایتی شما خواهد شد. همچنین آگاه باشید که طبیعی است افرادی که درون یک صنعت مشغول به کار هستند، درباره‌ی چشم‌انداز آن غلو کنند. به اعداد و ارقام رسمی کمی با شک نگاه کنید.

در انتهای تمامی این تحقیق و بررسی، احتمالا خیلی از مشاغل را خط می‌زنید. حالا زمان آن است که باز هم گزینه‌ها را کمتر کنید و به یکی برسید. باز هم تحلیل مقایسه‌ی سلسله‌ مراتبی، می‌تواند در اینجا مفید باشد.
3. به این سوال پاسخ دهید: «چگونه می‌توانم در شغل مورد نظرم استخدام شوم؟»

در این مرحله‌ی آخر باید به این سوال پاسخ دهید: «برای اینکه استخدام شوم چه کارهایی باید انجام دهم؟»

با جمله‌ای که برای «من که هستم؟» نوشته‌اید و تحقیقاتی که انجام داده‌اید، حالا باید برای پیشرفت‌ برنامه‌ریزی کنید. خیلی از افراد تمایل دارند مستقیما و بدون برنامه یک هدف تعیین کرده و سپس به مرحله‌ی جستجو برای کار بروند. این اشتباه است، زیرا اگر برنامه مناسبی نداشته باشید، به آسانی توسط یک پیشنهاد کاریِ پر سود و شغلی که به نظر فریبنده می‌آید و مزایای مناسبی دارد، وسوسه می‌شوید.

وقتی برنامه‌ی خود را بنویسید، سریع‌تر به جایی که می‌خواهید می‌رسید. بنابراین از این موارد استفاده کنید:

    چشم‌انداز بلند مدت‌ شغل موردنظرتان را بنویسید.
    مراحلی که باید تکمیل کنید تا به آن چشم‌انداز برسید کدام هستند؟ چه صلاحیت‌ها و ویژگی‌هایی باید داشته باشید؟ چه تجاربی باید بسازید؟ کدام سازمان امکان بهترین شروع را در اختیارتان قرار می‌دهد.
    برای هر کدام از این مراحل یک برنامه‌ی اجرایی تعیین کنید و اطمینان پیدا کنید که:
    o اینها اهداف کوتاه مدت‌تان هستند.
    o حتما اهداف‌تان به صورتSMART یعنی به طور مشخص (Specific)، قابل سنجش (Measurable)، قابل دستیابی (Attainable)، مرتبط (Related) و دارای زمانبندی (Time-bound) مشخص شده‌اند.
    به عقب برگردید و برنامه‌ی احتمالات آینده را شناسایی کنید:
    o یک تحلیل «اگر بدین شکل باشد، چه» در مورد اهداف‌تان انجام دهید. مثلا «اگر امسال دانشگاه قبول نشوید چه کار خواهید کرد؟»

نکته1:

هر چقدر بیشتر برای رویدادهای احتمالی در آینده برنامه داشته باشید، بهتر می‌توانید در مقابل وقفه‌ و عقب‌گردهای اجتناب ناپذیر شغلی مقاومت کنید و با وجود دست‌اندازهای مسیر شغلی، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

نکته2:

دقت کنید که هر چقدر فرصت‌های بیشتری داشته باشید، می‌توانید شغل بهتری انتخاب کنید. بر این تمرکز کنید که تا می‌توانید فرصت‌های بیشتری ایجاد کنید.

نکته3:

اگر شغل فعلی‌تان نشانه‌های زیر را دارند، وقت آن رسیده که مسیر شغلی‌ را ارزیابی کنید:

    شغل‌تان چالش و هیجانی برای‌تان ندارد.
    احساس می‌کنید قدرتان را نمی‌دانند.
    فرصت‌های ترفیع و پیشرفت محدود است.
    دیگر لذتی از کارتان نمی‌برید.
    یاد گرفتن جای خود را با روزمرگی عوض کرده است.
    احساس می‌کنید مهارت‌ها و استعدادهایتان به هدر می‌روند.
    دچار استرس یا افسردگی شده‌اید.

با توجه به آنچه گفته شد، شما آمادگی این را پیدا کرده اید که با یک برنامه‌ریزی مناسب و نگاهی واقع‌گرایانه به سمت شغل رویایی‌تان حرکت کنید.

 

منبع :  https://keramatzade.com/What-is-the-proper-career-path-

https://keramatzade.com/Reaching-wealth-with-financial-intelligence

آن به‌عنوان دارایی ارزشمندی برای رسیدن به ثروت و حفظ ثروت استفاده کرد.

چطور به کمک هوش مالی ثروت‌آفرینی کنیم؟

 متأسفانه با اینکه در مدارس توجه کمی به این بخش از ساختار ذهنی افراد شده، نکته‌ی امیدوارکننده این است که می‌توان هوش مالی را تقویت کرد و از آن به‌عنوان دارایی ارزشمندی برای رسیدن به ثروت و حفظ ثروت استفاده کرد. هوش مالی مفهومی ذهنی است که با استفاده از آن می‌توان به موفقیت‌های مالی دست پیدا کرد. تفاوت در میزان هوش مالی افراد به تنوع دیدگاه‌ آنها نسبت به پول و تفاوت در رفتارهای مالیِ آنها بستگی دارد.
 

هوش مالی

ثروت با هوش مالی

سعی کنید با دقت به این سؤال پاسخ دهید: به نظر شما داشتن یک ماشین فوق‌العاده گران‌قیمت، برای شما سرمایه است یا نوعی بدهی محسوب می‌شود؟

البته داشتن یک ماشین لوکس مطمئنا لذت‌بخش خواهد بود اما هنگام پاسخ‌گویی به این سؤال به لذت آن فکر نکنید. افرادی که دارای هوش مالیبالایی هستند درجواب خواهند گفت که داشتن ماشین گران‌قیمت، یک بدهی محسوب می‌شود چرا که علاوه بر خواب سرمایه، هزینه‌های زیادی برای نگهداری از آن باید پرداخت شود. اما کسی که هوش مالی کمتری دارد به ماشین خود به چشم یک سرمایه نگاه می‌کند و بالا رفتن قیمت آن را نیز بدون توجه به تورم یک نوع سود تلقی می‌کند. این تفاوت دیدگاه در زمینه‌های مالی ناشی از اختلاف میزان برخورداری از هوش مالی است.

هوش مالی ما، در واقع آن بخشی از هوش ماست که برای حل مسائل مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با وجود هوش مالی می‌توان از فرصت‌ها، حتی آنهایی که دیگران قادر به دیدن‌شان نیستند، به بهترین شکل استفاده کرد.
هوش مالی، رفتار شما با پول است


چگونه با پول رفتار کنیم؟

هوش مالی چیست؟

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا برخی افراد به‌راحتی پول در می‌آورند و در مقابل برخی دیگر به‌رغم تلاش‌های مستمر باز هم نمی‌توانند به‌راحتی پول در بیاورند؟ امیدوارم جواب شما وجود یا عدم وجود شانس نباشد.

از طرفی توانایی وارد کردن جریان پول به چرخه‌ی زندگی و کنترل سرعت این جریان نیز به ذکاوتی بستگی دارد که با هوش عمومی افراد تفاوت دارد. ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که به راحتی کسب درآمد می‌کنید اما همیشه فاصله‌ی زیادی تا ثروتمند شدن دارید. مجموعه‌ی رفتارهایی که با پول دارید، ‌نشان‌دهنده‌ی میزان برخورداری شما از هوش مالی است.

رابرت کیوساکی یکی از نویسندگان مطرح در این زمینه، در یکی از کتابهایش پول را اینگونه توصیف می‌کند : «پول مانند سگ دست‌آموز شماست؛ اگر بتوانید رفتار صحیحی با او داشته باشید، هر زمان که برایش تکه چوبی بیندازید خیلی سریع می‌رود و آن را برایتان می‌آورد، پول هم دقیقا همین کار را می‌کند.»



کسب درآمد بیشتر

بارها دیده‌ایم افرادی را که از نظر تحصیلی جزءِ نفرات ممتاز نبوده‌اند اما به کمک برخورداری از هوش مالی بالا توانسته‌اند درآمد ماهیانه‌ی بالایی داشته باشند. تمامی افراد فارغ از مدرک تحصیلی‌شان می‌توانند از این هوش برخوردار باشند یا آن‌ را تقویت کنند.

هوش مالی شامل اطلاعات و تجاربی است که در وارد کردن جریان پول به چرخه‌ی زندگی‌تان، ریسک‌های عاقلانه، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت برای سرمایه‌گذاری، تصمیم‌گیری هدفمند و افزایش درآمد به شما کمک می‌کند. اگر هوش مالی خود را تقویت کنید و تصمیمات درستی اتخاذ کنید، موفقیت‌تان تضمین شده است.



محافظت از ثروت و حفظ آن

درآمد ما همیشه برای مخارج ما هزینه می‌شود اما اینکه چطور و چه موقع خرج می‌شود اهمیت بسیار زیادی دارد. افرادی که از هوش مالی مناسبی برخوردار نیستند، حتی اگر ثروتمند هم باشند در حفظ سرمایه‌ی خود ضعیف عمل می‌کنند و در نهایت مجبور می‌شوند پول خود را درحساب‌های بانکی قرار داده و به سودی ناچیز بسنده کنند یا اینکه با اتخاذ تصمیماتی اشتباه بخشی از سرمایه یا تمامیِ آن را از دست بدهند. در مقابل کسی که دارایهوش مالی بالایی است به سودهای ناچیز بانکی رضایت نخواهد داد و به‌گونه‌ای سرمایه‌گذاری می‌کند تا علاوه بر تأمین امنیت سرمایه‌اش، سود خوبی به‌دست آورد.



چطور هوش مالی خود را تقویت کنیم؟
هوش مالی ماهان تیموری

تقویت هوش مالی-ماهان تیموری

بدون اغراق هوش مالی را می‌توان به عضلات بدن تشبیه کرد. شما می توانید هوش مالی‌تان را مانند عضلات بدن تقویت کنید. تقویت هوش مالی تنها از طریق آموزش و تمرین صورت می‌گیرد. شما باید روش های مختلف در این زمینه و اصول آن را فرا بگیرید و مطابق با این آموزه‌ها رفتار خود را با پول تغییر بدهید.



توجه به افراد موفق

یکی از کارهایی که شما می‌توانید برای افزایش هوش مالی خود انجام بدهید این است که از عملکرد و رفتار افراد ثروتمند و موفق الگوبرداری کنید. داستان زندگی افراد موفق و میلیاردرهای خودساخته را مطالعه کنید و از شکست‌های آنها درس بگیرید و اشتباهات آنها را تکرار نکنید. فقط به‌دنبال این نباشید که مواردی مشابه خود را در بین آنها هدف قرار دهید، با دیدگاه‌ها و رویکرد‌های متفاوت افراد موفق آشنا شوید تا در مواجهه با شرایط متفاوت به‌درستی عمل کنید.
کاهش بدهی‌ها

کاهش بدهی‌ها-ماهان تیموری

همانند افراد با هوش مالی بالا، همواره تلاش کنید که بدهی‌های خود را کاهش دهید. اگر زمانی مجبور شدید زیر بار بدهی بروید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که با سودی که از سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ی خود به‌دست می‌آورید این بدهی‌ها را تسویه کنید. بدهی بار سنگینی بر روی دوش شماست؛ به همین دلیل قبل از تصمیم‌گیری برای هر خریدی سعی کنید که مناسب‌ترین قیمت و شرایط پرداخت را در نظر بگیرید.



تعیین اهداف

هوش مالی رابرت کیوساکی

اهداف مالی ارتباط مستقیمی با طرح‌های اجرایی‌ شما در زمینه‌های مالی دارند. اهداف مالی خود را به دو دسته‌ی کوتاه‌مدت و بلندمدت تقسیم کنید. تعیین این اهداف به شما کمک می‌کند که از مسیر مطلوب منحرف نشوید و در طول هر ماه و حتی در طول هر روز و هر ساعت بر روی دستیابی به این اهداف تمرکز کنید.

