آیا به زن بودن خودتان افتخار میکنید؟
۱. مهربانتر بودن
و یادمان