این نکته را در نظر داشته باشید که تنها هدف‌گذاری منجربه موفقیت شما نمی‌شود و شما باید برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید، دربرابر شکست‌ها و مشکلات مقاومت کنید تا موفقیت حاصل شود. علاوه‌بر تعیین هدف، برای مسائل مالی خود طرح عملیاتی جامعی داشته باشید.
پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری در آینده

پس‌‌انداز کردن برای سرمایه‌گذاری-ماهان تیموری

به‌طور مرتب بخشی از درآمد خود را پس‌انداز کنید. چیزی که شما را از افرادی با هوش مالی پایین متمایز می‌کند، هدف شما از پس‌انداز کردن است. شما صرفا نباید به این دلیل پس‌انداز کنید که در آینده اندوخته‌ای برای پیش‌آمدها یا فرصت‌های احتمالی داشته باشید، بلکه این کار را با این امید انجام بدهید که در آینده آن را به جریان بیندازید و به‌وسیله‌ی آن سرمایه‌گذاری‌های مناسبی انجام دهید.



داشتن استراتژی خرج کردن

درباره‌ی هر مبلغی که قرار است خرج کنید با دقت و تأمل رفتار کنید. چراکه هر خریدی هرچند کوچک می‌تواند پیامدهایی داشته باشد، از طرفی با خرج کردن پول‌تان به‌صورت غیر ضروری ممکن است در آینده فرصت‌های سرمایه‌گذاری را از دست بدهید. سعی کنید با تمرکز و فکر کردن، پیامدهای احتمالی خرج کردن پول‌تان را پیش‌بینی کنید و سپس برای خرج کردن یا نکردنِ پولِ خود، تصمیم بگیرید. اصول پول خرج کردن را یاد بگیرید و نیازهای خود را دائما اولویت‌بندی کنید.
عطش یادگیری

کسی که دارای هوش مالی بالاست و ثروت زیادی دارد با کسب اطلاعات و یادگیری در مورد یک کسب‌وکار جدید روحش تازه می‌شود، چراکه حس می‌کند دریچه ای جدید برای موفقیت به‌سوی او باز شده است. همیشه به‌دنبال یادگیری در زمینه‌های مختلف باشید و هیچگاه حس نکنید که همه چیز را می‌دانید.



روابط اجتماعی

شاید هدف نهایی در این راستا همان ثروتمند شدن باشد، اما مسیرهای رسیدن به این هدف بسیار متنوع است. سعی کنید با افرادی ارتباط برقرار کنید که آنها نیز مسیر موفقیت مالی را طی کرده‌اند و تلاش کنید با ایجاد ارتباطی مؤثر با آنها، بر آگاهی و اطلاعات مالی خود بیفزایید.

منبع : کرامت زاده

https://keramatzade.com/Learning-method

بهترین روش های یادگیری؛ چطور هر آنچه می‌خواهیم یاد بگیریم؟
 

شما هم دچار مشکلات یادگیری هستید؟ راه موفقیت در کنکور و امتحانات را گم کرده‌اید؟ شاید علت این است که شما یا اساتیدتان مؤثرترین روش هاییادگیری را به‌کار نبسته‌اید. در ادامه ایده‌ها و روش‌هایی برای بهبود عملکردتان مطرح شده است. با ما همراه باشید تا روش های یادگیری را بشناسید و ببینید کدام‌یک از روش های یادگیری برای‌تان مناسب‌تر است.
 


روش های یادگیری خود را بشناسید

روش یادگیری
1. سبک یادگیری خود را کشف کنید

برای اینکه یادگیری را به شکل مؤثری شروع کنید، باید بدانید که چگونه می‌آموزید. 3 گروه یا روش کلی برای یادگیری وجود دارد و بیشترِ افراد مشخصا به یکی از گروه‌ها تعلق دارند. حتی اگر روش یادگیری شما تنها در یک دسته قرار نمی‌گیرد و به روش‌های مختلفی مطالب را می‌آموزید، بد نیست که با تمام روش های یادگیری آشنا بشوید، در این صورت می‌دانید که چه چیزی به‌کارتان می‌آید و چه چیزی در یادگیری‌تان تأثیر چندانی ندارد. در واقع با شناخت روش های یادگیری مختلف، یادگیری مؤثرتر و بهتری خواهید داشت. انواع روش های یادگیری عبارتند از:

    یادگیری دیداری. افرادی که روش یادگیری‌شان دیداری است، بیشتر از طریق «دیدن» و «مشاهده کردن» می‌آموزند. آنها تمایل دارند که در کلاس در ردیف‌های جلو بنشینند، منظم و مرتب هستند و هنگام تجسم کردن یا به‌خاطرسپاری چیزها، چشم‌هایشان را می‌بندند. تصاویر، ویدئوها و رنگ‌ها بهیادگیری آنها کمک می‌کند و ترجیح می‌دهند برای یادگیری، محتوا و مطالب را ببینند.
    یادگیری شنیداری. افرادی که سبک یادگیری شنیداری دارند، با «شنیدن» و «گوش کردن» بهتر می‌آموزند. آنها معمولا جایی را در کلاس انتخاب می‌کنند که بهتر بشنوند، اما نقطه‌ی دید برای‌شان چندان اهمیتی ندارد. وقتی خسته می‌شوند با خودشان حرف می‌زنند و زمزمه می‌کنند. با صدای بلند درس می‌خوانند و این‌گونه مطالب و اطلاعات را به خاطر می‌سپارند. آنها بیشتر از آنکه بنویسند، صحبت می‌کنند و از بحث کردن درباره‌ی آنچه آموخته‌اند، لذت می‌برند.
    یادگیری جنبشی و لمسی. افرادی که سبک یادگیری‌شان حرکتی است، با «لمس اشیا» و «انجام کارهای عملی» مطالب را می‌آموزند. آنها دوست دارند فعال باشند، استراحت و وقفه‌های زمانی زیادی در حین یادگیری به خود می‌دهند و اغلب در هنگام صحبت کردن از حرکات دست‌ و زبان بدن کمک می‌گیرند. این افراد از انجام کارهای عملی همچون آشپزی، مهندسی، ساختن چیزی و … لذت می‌برند. آنها حتی در هنگام خستگی هم شروع به بازیگوشی می‌کنند.

کدام‌یک از این روش های یادگیری سبک شما را توصیف می‌کند؟ اگر هنوز قادر به تشخیص نیستید، می‌توانید از آزمون‌های آنلاین یا یک مشاور کمک بگیرید تا ببینید متعلق به کدام گروه هستید.
حتما بخوانید: برترین تکنیک های یادگیری؛ 10 توصیه‌ای که بهترین رتبه را از آن شما می‌کند
2. تفاوت‌ها را درک کنید

هر یادگیرنده‌ای برای درک کامل مفاهیم و حفظ اطلاعات کسب‌شده، نیازهای متفاوتی دارد. اگر از فردی با سبک یادگیری دیداری بخواهید چیزی را که می‌شنود به‌خاطر بسپارد، احتمالا موفق نخواهد بود. اگر فردی با سبک یادگیری حرکتی، فیلمی آموزشی برای انجام کاری تماشا کند، احتمالا در یادگیریموفق نخواهد بود. هیچ‌یک از افراد مذکور کم‌هوش‌تر از دیگران نیستند. آنها باید با سبک بهینه و مناسب یادگیری خود هماهنگ بشوند.

    توانایی‌های یادگیری محدود به کلاس درس نیستند. سبک و روش های یادگیری در نحوه‌ی صحبت کردن ما نیز خود را نشان می‌دهند. مثلا در گفت‌و‌گوی روزانه، فردی در گروه یادگیری دیداری، می‌گوید: «خوب به نظر می‌رسه» و همتای شنیداری او در مکالمات خود از جملاتی نظیر «گوشم با توست» و … استفاده می‌کند. در واقع سبک و روش های یادگیری در زندگی روزمره نیز متبلور می‌شود و نحوه‌ی تعاملات ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.



1. از تمرینات و وسایل کمک آموزشی بَصَری استفاده کنید

روش یادگیری زبان انگلیسی

روش های یادگیری دیداری

حالا که می‌دانید روش یادگیری شما از طریق دیدن و مشاهده کردن است، از این آگاهی کمک بگیرید. آنچه را که می‌شنوید، بنویسید و شنیده‌ها را به نوشتار تبدیل کنید.

    اگر استادتان فیلمی به شما نشان می‌دهد یا در مورد نکات مشخصی از یک آزمون صحبت می‌کند، یادداشت‌برداری کنید. بعد از اینکه مطالب را نوشتید، آنها را دوباره مرور کنید. بگذارید مغزتان با ادبیات دلخواهش به یادگیری بپردازد.
    اگر استاد در هنگام تدریس و سخنرانی، از اسلایدهای آموزشی کمک می‌گیرد، باید به اسلایدها توجه ویژه‌ای داشته باشید و روی آنها تمرکز کنید. احتمالا آنچه را که استاد می‌گوید، فراموش می‌کنید، اما تصویر روی تخته و صفحه‌ی نمایشگر را فراموش نخواهید کرد.



2. از نمودارها، مدل‌ها و تصاویر استفاده کنید

برای یادگیری بهترِ اطلاعاتی که کسب می‌کنید، از چشم‌هایتان کمک بگیرید. تبدیل کردن محتوا به شکل و نمودار، به کمی زحمت و زمان نیاز دارد. اما نتایج مثبتی همچون افزایش یادگیری و بالا رفتن نمره‌هایتان، این زحمت را شیرین می‌کند.

    مثلا استاد شما در مورد زبان انگلیسی نکته‌ای را تدریس می‌کند. او می‌گوید: سهم زبان‌های مختلف در زبان انگلیسی به این شکل است: فرانسوی 30 درصد، لاتین 30 درصد، آلمانی 25 درصد و زبان‌های دیگر 15 درصد. بسیار عالی، یک نمودار دایره‌ای بکشید و با استفاده از رنگ‌های مختلف هر زبان را روی نمودار دایره‌ای با رنگ خاصی رنگ‌آمیزی کنید.
    خلاقیت به خرج بدهید و از توانایی‌های هنری خود کمک بگیرید. می‌خواهید یادتان بماند که فورد مدل T در چه تاریخی معرفی و ارائه شد؟ یک پلاک ماشین بکشید و تاریخ معرفی مدل مذکور را مثل شماره پلاک یک خودرو بنویسید: 1011908 یعنی اول اکتبر سال 1908. با این کار در حقیقت نوعی رمزگذاری برای یادگیری بهتر انجام می‌دهید.

3. یادداشت‌برداری کنید

همه‌ی معلم‌ها در حین تدریس به دانش‌آموزان می‌گویند: «فعلا چیزی ننویسید، بعدا بهتون وقت میدم مطالب رو یادداشت کنید.» خب، این فرمایش نسبتا محترم است اما وقتی شما دانش‌آموزی شنیداری نیستید، پس چطور می‌توانید بدون یادداشت‌برداری، حرف‌های او را به‌خاطر بسپارید؟

    اگر استاد خیلی سریع درس می‌دهد و نمی‌توانید حرف‌های او را خوش‌خط و درست و حسابی یادداشت کنید، از او خواهش کنید خلاصه یا جزوه و طرحی کلی از مباحث تدریس‌شده به شما بدهد. مطمئن باشید اساتید از این پیشنهاد استقبال می‌کنند.



یادگیری شنیداری

روش های یادگیری درس
1. صحبت‌های استادتان را در حین تدریس، ضبط کنید

روش های یادگیری شنیداری

خوشبختانه این پیشنهاد برای شما زحمت چندانی ندارد. نیازی نیست مثل گذشته برای ضبط کردن صدا، دستگاه بزرگی را با خود حمل کنید. تنها با فشار یک دکمه یا لمس یک گزینه روی تلفن هوشمندتان می‌توانید هرچه را که می‌خواهید، به‌آسانی ضبط کنید.

    بعضی از اساتید با ضبط کردن مشکل دارند و اجازه‌ی این کار را به شما نمی‌دهند و حتی ممکن است با ضبط کردن صدا، خطرِ از دست دادن گوشی یا وسیله‌ی ضبط، شما را تهدید کند، در این‌گونه مواقع سعی کنید به استاد محترم توضیح بدهید که این راه بهترین شیوه‌ی یادگیری برای شماست. به احتمال خیلی زیاد دل استاد نرم خواهد شد و مخالفت نخواهد کرد.

2. سؤال بپرسید

وقتی استاد مشغول توضیح دادن موضوع مهمی است، شما هم در فرایند تدریس مشارکت کنید. گوش دادن به حرف‌ها و صدای دیگران یک چیز است و شنیدن و بازگو شدن مطالب از زبان خودتان چیز دیگری است. وقتی خودتان مثلا در کلاس زیست‌شناسی سؤالی را مطرح می‌کنید، آن سؤال و جواب را بهتر می‌آموزید و آن را بهتر به‌خاطر خواهید سپرد.

    اگر کمی در جمع دچار حس خجالت می‌شوید، بعد از کلاس سؤال‌هایتان را بپرسید. استاد از وقتی که برای یادگیری اختصاص می‌دهید، خوشش خواهد آمد و مطمئن باشید برای این کار شما ارزش قائل می‌شود. ضمن اینکه پرسش رودررو باعث یادگیری بهتر هم می‌شود.



3. به گروه‌های کوچک بپیوندید

در بحث‌ها شرکت کنید و دیگران را هم به صحبت کردن وادار کنید. در گروه‌های کوچک موضوعات به چالش کشیده می‌شوند و در موردشان بحث می‌شود. با این روش هیچ نکته‌ای از چشم‌تان دور نمی‌نماند.

    اگر اساتید شما به کار گروهی چندنفره یا دوتایی اعتقاد و علاقه‌ای ندارند، به یک گروه مطالعاتی بپیوندید. همیشه دانش‌آموزانی وجود دارند که به‌دنبال ارتقای نمرات‌شان هستند و دوست دارند همه‌چیز را عالی و کامل بیاموزند. با پیوستن به چنین گروه‌هایی ضمن یادگیری بهتر و به اشتراک‌گذاری نظرات مختلف، می‌توانید با افراد جدید ملاقات کنید.
    اگر روش‌های قبلی، به‌اندازه‌ی کافی کاربردی نیستند، می‌توانید دروس و تکالیف‌تان را برای یک نفر توضیح بدهید. مثلا سعی کنید برای یادگیری بهتر، واکنش‌های شیمیایی را برای مادر گرامی توضیح بدهید یا درباره‌ی درس تاریخ و جنگ جهانی دوم برای هم‌اتاقی‌تان صحبت کنید.


یادگیری جنبشی و لمسی

روش یادگیری شنا
1. مفاهیم را نمایش بدهید

روش های یادگیری لمسی/ جنبشی/ حرکتی

از دست‌هایتان استفاده کنید. مهم نیست در خانه هستید یا در کلاس درس، در هر حال برای یادگیری مشارکت کنید. مثلا برای تشریح چشم گاو یا انجام آزمایش‌های فیزیک و شیمی داوطلب بشوید.

    سعی کنید مفاهیم را برای خودتان آسان و روشن‌تر کنید. درس‌تان در مورد DNA است؟ با قطعات لگو یک مدل از DNA بسازید و آن را بهتر بشناسید.

2. زیر مطالب مهم خط بکشید و آنها را برجسته کنید

معلم‌ها از دیدن یادداشت‌برداری دانش‌آموزان لذت می‌برند. اگر یادداشت‌برداری خیلی برای شما جواب‌گو نیست، از خط کشیدن زیر نکات مهم و ماژیک رنگی برای برجسته‌سازی مطالب کمک بگیرید.

    از رنگ‌های مختلف استفاده کنید. هر رنگ را نشانه‌ی موضوع خاصی قرار بدهید. مثلا برای تاریخ‌ها از رنگ بنفش استفاده کنید، برای نظریه‌ها از رنگ سبز و … . برای بهتر به‌خاطر سپردن مطالب، نظام و قوانین خاصی برای خود ایجاد کنید.

3. در یادگیری مشارکت کنید

به یک گروه علمی برای فعالیت‌های بعد از مدرسه بپیوندید یا عادت‌های یادگیری جدیدی در خود ایجاد کنید. منتظر کلاس درس نمانید. برای افزایش مهارت کار با کامپیوتر، خودتان با آن سروکله بزنید تا چیزهای جدیدی یاد بگیرید.

    اگر مدرسه‌ی شما از ظرفیت‌های گروهی آموزش، گردش علمی و … استفاده نمی‌کند، خودتان دست به‌کار بشوید. از موزه‌های هنرهای بومی، تاریخ‌شناسی یا موزه‌های علمی دیدن کنید. به نمایشگاه‌ها سر بزنید و تئاتر تماشا کنید. ابزارهای کمک‌آموزشی معمولا برای دانش‌آموزان و دانشجویان، ارزان‌تر و همراه با تخفیف عرضه می‌شوند. با این روش‌ها به طبع جنبشی و لمسی خود در یادگیری کمک زیادی می‌کنید.



توصیه‌هایی برای همه

روش یادگیری زبان
1. یکی بودن کلاس درس و محل برگزاری آزمون

شاید بعید به‌نظر برسد، اما آزمون دادن در همان اتاقی که درس را فراگرفته‌اید، نتایج بهتری به همراه خواهد داشت. به این عملکرد حافظه، حافظه تحت تأثیر چارچوب گفته می‌شود. طبق پژوهشی که در دانشگاه ایالتی آیووا (Iowa State University) صورت گرفت، مشخص شده است بستری که در آنیادگیری صورت گرفته است، در به‌خاطر سپردن و حافظه‌ی افراد بسیار مهم است. مثلا وقتی گروهی از دانش‌آموزان در سروصدا مطلبی را آموخته‌اند، در شرایط سروصدا بهتر به سؤالات آزمون آن درس پاسخ می‌دهند. این نتیجه برای یادگیری در شرایط سکوت و آرامش هم یکسان بود. اگر در اتاق خاصی به دانش‌آموزان مطلبی را آموزش بدهید و سپس در همان اتاق از آنها امتحان بگیرید، نتیجه‌ی بهتری کسب می‌کنند. بستر و پیش‌زمینه‌ی ذهنی ما عادت‌هایی دارد که در بازیابی و یادآوری اطلاعات به کمک‌مان می‌آیند.
2. ثبات در حالت روحی و روانی

حالت روحی نیز در یادگیری بسیار مؤثر است. مثلا اگر شما در حالت نشاط و شادی مطلبی را بیاموزید و این حالت را حفظ کنید، در آینده با همان حس و حال بمانید و حالت روانی خود را ثابت نگاه دارید، آن مطلب را بهتر به یاد خواهید آورد. این حس و حال فقط مربوط به زمان‌های نشاط و شادی نیست، حتی اضطراب هم همین کارکرد را دارد.

    طبق مطالعه‌ای که اخیرا در دانشگاه بوناوِنچر (Bonaventure) صورت گرفته است، حالت‌های روحی و روانیِ مشابه، توانایی فراخوانی اطلاعات از حافظه را افزایش می‌دهد و عدم تطابق حالات روحی و روانی در هنگام وقوع یادگیری و فراخوانی اطلاعات از حافظه، احتمال شکل‌گیری خاطرات غلط را بیشتر می‌کند.
    فرض کنید شما در حالتی مضطرب چیزی را آموخته‌اید (صرف‌نظر از اینکه اضطراب چه تأثیرات منفی‌ای روی یادگیری شما می‌گذارد)، اگر در آینده در حالتی مضطرب باشید و نیاز به یادآوری و استفاده‌ی دوباره از آن اطلاعات داشته باشید، شباهت حالت‌های روحی و روانی موجب می‌شود تا حافظه‌ی شما بنا به عاداتی که دارد، مطالب را بهتر و زودتر در اختیارتان بگذارد.



3. داشتن صبر و تحمل در یادگیری

صبور باشید. طبیعی است که همه‌ی ما بعضی چیزها را بهتر یاد می‌گیریم و در همه‌ی زمینه‌ها توانایی یادگیری یکسانی نداریم. برای یادگیری دقیق و کامل، پشتکار به خرج بدهید.

    اگر سؤالی دارید به‌هیچ‌وجه از پرسیدنش خجالت نکشید یا نترسید. بیشتر افراد از سؤال کردن حین یادگیری می‌هراسند. غافل از اینکه معلم یا مربی از این حرکت شما خوشش می‌آید و قطعا از اینکه در زمینه‌ای دانا و تواناست و می‌تواند دانشش را به فرد دیگری منتقل کند، لذت می‌برد.

4. پیگیری علایق و سلیقه‌ها

علایق خود را پیگیری کنید. وقتی چیزی را دوست دارید، بهتر آن را یاد می‌گیرید و موفق‌تر خواهید بود. رسیدن به موفقیت، انرژی و اعتماد به نفس شما را بیشتر می‌کند و زندگی زیبا و لذت‌بخش‌تری برای‌تان فراهم می‌کند.

    سعی کنید در هنگام یادگیریِ چیزهایی که دوست ندارید، از علایق خود استفاده کنید و درنتیجه یادگیری را برای خود شیرین‌تر کنید. مثلا اگر در کلاس زبان قرار است ارائه‌ای داشته باشید، با در نظر گرفتن علاقه‌ی زیاد خود به نوشته‌های شکسپیر، می‌توانید قسمتی از نمایشنامه‌های او را برای ارائه‌تان انتخاب کنید و با این کار همزمان از کار کردن روی نمایشنامه و درس خود لذت ببرید.



5. کسب آگاهی و اطلاعات عمومی

برای یادگیری بهتر سعی کنید تمام ظرفیت‌های خود را فعال و شکوفا کنید. مطالعه‌ی مطالب متفرقه باعث می‌شود مغز شما فعال و آگاه باشد و همیشه برای یادگیری مطالب جدید، آماده باشد. دیدن شبکه‌های تلویزیونی مفید یا همین وب‌سایت «چطور» که در حال حاضر مطالعه می‌فرمایید، اطلاعات گوناگونی در زمینه‌های متنوع در اختیارتان می‌گذارد.
6. استفاده از امکانات جدید و مختلف برای یادگیری

امروزه امکانات آموزشی فراوانی وجود دارند و یادگیری از هر زمان دیگری ساده‌تر شده است. حتی اگر با آموزگاران خوبی طرف نیستید یا کلاس و آموزشگاهی در اطراف محل زندگی خود ندارید، می‌توانید از طریق شبکه‌ی جهانی اینترنت در انواع کلاس‌ها و دوره‌های آنلاین شرکت کنید و حتی از بعضی از این دوره‌ها مدارک معتبری بگیرید.
حتما بخوانید: 7 نکته طلایی برای افزایش یادگیری دانش‌آموزان
7. نهادینه کردن دانش در یادگیری

ایجاد وقفه در حین یادگیری مهارت‌ها و مطالب جدید، به شما در درک مطالب کمک می‌کند. این استراحت‌ها و وقفه‌ها به ذهن (یعنی ناخودآگاه شما) و جسم (یعنی حافظه‌ی عضلانی‌تان)، فرصت و اجازه‌ی تطبیق با مهارت جدید را می‌دهند.

    این پیشنهاد را امتحان کنید: برای یادگیری مؤثر و ایجاد یک عادت یا مهارتی جدید، ابتدا آگاهانه آن را تمرین کنید و بیاموزید، سپس قبل از شروع مجدد تمرینات و آموزش‌های آگاهانه، وقفه و استراحتی کوتاه به خود بدهید. این چرخه را پیگیری کنید و ببینید که منحنی یادگیری‌‌تان چقدر بهبود می‌یابد. مثلا، برای یادگرفتن رانندگی، اول در حدود 1 ساعت به یادگیری و تمرکز درباره‌ی چرخ‌ها بپردازید. سپس وقفه‌ای یک تا 24 ساعته به خود بدهید و پس از آن دوباره یادگیری را شروع کنید.
    از آنجایی که برخی از مهارت‌ها مانند برنامه‌نویسی، فیلم‌سازی، هنرهای رزمی و… به سال‌ها تلاش و ممارست نیاز دارند، برای آنها باید وقفه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را با هم به‌کار بگیرید. مثلا وقتی می‌خواهید یکی از هنرهای رزمی را بیاموزید، سعی کنید بعد از 2-3 روز کلاس رفتن و آموزش دیدن، استراحت کنید و دوباره بعد از چند روز، یادگیری را از سر بگیرید. وقفه‌ی کوتاه در حین یادگیری هم به کمک شما می‌آید. مثلا هنگام آموزش در کلاس، یک‌باره و بی‌وقفه تمرین نکنید. وقفه و استراحت‌های کوتاه منجر به یادگیری بهتر می‌شوند.
    موارد مطرح‌شده، فقط پیشنهاد هستند. یادگیری، شخصیت، میزان پذیرش چیزهای جدید و… در افراد مختلف، متفاوت است. پس هیچ‌وقت خودتان را با کسی مقایسه نکنید. شخصیت و توانایی یادگیری خود را همان‌طور که هست، بپذیرید. از اطلاعاتی که در مورد روش های یادگیری و… به شما داده می‌شود، به شکل عملی و کاربردی استفاده کنید. مثلا همین تکنیک «وقفه‌ی کوتاه و بلند در یادگیری» نباید صرفا در کلام برای شما خلاصه بشود. از راهکارها ایده بگیرید و متناسب با خودتان آنها را به‌کار بگیرید.
    متعادل رفتار کنید. وقفه‌های مذکور را خیلی کوتاه یا خیلی بلند برگزار نکنید. وقفه‌های خیلی کوتاه تطابق جسم و ذهن را برای یادگیری بهم می‌زند و وقفه‌های خیلی بلند منجر به فراموشی مهارت‌های تازه می‌شود. برای یادگیری و توسعه‌ی شخصی، تعادل را فراموش نکنید.

منبع : https://keramatzade.com/Learning-method

https://keramatzade.com/Time-Management-

مانع های مدیریت زمان را بشناسید

مدیریت زمان چیست؟

 

مدیریت زمان، مهارتی است که به شما کمک می‌کند از وقت‌تان حداکثر بهره را ببرید، اما کار آسانی نیست و موانع خاص خودش را دارد. در این مطلب، شما خواهید دید که موانع مدیریت زمان چیست.کارهای زیادی دارید که باید انجام دهید، اما وقت‌تان طبق معمول کم است. دائما فکر می‌کنید کاش زمان بیشتری داشتید تا می‌توانستید کار موردعلاقه‌تان را انجام دهید. کلی پروژه‌ی عقب‌افتاده دارید و نمی‌دانید چرا هیچ‌وقت طبق برنامه جلو نمی‌روید. آیا اینها به‌نظرتان آشنا هستند؟ پس بهتر است بدانید اصلا تنها نیستید. کمبود وقت، مشکل شایع این روزهاست. یکی از راه‌های بسیار خوب برای مقابله با این کمبود، مدیریت زمان است. 
 

 


 

چه موانع متداولی بر سر راه دستیابی افراد به هدف‌شان وجود دارد و برای عبور از این موانع، چه کارهایی می‌توان کرد؟ اینها 10 چالش مهمی هستند که مردم در به‌انجام‌رساندن کارهای‌شان با آنها روبه‌رو هستند (به‌ترتیب معکوس):


مانع شماره‌ی 10: احساس دستپاچگی می‌کنم

 

این احساس معمولا به یکی از این دو علت به‌وجود می‌آید:

اولین علت، آن است که مردم با فرض اینکه هرچه بیشتر کار کنند بهتر است، فکر می‌کنند باید همه‌ی کارها را با هم انجام دهند. بهترین راه برای حل این مشکل، تمرکز روی انجام‌دادن فقط چند کار مشخص است. کارها را اولویت‌بندی کنید و یاد بگیرید به هرچیزی که در لیست‌تان قرار ندارد، نه بگویید.


احساس دستپاچگی - موانع مدیریت زمان

مدیریت زمان برایان تریسی

علت دومی که مردم احساس دستپاچگی می‌کنند، این است که یکباره همه‌ی کارهایی را که باید انجام دهند، از نظر می‌گذرانند و فکر می‌کنند همه‌ی کارها را باید همین حالا انجام دهند. برای به‌حداقل‌رساندن این احساس، سعی کنید تمام کارهایی را که می‌توانید فردا انجام دهید، یادداشت کنید. آن لیست را در جایی مطمئن بگذارید و تا فردا درمورد هیچ‌کدام از کارهای آن لیست فکر نکنید



مانع شماره‌ی 9: همیشه در حالت انفعالی هستم

هنگامی که در حالت انفعالی گیر می‌کنید، پیشرفت در امور مهم برای‌تان دشوار می‌شود. هر روز، زمانی را به کارکردن روی پروژه‌هایی اختصاص دهید که بیشترین اهمیت را برای‌تان دارند. عادت کنید که مشکلات را زودتر از موعد مقرر حل کنید، یعنی قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند.
مانع شماره‌ی 8: کاری را که شروع می‌کنم، به‌پایان نمی‌رسانم

آغازکردن پرو‌ژه‌ها و به‌اتمام‌نرساندن آنها یعنی اتلاف وقت واقعی. علاوه‌براین، تقریبا همه‌، تمام کارهای خود را برای فرد دیگری مثل مافوق، رئیس و… انجام می‌دهند. بااین‌حساب، نه‌تنها لازم است کاری را که شروع می‌کنید، به پایان برسانید، بلکه باید آن را طوری به آن شخص تحویل دهید که ارزش کار شما را درک کند. به‌یاد داشته باشید بخشی از به‌پایان‌رساندن کار، ارائه‌ی درست آن است.


 

مانع شماره‌ی 7: کارهایی هستند که دیگر نتیجه نمی‌دهند، اما از انجامشان دست نمی‌کشم

 

ما آن‌قدر در پذیرش ضرر و زیان مشکل داریم که فقط از چیزهایی می‌توانیم دست بکشیم که دیگر واقعا نتیجه نمی‌دهند. کم‌کردن ضررها مستلزم آن است که شکست را بپذیرید. گذشته‌ازاین، معمولا مجبورید این خبر بد را به سایر افراد مرتبط با آن کار نیز برسانید. هر دوِ اینها دشوارند، اما خبر خوب این است که با تکرار و تمرین، ساده‌تر می‌شوند.
مانع شماره‌ی 6: کار را به تعویق می‌اندازم

تحقیقات نشان داده است یکی از دلایل بسیار رایج برای به‌تعویق‌انداختن کارها، این است که احساس می‌کنیم آن کار را از روی اجبار انتخاب کرده‌ایم. اگر فرد دیگری، آن کار را به ما تحمیل کرده باشد یا اگر تصمیم بگیریم کاری را به‌خاطر غرور، گناه یا حسادت انجام دهیم، درواقع آن پروژه را آزادانه انتخاب نکرده‌ایم. در چنین مواردی، معمولا آن کار را تاحدممکن به‌تعویق می‌اندازیم.

دلیل دوم برای به‌تعویق‌انداختن کارها این است که احساس می‌کنیم خویشتن‌بینی ما در خطر است. اگر نگران باشیم که ممکن است نتیجه‌ی پروژه، تصور ما را از خودمان به‌طرز چشمگیری تغییر دهد، چه مثبت و چه منفی، معمولا انجام آن پروژه را عقب می‌اندازیم.
 


نداشتن انرژی کافی - موانع مدیریت زمان

مدیریت زمان در کنکور
مانع شماره‌ی 5: برای انجام کارهای موردنظرم، انرژی کافی ندارم

اگر عادات غذا خوردن‌تان را تغییر دهید، مثلا صبحانه‌‌ای مغذی و ناهاری سبک بخورید، ممکن است متوجه شوید که انرژی بیشتری در طول روز دارید. ورزش منظم و الگوهای خواب خوب نیز به شما کمک خواهند کرد پروژه‌های مهم‌تان را با جدیت بیشتری به‌پایان برسانید.


 

مانع شماره‌ی 4: چیزهای نه‌چندان مهم، به‌راحتی حواسم را پرت می‌کنند

 

برای غلبه بر این مانع، دقیقا یک ساعت را در روز به کارکردن روی فقط یک چیز اختصاص دهید. هنگامی که به این روند عادت کردید، سعی کنید زمانش را افزایش دهید یا بیشتر از یک نوبت در هر روز را به آن کار اختصاص دهید.
مانع شماره‌ی 3: از به‌پایان‌رساندن کارهای مهم احساس رضایت نمی‌کنم

احساس رضایت پس از به‌پایان‌رساندن کاری که شروع کرده‌اید، درست به‌اندازه‌ی اکسیژن برای دونده اهمیت دارد. حس رضایت، شما را به جلو می‌راند. اگر از این مشکل رنج می‌برید، سعی کنید قبل از تلاش برای رسیدن به هر هدفی، ابتدا آن هدف را یادداشت کنید. هنگامی که به هدف رسیدید، نگاهی به لیست‌تان بیندازید و به‌یاد بیاورید که قبل از شروع، چقدر دشوار به‌نظر می‌رسید.
 


نه نگفتن - موانع مدیریت زمان

مدیریت زمان کار
مانع شماره‌ی 2: نمی‌دانم چگونه نه بگویم

زمان، باارزش‌ترین سرمایه‌ی شماست. تنها راهی که می‌توانید وقت‌تان را برای انجام کار موردنظرتان خالی کنید، این است که در مواقع لازم، «نه» بگویید. هرچه بیشتر تمرین کنید، در این کار ماهرتر می‌شوید.

و حالا چالش شماره‌ی 1 در مدیریت زمان…


 

 

مانع شماره‌ی 1: نمی‌دانم چه می‌خواهم

مدیریت زمان را چگونه مدیریت کنیم

بهترین راه برای غلبه بر این مشکل، این است که زمان کمی را در هر روز فقط به فکرکردن اختصاص دهید. افراد موفق دنیا، ضرورت این کار را به‌خوبی درک می‌کنند و آگاهانه تلاش می‌کنند زمانی را برای فکرکردن، کنار بگذارند. برای بسیاری از افراد، این به روالی روزانه تبدیل می‌شود.

با 10 چالش مهم مدیریت زمان آشنا شدید. آیا شما با موانع دشوارتری برای مدیریت زمان مواجه شده‌اید؟ منتظر نظرات و تجربه‌های سازنده‌تان هستیم.

منبع : https://keramatzade.com/Time-Management-

مانع های مدیریت زمان را بشناسید مانع های مدیریت زمان را بشناسید مدیریت زمان موانع مدیریت زمان

https://keramatzade.com/Focus-on-the-senses

روش برای افزایش تمرکز حواس در کارها
 

«چی می‌خواستم بگم؟» و یا «داشتم چی‌کار می‌کردم؟» احتمالا سوالات آشنایی برایتان هستند. نداشتن تمرکز حواس مساله‌ای است که خیلی‌ها با آن دست به گریبانند. ناتوانی ما در تمرکز به دلیل خستگی، بی‌انگیزگی یا هر چیز دیگری که باشد، بهره‌وری و به دنبال آن شانس موفقیت را کاهش می‌دهد. لازم نیست مانند «جردن بلفورت» در «گرگ وال‌استریت» عمل کنید! راه‌های بهتری هم برای افزایش تمرکز حواس وجود دارد. در این مقاله می‌خواهیم تعدادی از توصیه‌های کارشناسان را در رابطه با افزایش تمرکز حواس در کارها مرور کنیم.
 

1. اجتناب از چند وظیفگی

تمرکز

چند کارگی را کم کنید

شاید چند کاره‌ها شمایل ابرقهرمان‌ها را داشته باشند، اما بهای سنگینی را در این راه می‌پردازند؛ نداشتن تمرکز حواس!

مطالعات دانشگاه استنفورد در سال 2009 این موضوع را تایید می‌کند. در این پژوهش از میان 100 دانشجو، 50 نفر ادعا کردند که حین انجام کارها، رسانه‌های مختلف اجتماعی را رصد می‌کنند.
پس از بررسی دایره‌ی توجه، ظرفیت حافظه و توانایی گذر از کاری به کار دیگر مشخص شد چندکاره‌ها نتایج بسیار ضعیفی در این موارد کسب کرده‌اند.

به قول کلیفورد نَس (Clifford Nass) یکی از پژوهشگران این تحقیق:

    چندکاره‌ها اراده‌ای در مقابل از این شاخه‌ به آن شاخه پریدن ندارند و هر چیزی حواسشان را پرت می‌کند.



2. ورزش

ورزش برای سلامتی بدن و مهم‌تر از آن برای سلامتی مغز مفید است. توانایی مغز بر قدرت حافظه و تمرکز حواس تأثیر می‌گذارد. دانشمندان باور دارند تمرینات منظم ورزشی تولید فاکتور نورون‌زایی را افزایش می‌دهد. برخی پژوهش‌ها شواهدی مبنی بر اثر‌گذاری این ماده در تقویت مدارهای حافظه و عملکرد آن‌ها ارائه کرده‌اند.



3. مراقبه

تمرکز حواس چیست

اگر مثل «کار نیکو کردن از پر کردن است» درست باشد، مراقبه روش مطمئنی برای تقویت تمرکز حواس است. زیرا همه‌ی آنچه در حین مراقبه انجام می‌دهیم، تمرین تمرکز است. پژوهش‌های علمی هم این را تایید می‌کنند. مطالعه‌ی دانشگاه کالیفرنیای شمالی نشان داده است دانشجویانی که به مدت 20 دقیقه در روز و 4 روز در هفته مراقبه می‌کرده‌اند، به نتایج بهتری در آزمون‌های شناختی رسیده‌اند.



4. فهرست وظایف

فهرست انجام‌دادنی‌ها

تهیه‌ی فهرستی از کارهایی که باید انجام شوند نه تنها امکان اولویت‌بندی کارها، بلکه امکان ردگیری کارهای جامانده و ناتمام را هم فراهم می‌کند. کَل نیوپورت (Cal Newport) استاد علوم رایانه و نویسنده‌ی کتاب «کار عمیق» می‌گوید:

تهیه‌ی فهرستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید، به شما کمک می‌کند تا روی کار پیش رو تمرکز کنید؛ چون کار ناتمام مثل خوره به جانتان می‌افتد.

این حس، ناشی از «اثر زایگارنیک» است که باعث می‌شود تمایل انسان برای به یاد آوردن کارهای ناتمام بیشتر از کارهای به انجام رسیده باشد.



5. کمی کافئین
تمرکز مالکیت

اگر احساس سستی و خستگی کردید، یک فنجان قهوه یا دیگر نوشیدنی‌های کافئین‌دار را امتحان کنید. مطالعات نشان داده‌اند مصرف متعادل کافئین به افزایش تمرکز حواس، به ویژه در افرادی که احساس خستگی می‌کنند، کمک می‌کند. در مصرف کافئین زیاده‌روی نکنید؛ زیرا ممکن است دچار آشفتگی و بی‌قراری شوید که قدرت تمرکز را کاهش می‌دهد.



6. استراحت در حین کار

کار بس است

شاید درباره تأثیر تماشای ویدئوی گربه‌های بازیگوش روی بهره‌وری شنیده باشید! این نکته چندان بیراه نیست. فرقی ندارد تماشای ویدئو باشد، پیاده‌روی یا روی هم گذاشتن پلک‌های‌تان برای چند دقیقه؛ ایجاد وقفه و فاصله گرفتن از کار در طول انجام آن بسیار مهم است. در مطالعه‌ای از 84 نفر خواسته شد به مدت یک ساعت با رایانه کار کنند، افرادی که بی‌وقفه کار کردند نسبت به کسانی که امکان استراحت‌های کوتاه داشتند، عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان دادند.



7. تفکیک کار و زندگی

تمرکز حواس در مطالعه

نیوپورت توصیه می‌کند که پس از پایان کار و پیش از آغاز روز کاری بعد، ارتباط خود را به طور کامل با کار قطع کنید. این کار موجب افزایش تمرکز حواس می‌شود و به مغز استراحت می‌دهد. به علاوه برخی پژوهش‌ها ادعا می‌کنند که فاصله گرفتن از مشکل یا مسئله به حل آن کمک می‌کند. بر مبنای نظریه‌ی تفکر ناخودآگاه، با فاصله گرفتن از موقیعت دشوار به طور مقطعی امکان رسیدن به نتایج بهتر، بیشتر از زمانی است که بی‌وقفه روی آن کار می‌کنید. اما این نظریه کمی بحث‌برانگیز است. تحلیل جامع این نظریه در سال 2015 نشان داد که وقفه در تصمیم‌گیری نسبت به تصمیم‌گیری در مدتی محدود و معین لزوما به انتخاب بهتری منجر نمی‌شود.



8. پرورش مغز

پرورش مغز

مغز هم مانند یک ماهیچه است؛ برخی مطالعات نشان داده‌اند که «تمرینات ذهنی» مانند برخی آموزش‌ها و بازی‌های ذهنی، برای افرادی که حواسشان به آسانی پرت می‌شود مفید است. اما مشخص نیست که چه نوع تمریناتی، برای چه مدت و به چه میزانی اثرگذارند. بنابراین تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است.
 



9. مکان کار آرام

تمرکز حواس کودکان

بنا بر نظر کارشناسان، سروصدا مانند صدای ماشین، بوق و جیغ و فریاد بچه‌ها ترشح هورمون استرس‌زای کورتیزول را افزایش می‌دهد. مقدار زیاد کورتیزول تمرکز را دچار اختلال می‌کند. متاسفانه هر چه بیشتر در معرض صداهای محیطی باشیم، واکنش بدن ما شدیدتر خواهد بود.



10. خیره شدن به دوردست

بسیاری از ما‌ ساعت‌های طولانی به صفحه‌نمایش خیره می‌شویم که باعث خستگی و فشار چشم می‌شود و در نتیجه تمرکز کردن روی کارمان و تحلیل آن را دشوار می‌کند.
برای بازیابی تمرکز کافی است برای چند دقیقه به نقطه‌ای در دوردست خیره شوید. بنا بر توصیه پزشکان قانون 20-20-20 را به کار ببندید. خیلی ساده است؛ هر 20 دقیقه برای 20 ثانیه به نقطه‌ای در فاصله‌ی 20 فوتی (تقریبا 6 متر) خیره شوید.



11. قطع ارتباط با اینترنت

آفلاین باشید

قطع ارتباط با اینترنت باعث می‌شود حواس‌پرت‌کن‌های کمتری در اطرافتان باشد. به عقیده‌ی کارشناسان هر زمان که کارتان را به خاطر پاسخ به دوست‌ خود در فیسبوک یا بررسی صندوق نامه‌های‌تان رها می‌کنید، در بازگشت دوباره به کار بخش کوچکی از توجه‌تان در اسارت آن مورد باقی می‌ماند. سوفی لیروی (Sophie Leroy) استاد دانشگاه واشنگتن، این پدیده را «خرده توجه» می‌نامد و آن را دلیل اصلی دشوار بودن بازگشت به کار می‌داند.



12. خواب خوب شبانه

تمرکز چیست

یکی از نشانه‌های بی‌خوابی مزمن ناتوانی در تمرکز است. 7 تا 8 ساعت خواب خوب شبانه پیش از یک روز شلوغ کاری تأثیر چشمگیری بر افزایش تمرکزحواس دارد.



13. محل کار ثابت

تمرکز حواس و تصمیم‌گیری هر دو به اراده‌ی قوی نیاز دارند. بر مبنای مفهوم «تخلیه‌ی درونی» (ego depletion) ما از نیروی ذهنی محدودی برخورداریم که بخش قابل توجهی از آن صرف قدرت انتخاب و اراده می‌شود. برای اینکه بتوانیم این نیرو را برای تمرکز بهتر ذخیره‌ کنیم بهتر است مواردی را که نیاز به تصمیم‌گیری و انتخاب دارند، مثل انتخاب محل کار، به کمترین حد برسانیم. هر زمان نیاز به تمرکز روی کاری دارید در مکان مشخصِ همیشگی کار کنید. با این کار نیازی نیست نیروی درونی‌تان را صرف انتخاب جای مناسب برای کار کردن کنید.



14. استقبال از یکنواختی

تمرکز روی هدف

هیچ کاری نکنید

اگر عادت کرده‌اید هنگام استراحت و بازیابی نیرو‌، خودتان را با بیش از یک فعالیت سرگرم کنید بهتر است دست از آن بکشید؛ زیرا باعث عدم تمرکزحواس شما می‌شود. پس به جای تماشای تلویزیون و چک کردن همزمان اینستاگرام‌، فقط یکی را انتخاب کنید. به عقیده‌ی نیوپورت:

    کمی یکنواختی و ملال چیز بدی نیست و حتی می‌تواند مفید باشد مخصوصا اگر شما را از چندکارگی بیش از حد باز می‌دارد.


15. زمان کار مشخص

همه‌ی ما این را تجربه کرده‌ایم که در آغاز روز زمان زیادی را پیش روی خود داریم اما نمی‌توانیم حتی برای 2 ساعت روی کارمان تمرکز کنیم. به توصیه‌ی نیوپورت «برای خودتان معیارهای مشخصی تعیین کنید تا مواردی را که نیاز به تصمیم‌گیری و انتخاب دارند به حداقل برسانید.»

اختصاص زمان و مکان مشخص برای تمرکز باعث می‌شود نیروی درونی کمتری از دست بدهید.

منبع : https://keramatzade.com/Focus-on-the-senses

https://keramatzade.com/Great-respect-for-these-behaviors-in-society

شما برای بستن قرارداد احترام بگذارند، اما چیزهای بیشتری برای احترام‌گذاشتن وجود دارد.

احترام زیاد در جامعه با این رفتارها

 

 احترام به‌ دست آوردنی است و برای همین لازم است، رفتار مناسبی داشته باشید تا دیگران برای شما احترام قائل شوند. شاید تیم کاری شما به عادت‌های کاری‌تان، هوش‌تان یا توانایی شما برای بستن قرارداد احترام بگذارند، اما چیزهای بیشتری برای احترام‌گذاشتن وجود دارد. اگر به‌عنوان یک فرد احترام لازم را دریافت کنید، برنده هستید. درادامه نکاتی برای کسب احترام بیشتر آورده شده است. با ما همراه باشید.تقریبا همه‌ی افراد در هر سن‌و‌سال و موقعیت اجتماعی‌، دوست دارند مورد احترام واقع شوند و جایگاه‌شان به‌عنوان یک انسان محترم حفظ شود. به‌عنوان مثال زمانی که در مقام رهبری قرار می‌گیرید، لازم است افرادی که با آنها کار می‌کنید، به شما احترام بگذارند. اما احترام خودبه‌خود ایجاد نمی‌شود.


1. مهربان باشید

احترام

همیشه با هرکسی که در طول روز می‌بینید، از همسر و فرزندان‌تان گرفته تا همکار یا حسابدارِ فروشگاه مؤدبانه رفتار کنید. گفتن این حرف از انجام آن راحت‌تر است، به‌خصوص اگر روز بدی را گذرانده باشید. اما اگر می‌خواهید محترمانه با شما رفتار شود، باید با همه درست رفتار کنید و مهربان بودن را از یاد نبرید.

 

7 روش برای اینکه احترام بیشتری کسب کنید - مهربان باشید

به دیگران همان‌طور احترام بگذارید که دوست دارید به شما احترام بگذارند. می‌توانید کارهایی انجام دهید که همراه با ادب و نزاکت باشد. به‌عنوان مثال می‌توانید درب کافی‌شاپ را برای نفر کناری خود باز کنید یا در فروشگاه اجازه بدهید شخصی جلو‌تر از شما راه برود. درهرجایی که امکان دارد لبخند زدن را فراموش نکنید و از کلمه‌ی لطفا یا متشکرم استفاده کنید.



2. محترمانه رفتار کنید

احترام متقابل

رفتارهای غیر‌محترمانه مانند چشم‌غره‌‌رفتن، استفاده‌ی بیش‌از‌حد از تلفن‌ همراه را کنار بگذارید و برای درمان پرحرفی خود چاره‌ای بیندیشید. این کارها نه‌ تنها نشانه‌ی بی‌احترامی به فردی است که با او ارتباط دارید، بلکه مانع از برقراری ارتباط بیشتر و حل مسئله نیز خواهد شد. همچنین ممکن است نوعی شکاف همیشگی بین شما به وجود آورد. به‌جای آن، سعی کنید مؤدبانه به دیگران گوش دهید. هر فردی این حق را دارد که به حرف‌هایش گوش بدهند. حتی اگر هیچ‌وقت با ایده یا نظر کسی موافق نیستید، باز هم می‌توانید به حرف او گوش دهید. این را درنظر بگیرید که اگر خودتان حرفی برای گفتن داشته باشید، دوست دارید چطور با شما رفتار شود، به‌خصوص اگر مسئله‌ای وجود داشته باشد.



3. خوب گوش کنید

احترام به پدر و مادر

گوش‌کردن فرایندی فعال است و به هیچ‌وجه منفعل نیست. گوش‌دادن به این معنی است که شما افکار و عقایدتان را از ذهن‌تان خارج می‌کنید و واقعا به چیزهایی که دیگران می‌خواهند به شما منتقل کنند، گوش می‌دهید. اغلب در گفت‌و‌گوهای امروزی، نظرات یک فرد سبب می‌شود افکار شنونده تحریک شود و او هم داستان خود را در روند مشابهی مطرح می‌کند. به‌جای اینکه نظر خودتان را بگویید، با مطرح‌کردن چند سؤال گوینده را تشویق کنید تا چیزهای بیشتری به شما بگوید. زمانی که مهارت گوش دادن مؤثر را تمرین می‌کنید، به دیگران کمک می‌کنید تا احساس کنند، مهم هستند.



4. مفید باشید

احترام به همسر

7 روش برای اینکه احترام بیشتری کسب کنید - مفید باشید

افرادی که همیشه آماده‌ی کمک‌کردن به دیگران هستند یا در موقعیت‌های لازم به دیگران گوش می‌دهند یا به دنبال فرصتی برای کمک‌کردن هستند،احترام بیشتری دریافت می‌کنند. به‌دنبال فرصت‌هایی برای کمک‌کردن باشید، حتی اگر قبلا این موقعیت‌ها را نادیده می‌گرفتید. مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشید. منتظر نمانید تا کسی درخواست کمک کند آنگاه یاری‌اش کنید، اگر می‌بینید کسی کمک لازم دارد، کمکش کنید. ببینید که چندبار در روز می‌توانید برای دیگران مفید واقع شوید.



5. بهانه‌تراشی نکنید

احترام به عقاید دیگران

فعالیت‌های شما به‌جز در بعضی موارد پیش‌بینی نشده، براساس انتخاب‌هایتان صورت می‌گیرد و دلیلی برای بهانه‌تراشی وجود ندارد. کارتان را انجام دهید. اگر معمولا دیرتر از موعد به جایی که باید می‌رسید، احتمالا به این دلیل است که در مدیریت زمان خود مشکل دارید. درصورتی که کاری را به اتمام نرسانده‌اید به احتمال زیاد به این دلیل است که روی آن تمرکز نکرده‌اید یا به نظرتان انجام آن کار غیرضروری بوده است. اشتباهات خود را بپذیرید و به‌جای اینکه در آن اشتباه باقی بمانید، به‌دنبال فرصتی باشید که آن اشتباه را کنار بگذارید و کار را به شکل بهتری انجام دهید.



6. خشم را کنار بگذارید

احترام به خود

عصبانیت و ناراحتی به هیچ‌کس جز خودتان آسیب نمی‌زند. بیشتر از چند لحظه خشم را در خودتان نگه ندارید (می‌توانید از راه های کنترل خشم استفاده کنید)، کار خود را جبران کنید یا از آن بگذرید. در حالت خشم باقی نمانید. توجه داشته باشید که استرس سبب ایجاد هیجان می‌شود و می‌تواند در سلامتی شما مشکل ایجاد کند. هیچ‌کس ایده‌آل نیست و هرکسی مشکلاتی دارد. به خودتان و دیگران اجازه دهید تا حال بهتری داشته ‌باشید. تمرکز روی اهداف جدیدِ مثبت، بخشیدن دیگران و نیز فراموش کردن کینه و کدورت را تمرین کنید.
7. مشتاق تغییر باشید

لجبازی شما را به‌جایی نمی‌رساند. قبول کنید که تغییر جزئی از روند تکامل است. مهارت‌های رشد فردی را در خودتان تقویت کنید. برای مثال به یادگیری مهارت‌های جدید بپردازید، فعالیت‌های جدید را امتحان کنید و به‌خصوص رفتارهای غیرارادی خود را بررسی کنید و به خاطر این سعی و تلاش در مسیر بهترشدن خودتان را تحسین کنید.
 

منبع : https://keramatzade.com/Great-respect-for-these-behaviors-in-society

https://keramatzade.com/Depression-in-adolescents

نشانه افسردگی در نوجوانان چیست و چگونه درمان می شود؟

افسردگی

 

نوجوانان با فشارهای زیادی مواجه هستند. از تغییراتی که به‌خاطر دوره‌ی بلوغ به وجود می‌آیند گرفته تا سؤالاتی درمورد هویت خود، همگی آنها را تحت فشار قرار می‌دهند. با این همه شک و بحران، همیشه آسان نیست که نوجوانان سالمی که درد رشد را تحمل می‌کنند و نوجوانانی را که به افسردگی مبتلا شده‌اند، از یکدیگر تشخیص بدهیم. همراه ما باشید، در این مقاله می‌خواهیم اطلاعات مفیدی درمورد افسردگی در نوجوانان در اختیارتان بگذاریم.
 

 

افسردگی در نوجوانان فراتر از کج‌خلقی‌های معمول این سن‌وسال است. افسردگی یک بیماری جدی است و همه‌ی جنبه‌های زندگی نوجوان را تحت شعاع قرار می‌‌دهد. خوشبختانه افسردگی در نوجوانان قابل‌درمان است و والدین می‌توانند به فرزند خود کمک کنند. عشق، راهنمایی و همراهی شما می‌تواند به نوجوان افسرده کمک کند تا به این بیماری غلبه کند و به زندگی بازگردد.
آیا فرزند نوجوان من افسرده است؟


افسردگی در نوجوانان - تشخیص افسردگی

افسردگی شدید

دوره‌ی نوجوانی دوران بسیار سختی است. افسردگی در نوجوانان خیلی بیشتر از آنچه تصور می‌کنید به آنها صدمه می‌زند. درواقع آمار تقریبی نشان می‌دهد که از هر پنج نوجوان، یکی از آنها در مقطعی از نوجوانی دچار افسردگی می‌شود.

افسردگی کاملا قابل‌درمان است. ولی متأسفانه بسیاری از نوجوانان کمکی دریافت نمی‌کنند.

در دوره‌ی نوجوانی، بدخلقی‌ها و عصبانیت‌های گهگاه، کاملا طبیعی هستند. ولی افسردگی چیزی کاملا متفاوت است. تأثیرات منفی افسردگی در نوجوانان بسیار فراتر از غم‌وغصه است.

افسردگی می‌تواند شخصیت فرد را در دوران نوجوانی کاملا نابود کند. این بیماری باعث می‌شود تا فرد حس ناراحتی، ناامیدی و عصبانیت وحشتناکی را تجربه کند.

خیلی از رفتارهای خروشان و ناسالم نوجوانان و بی‌ادبی آنها می‌تواند نشان‌دهنده‌ی افسردگی باشد. نوجوانان ممکن است این رفتارهای ناسالم را نشان دهند تا درد پنهانی خود را تحمل کنند.
1. مشکلاتی در مدرسه

افسردگی در نوجوانان - مشکلاتی در مدرسه

افسردگی باعث می‌شود که فرد انرژی نداشته باشد و نتواند تمرکز کند. این مسئله در مدرسه به غیبت زیاد، نمره‌های پایین و کلافه شدن از تکالیف منجر می‌شود. این مشکل به‌خصوص وقتی قابل‌توجه‌ است که نوجوان قبلا دانش‌آموز خیلی خوبی بوده باشد.
2. فرار کردن

بسیاری از نوجوانان افسرده از خانه فرار می‌کنند یا قصد فرار دارند. این کار معمولا برای جلب توجه انجام می‌شود.
3. استفاده از مواد مخدر یا الکل

نوجوانان افسرده ممکن است از مواد مخدر و الکل برای خوددرمانی استفاده کنند. متأسفانه مواد مخدر اوضاع را خراب‌تر می‌کند.
4. اعتماد‌به‌نفس پایین

افسردگی می‌تواند در نوجوان باعث احساس زشت‌بودن، خجالت زدگی، شکست‌خوردگی و بی‌ارزش بودن شود.
5. اعتیاد به تلفن‌ هوشمند


افسردگی در نوجوانان - اعتیاد به گوشی

ممکن است که نوجوانان از اینترنت به عنوان راهی برای فرار از مشکلات استفاده کنند. ولی استفاده‌ی بیش‌ازحد از تلفن‌ هوشمند و اینترنت، فقط تنهایی آنها را بدتر می‌کند و افسردگی در نوجوانان را تشدید می‌نماید.
6. بی‌احتیاطی

نوجوانان افسرده ممکن است کارهای خطرناکی انجام دهند. ازجمله رانندگی بی‌احتیاط، زیاده‌روی در نوشیدن الکل و بی‌بندوباری.
7. خشونت

گاهی اوقات پسران قربانی خشونت قلدرهای مدرسه می‌شوند. این مسئله باعث افسردگی در نوجوانان می‌گردد. به‌ همین خاطر ممکن است که آنها به خشونت و پرخاشگری پناه ببرند.

افسردگی در نوجوانان ممکن است به مشکلات روحی دیگری هم منجر شود. این مشکلات اختلالاتی در غذا خوردن و خودآزاری را شامل می‌شوند.

افسردگی می‌تواند درد زیادی را برای فرزند نوجوان شما ایجاد کند. این مسئله حتی ممکن است زندگی تمام اعضای خانواده را مختل کند.

کارهای زیادی هستند که می‌توانید برای کمک به فرزند خود انجام دهید. اولین قدم این است که بدانید افسردگی در نوجوانان چه علایمی دارد. باید بدانید که اگر علایم هشداردهنده را دیدید، چه اقداماتی انجام دهید.



علایم و نشانه‌های افسردگی در نوجوانان کدام‌ها هستند؟

افسردگی پس از زایمان

بزرگسالانی که به افسردگی مبتلا هستند، می‌توانند به‌تنهایی درخواست کمک کنند. ولی نوجوانان به والدین، معلمان یا سایر بزرگسالان وابسته هستند. اطرافیان نوجوان افسرده باید درد او را تشخیص دهند و به او کمک کنند.

این کار همیشه آسان نیست. نوجوانان افسرده همیشه غمگین به نظر نمی‌‌رسند. درعوض کلافگی، عصبانیت و پریشانی مشخص‌ترین علائم افسردگی در نوجوانان هستند. سایر علایم و نشانه‌های افسردگی در نوجوانان عبارت‌اند از:

    ناراحتی یا ناامیدی
    پریشانی، عصبانیت یا پرخاشگری
    گریه‌ی مداوم
    دوری کردن از دوستان و خانواده
    بی‌علاقگی به فعالیت‌ها
    عملکرد ضعیف در مدرسه
    تغییراتی در عادت‌های خورد و خوراک
    بی‌قراری و بی حوصلگی
    احساس گناه و بی‌ارزش بودن
    بی‌شوقی و نداشتن انگیزه
    خستگی و کمبود انرژی
    عدم تمرکز
    درد بی‌دلیل
    فکر کردن درمورد مرگ و خودکشی



مقایسه‌ی افسردگی در نوجوانان و بزرگسالان
افسردگی مزمن

افسردگی در نوجوانان تفاوت‌های زیادی با افسردگی در بزرگسالان دارد. علایم زیر در نوجوانان افسرده معمول‌تر از بزرگسالان افسرده است.
1. پرخاشگری یا عصبانیت

همانطور که قبلا اشاره شد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افسردگی در نوجوانان بیشتر پرخاشگری است تا غم. نوجوان افسرده ممکن است بدخلق و کینه‌‌جو باشد. او ممکن است خیلی زود کلافه شود،‌ یا پرخاشگری کند.
2. درد‌های بی‌دلیل

نوجوانان افسرده ممکن است دائم از سردرد یا دل‌درد شکایت کنند. اگر پزشک نتواند با معاینه‌ای کامل دلیل علمی این درد‌ها را پیدا کند، نوجوان احتمالا به افسردگی مبتلاست.
3. حساسیت شدید به انتقاد

نوجوانان افسرده همیشه احساس بی‌ارزشی دارند. این باعث می‌شود انتقاد، طرد شدن و شکست برای آنها سخت‌تر از همیشه باشد. تحمل این موضوع به‌ویژه برای نوجوانان «جاه‌طلب» سخت‌تر است.
4. جدا شدن از برخی افراد، نه همه‌ی آنها

هنگامی که بزرگسالان دچار افسردگی می‌شوند، خودشان را از همه جدا می‌کنند. اما نوجوانان معمولا چند تن از دوستان‌شان را نگه می‌دارند.

با این حال نوجوانان افسرده ارتباطات اجتماعی کمتری دارند. آنها از والدین خود جدا می‌شوند یا کم‌کم با افراد جدیدی دوست می‌شوند.


افسردگی در نوجوانان - علائم خطر خودکشی در نوجوانان

آیا مطمئن نیستید که نوجوان شما افسرده است یا یک «نوجوان معمولی» است؟ ببینید این علایم چه مدت ادامه پیدا کرده‌اند؟ تا چه حد شدید هستند؟ یا اینکه نوجوان شما چقدر با چند سال قبل خود متفاوت است؟

هورمون‌ها و استرس می‌توانند دلیلی برای آشفتگی گهگاه نوجوانان باشند. ولی این آشفتگی نباید به بدبختی، بی‌حوصلگی یا زودرنجی دائمی منجر شود.
علایم هشداردهنده‌ی خودکشی در نوجوانان افسرده

معمولا نوجوانانی که شدیدا به افسردگی مبتلا هستند، به‌خصوص آن دسته از نوجوانانی که از مواد مخدر و مشروبات الکلی استفاده می‌کنند، بیشتر درمورد خودکشی فکر و صحبت می‌کنند و حتی به این افکار جامه‌‌ی عمل می‌پوشانند که تعداد بسیاری از این تلاش‌ها برای خودکشی به‌طرز هشداردهنده‌ای موفق هستند.

بنابراین باید افکار و رفتار حاکی از خطر افسردگی را بسیار جدی بگیرید. این‌ رفتارها و افکار ممکن است تلاش‌های نوجوان شما برای دریافت کمک باشند.

    حرف زدن یا شوخی کردن درمورد خودکشی
    گفتن چیزهایی مانند «ترجیح می‌دهم بمیرم»، «کاش می‌توانستم برای همیشه ناپدید شوم» یا «هیچ‌طور نمی‌توانم خلاص شوم».
    گفتن جمله‌ای مثبت درمورد مرگ یا گفتن چیزهایی رمانتیک درمورد مُردن. مثلا: «اگر بمیرم مَردُم بیشتر مرا دوست خواهند داشت».
    نوشتن داستان و شعرهایی درمورد مرگ، مردن یا خودکشی
    درگیر شدن در رفتارهای خطرناک یا اتفاقات بسیاری که منجر به آسیب‌ دیدن آنها شود.
    بخشیدن اشیائی که برای آنها ارزشمند است.
    خداحافظی کردن با خانواده و دوستان به‌صورتی که آخرین بار است آنها را می‌بینند.
    جستجو برای سلاح، قرص یا روش‌های دیگری برای خودکشی.

اگر شک دارید که نوجوانی قصد خودکشی دارد، فورا کاری کنید. مراکزی هستند که می‌توانند به نوجوانان کمک کنند. شماره‌ی تلفن این مراکز را می‌توانید از اینترنت پیدا کنید.
چطور می‌توانید به یک نوجوان افسرده کمک کنید

درصورت درمان نشدن افسردگی، اثرات مخرب آن می‌توانند بسیار وحشتناک باشند. بنابراین تا برطرف شدن خودبه‌خود علایم نگران‌کننده، صبر نکنید. اگر فکر می‌کنید که نوجوان شما افسرده است، نگرانی‌ خود را مهربانانه با او در میان بگذارید.

حتی اگر مطمئن نیستید که مشکل نوجوان شما افسردگی است، به رفتارها و احساسات مشکل‌زای او توجه نشان دهید.

با او صحبت کنید. به او بگویید که کدام علایم افسردگی را در او دیده‌اید که تا این حد نگران شده‌اید. از فرزند خود بخواهید تا به شما بگوید که چه حسی دارد. آماده باشید و عمیق و باعلاقه به او گوش دهید.

سؤالات زیادی از او نپرسید، چرا که بسیاری از نوجوانان دوست ندارند تا اطراف‌شان شلوغ شود یا کسی برای آنها دل‌ بسوزاند. ولی به او بفهمانید که آماده هستید تا برای حمایت از او هر کاری انجام دهید.


چگونه با یک نوجوان افسرده ارتباط برقرار کنیم؟


1. روی شنیدن تمرکز کنید، نه نصیحت کردن

افسردگی در نوجوانان - ارتباط برقرار کردن با نوجوان افسرده

وقتی فرزند نوجوان شما شروع به صحبت کرد، او را انتقاد و قضاوت نکنید. مهم‌ترین نکته این است که فرزند شما ارتباط برقرار کرده‌ است. بهترین کار این است که به او نشان دهید که کنارش هستید و او را تنها نمی‌گذارید.
2. آرام باشید ولی دست برندارید

اگر در ابتدا نوجوان افسرده شما را پس زد دست برندارید. حرف زدن درمورد افسردگی برای نوجوانان خیلی سخت است. حتی اگر بخواهند نیز احتمالا بیان احساسات برایشان خیلی سخت است.

به او نشان دهید که می‌خواهید به حرفش گوش دهید و نگران او هستید، ولی به آرامش او هم احترام بگذارید.
3. احساسات او را درک کنید

سعی نکنید که احساسات او را با حرف زدن تغییر دهید. حتی اگر این احساسات و نگرانی‌ها از نظر شما احمقانه و غیرمنطقی باشند. شما نمی‌توانید افسردگی را با حرف زدن از بین ببرید.

حتی اگر صادقانه تلاش کنید تا به او بفهمانید که اوضاع آن‌قدرها هم خراب نیست، او فقط این‌طور برداشت می‌کند که احساساتش را جدی نگرفته‌اید.

فقط سعی کنید درد و ناراحتی را که او حس می‌کند، درک کنید. همین کمک می‌کند تا او حس کند که کسی را در کنار خود دارد و درک می‌شود.
4. به غریزه‌ی خود اعتماد کنید

اگر فرزند نوجوان شما ادعا می‌کند که هیچ مشکلی وجود ندارد،‌ ولی هیچ توضیحی نیز برای افسرده بودن خود ارائه نمی‌کند، باید به غریزه‌ی خود اعتماد کنید.

اگر فرزند نوجوان‌تان به شما اعتماد ندارد، از فردی که مورداعتماد او است کمک بخواهید. مثلا مشاور مدرسه، معلم موردعلاقه‌‌ی او یا یک روان‌شناس حرفه‌ای. مهم‌ترین نکته‌ این است که به کسی اعتماد کند و با او حرف بزند.


چگونه به نوجوان افسرده کمک کنیم؟
 

گام اول: او را به برقراری ارتباطات اجتماعی تشویق کنید

افسردگی در نوجوانان - کمک کردن به نوجوان افسرده

نوجوانان افسرده از افراد و فعالیت‌هایی که در گذشته به آنها علاقه داشته‌اند، اجتناب می‌کنند. تنهایی فقط افسردگی آنها را بدتر می‌کند، پس هرکاری می‌توانید بکنید که او را به جمع دوستانش بازگردانید.
1. برای او وقت بگذارید

هر روز زمانی را به او اختصاص دهید و با او حرف بزنید. در این زمان کاملا روی فرزند نوجوان خود تمرکز کنید. اجازه ندهید که چیزی حواس‌تان را پرت کند. در این زمان کارهای دیگر را کنار بگذارید.

همین ارتباط رودررو می‌تواند کمک کند تا افسردگی فرزند نوجوان شما کمتر شود. به یاد داشته باشید که حرف زدن درمورد افسردگی یا احساسات اوضاع را خراب‌تر نمی‌کند، ولی حمایت شما می‌تواند نقش خیلی مهمی در بهبود او داشته باشد.
2. با تنهایی او بجنگید

هرکاری که می‌توانید انجام دهید تا پلی برای برقراری ارتباط بین فرزند نوجوان خود و اجتماع باشید. او را تشویق کنید که با دوستانش بیرون برود یا دوستانش را دعوت کنید تا به خانه‌ی شما بیایند.

فعالیت‌هایی را انجام دهید که خانواده‌های دیگر را هم درگیر می‌کند. به فرزند خود این فرصت را بدهید تا افراد جدید را بشناسد و دوستان جدید پیدا کند.
3. فرزندتان را مشغول کنید

سرگرمی‌های جدید را به او پیشنهاد بدهید. مثلا ورزش، جلسه‌های بعد از مدرسه، هنر، رقص یا کلاس موسیقی. از علایق و استعدادهای فرزند خود نهایت استفاده را ببرید.

در ابتدا ممکن است که او علاقه و انگیزه‌ی لازم را نداشته باشد. ولی به‌تدریج، هرچه ارتباط بیشتری با دنیا برقرار کند،‌ حالش بهتر می‌شود. نهایتا اشتیاق او برای انجام کارها هم بازمی‌گردد.
4. او را تشویق کنید داوطلب شود

کمک کردن به دیگران یکی از بهترین داروهای ضدافسردگی است. این کار باعث افزایش اعتماد‌ به نفس نیز می‌شود.

به فرزند نوجوان خود کمک کنید تا خیریه‌ای را پیدا کند که به آن علاقه‌مند است و به او هدف می‌دهد. اگر والدین هم به‌ همراه فرزند خود داوطلب شوند، رابطه‌ی آنها خیلی صمیمی‌تر می‌شود.


افسردگی در نوجوانان - سلامت جسمانی مهم است

سلامتی فیزیکی و روحی ارتباط نزدیکی با هم دارند. تنبلی، کم خوابی و تغذیه‌ی بد، افسردگی را بدتر می‌کنند. متأسفانه نوجوانان معمولا این عادت‌‌های بد را دارند. آنها شب‌ها دیر می‌خوابند، غذای ناسالم می‌خورند و ساعت‌ها پای گوشی همراه و کامپیوتر خود می‌نشینند.

شما به عنوان والدین می‌توانید با عادت‌های بد مبارزه کنید. می‌توانید برای فرزند نوجوان خود محیط خانوادگی سالم و حمایت‌کننده‌ای به وجود بیاورید.
1. نوجوان خود را به تحرک وا دارید

ورزش برای حفظ و بهبود سلامت روان ضروری است. بنابراین هر طور که شده است نوجوان خود را به حرکت وا دارید. فرزند نوجوان شما باید در حالت ایده‌آل روزی یک ساعت ورزش کند. ولی ورزش کردن حتما هم نباید خسته‌کننده یا کسل‌کننده باشد.

خلاقانه فکر کنید. از او بخواهید که برقصد، بسکتبال بازی کند، کوهنوردی کند، دوچرخه‌سواری کند یا اسکیت‌بورد بازی کند. هرکاری می‌کند فقط تحرک داشته باشد.
2. زمان استفاده از تلفن همراه را محدود کنید

نوجوانان از اینترنت به عنوان راهی برای فرار از مشکلات‌شان استفاده می‌کنند. ولی استفاده‌ی زیاد از اینترنت زمان فعالیت فیزیکی و رابطه‌ی رودررو با دوستان را کاهش می‌دهد. هر دوی اینها می‌توانند علایم افسردگی را بدتر کنند.
3. غذاهای مقوی و متعادلی آماده کنید

نوجوانان باید مواد مغذی لازم را برای سلامت مغز و بهبود خلق‌وخو دریافت کنند. چیزهایی مانند چربی‌های سالم، پروتئین باکیفیت، میوه‌ها و سبزیجات تازه برای نوجوانان لازم هستند.

خوردن غذاهای شیرین و پرنشاسته، کار مورد‌علاقه‌ی نوجوانان افسرده است. ولی این غذاها تأثیرات منفی زیادی بر حال‌وهوا و انرژی آنها می‌گذارند.
4. نوجوان را تشویق کنید که به اندازه‌ی کافی بخوابد

نوجوانان نیاز دارند که بیشتر از بزرگسالان بخوابند. این خواب به آنها کمک می‌کند تا عملکرد بهینه‌ای داشته باشند. آنها باید 9 تا10 ساعت در شب بخوابند.

نوجوان شما نباید هرشب ساعت‌ها بیدار بماند. او برای داشتن خلق‌وخویی خوب، به چندین ساعت خواب نیاز دارد.


افسردگی در نوجوانان - به روانشناس مراجعه کنید

حمایت و تغییر سبک زندگی، می‌توانند به نوجوانان افسرده کمک کنند. ولی اینها همیشه کافی نیستند. اگر نوجوان به افسردگی شدید مبتلاست، فورا به روان‌شناس مراجعه کنید. روان‌شناسی که به او مراجعه می‌کنید حتما باید به‌طور حرفه‌ای آموزش دیده‌ باشد و در درمان نوجوانان تجربه‌ی کافی داشته باشد.
1. فرزند نوجوان خود را در انتخاب درمان خود سهیم کنید

وقتی متخصص یا برنامه ی درمانی را انتخاب می‌کنید، حتما نظر فرزند نوجوان خود را هم بپرسید. فرزند شما باید انگیزه داشته باشد که در فرایند درمانی شرکت کند. بنابراین تمایلات او را نادیده نگیرید. همه‌ی تصمیمات را به‌تنهایی نگیرید.

هیچ روان‌کاوی نمی‌تواند معجزه کند. یک درمان واحد برای همه موفقیت‌آمیز نیست. اگر فرزند شما راحت نیست یا نمی‌تواند با روان‌کاو یا روان‌شناس خود ارتباط برقرار کند، به‌دنبال شخص دیگری باشید.
2. انتخاب‌های خود را بررسی کنید

با متخصصی که انتخاب کرده‌اید درمورد انتخاب‌هایی که برای درمان دارید صحبت کنید. گفتار درمانی معمولا درمان خوبی برای افسردگی خفیف تا متوسط است.

ممکن است که فرزند نوجوان شما درطول درمان افسردگی، درمان شود. اگر درمان نشد، ممکن است که پزشک دارو هم تجویز کند.

درمان‌های معمول برای افسردگی، روان‌درمانی، دارو درمانی و ایجاد تغییراتی در سبک زندگی هستند.

متأسفانه برخی از والدین احساس می‌کنند که مجبورهستند به جای انواع دیگر درمان از دارو‌های ضدافسردگی استفاده کنند. دلیل آنها این است که داروهای ضدافسردگی ارزان‌تر هستند و وقت کمتری می‌گیرند.

ولی معمولا شما آن‌قدر وقت دارید که تمام انتخاب‌های خود را بررسی کنید. مگر اینکه فرزند شما رفتارهای خطرناکی بروز دهد یا خطر خودکشی او را تهدید کند. در این صورت دارو یا مراقبت دائمی لازم می‌شود.

در تمام موارد، داروهای ضدافسردگی مؤثرترین بخش ار برنامه‌ی درمانی جامع‌تر هستند.
3. داروها خطرات خاص خود را دارند

داروهای ضدافسردگی برای بزرگسالان طراحی و آزمایش شده‌اند. بنابراین تأثیر آنها روی مغزهای جوان و در حال رشد هنوز شناخته شده‌ نیست.

برخی محققین نگران هستند که استفاده از داروهایی مانند پروزاک ممکن است با رشد طبیعی مغز تداخل داشته باشند، به‌خصوص در بخش مدیریت استرس و نیز مدیریت احساسات توسط مغز.

داروهای ضدافسردگی هم خطرات و اثرات جانبی مخصوص به خود را دارند. این خطرات شامل عوارض جانبی مخصوص کودکان و نوجوانان هم می‌شوند. این داروها خطر خودکشی را در نوجوانان و جوانان افزایش می‌دهند.

نوجوانانی که اختلال دوقطبی، سابقه‌ی خانوادگی اختلال دوقطبی یا سابقه‌ی خودکشی داشته‌اند، بیشتر دربرابر این داروها آسیب‌پذیر هستند.

خطرخودکشی در دو ماه اول درمان با داروهای ضدافسردگی در بیشترین حد است. نوجوانانی که داروی ضدافسردگی می‌خورند، باید به دقت تحت مراقبت قرار گیرند. باید دید که آیا علایم افسردگی در آنها بدتر می‌شود یا خیر.

چراغ خطر برای نوجوانانی که از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند؛ اگر این علایم را دیدید حتما با پزشک خود تماس بگیرید:

    افکار وحرف‌هایی درمورد خودکشی
    تلاش برای خودکشی
    افسردگی جدید یا شدیدتر از قبل
    اضطراب جدید یا شدیدتر از قبل
    بی‌قراری یا آشفتگی
    وحشت‌زدگی
    بی خوابی
    بی‌حوصلگی جدید یا بدتر از قبل
    رفتارهای خشن، پرخاشگری و عصبانیت
    انجام کارهای خطرناک از روی هوس
    رفتار یا حرف‌‌ زدن بیش‌فعالانه
    تغییرات غیرطبیعی در رفتار


افسردگی در نوجوانان - در کنار فرزند خود باشید

افسردگی درمان

حالا فرزند نوجوان شما تحت درمان افسردگی قرار دارد. بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که به حرف‌های او گوش دهید. فرزند شما باید بداند که شما همیشه کنارش هستید و از او حمایت می‌کنید.

نوجوان شما حالا بیشتر از همیشه به شما نیاز دارد. او نیاز دارد تا بداند که برایتان ارزش دارد، او را دوست دارید و به او اهمیت می‌دهید.
1. او را درک کنید

زندگی کردن با یک نوجوان افسرده می‌تواند خیلی سخت و خسته‌کننده باشد. گاهی اوقات حس می‌کنید که واقعا خسته ونا‌امید شده‌اید. حس می‌کنید فرزندتان دست رد به سینه‌ی شما می‌زند. از دست او کلافه می‌شوید و ممکن است احساسات منفی زیادی داشته باشید.

در این دوران سخت، باید به یاد داشته باشید که فرزند شما عمدا شما را آزار نمی‌دهد. او هم زجر می‌کشد. پس باید تلاش کنید تا صبور باشید و او را درک کنید.
2. در فرایند درمان شرکت کنید

اطمینان حاصل کنید که فرزند شما همه‌ی دستورات پزشک را رعایت می‌کند. مطمئن شوید که به جلسات درمانی می‌رود و دارو‌های خود را به‌موقع می‌خورد.

به تغییراتی که در شرایط او به وجود آمده‌اند دقت کنید. اگر علایم او بدتر به نظر رسیدند، حتما به پزشک مراجعه کنید.
3. صبور باشید

درمان افسردگی نوجوانان کار آسانی نیست، پس صبور باشید. از هر موفقیت کوچکی خوشحال شوید. برای شکست‌های گهگاه آماده باشید.

از همه مهم‌تر خودتان را مورد قضاوت قرار ندهید. خانواده‌ی خود را با سایرین مقایسه نکنید. شما باید بدانید که همه‌ی تلاش خود را می‌کنید و هر طور که می‌توانید به فرزند نوجوان خود کمک می‌کنید.
گام پنجم: از خودتان و سایر اعضای خانواده مراقبت کنید

به عنوان والدین، احتمالا تمام انرژی و توجه خود را صرف فرزند نوجوان‌تان می‌کنید و گاهی اوقات نیازهای خود و سایر اعضای خانواده را نادیده می‌گیرید.

ولی بسیار مهم است که در این دوران سخت از خودتان هم مراقبت کنید.

از همه مهم‌تر اینکه از کمک و حمایت سایرین استفاده کنید. حتما نباید همه‌ی کارها را خودتان به‌تنهایی انجام دهید. خانواده و دوستان می‌توانند به شما کمک کنند.

اگر افرادی را در کنار خود داشته باشید که به شما کمک کنند، سلامت و مثبت می‌مانید. به این صورت می‌توانید روی درمان نوجوان خود تمرکز کنید.
1. احساسات خود را سرکوب نکنید

اشکالی ندارد که احساس خستگی، کلافگی، بی‌پناهی و افسردگی داشته باشید. از دوستان خود کمک بخواهید. در گروه‌های حمایتی شرکت کنید یا برای خودتان هم به روان‌درمانگر مراجعه کنید.

وقتی درمورد احساسات خود با دیگران صحبت می‌کنید، از شدت احساسات‌تان کاسته می‌شود.
2. مراقب سلامتی خود باشید

استرس فرزند نوجوان می‌تواند روی خلق‌وخو و احساسات شما هم تأثیر بگذارد. بنابراین از سلامت و خوشبختی خود محافظت کنید. غذاهای خوب بخورید، به اندازه‌ی کافی بخوابید و برای کارهای موردعلاقه‌ی خود وقت بگذارید.
3. با خانواده‌ی خود حرف بزنید

درمورد مسئله‌ی افسردگی در نوجوانان سکوت نکنید. این کار از سایر فرزندان شما «محافظت» نمی‌کند. کودکان می‌دانند که اتفاق بدی افتاده است.

وقتی چیزی به آنها نمی‌گویید، تخیلات آنها معمولا به نتیجه‌های خیلی بدتری می‌رسد. درمورد اتفاقی که افتاده است، حرف بزنید. به کودکان خود اجازه دهید تا سؤال بپرسند و درمورد احساسات خود صحبت کنند.
4. خواهر و برادرها را فراموش نکنید

افسردگی یکی از کودکان شما می‌تواند موجب اضطراب و نگرانی سایر اعضای خانواده شود. بنابراین باید کاری کنید کودکان «سالم» شما جا نمانند. خواهر و برادرها به توجه مشخص و کمک حرفه‌ای نیاز دارند تا با احساسات خود درمورد شرایط موجود کنار بیایند.
5. خودتان را سرزنش نکنید

ممکن است بخواهید خودتان یا اعضای دیگر خانواده را برای افسردگی فرزند نوجوان‌تان سرزنش کنید. این کار فقط استرس شما را بیشتر می‌کند.

به‌علاوه عوامل افسردگی معمولا مختلف هستند و به جز در مواردی که صدمه‌ی فیزیکی یا اهمال اتفاق افتاده باشد، احتمال آن خیلی کم است که خانواده‌ی فرد در این عوامل مقصر باشند.
 

منبع : https://keramatzade.com/Depression-in-adolescents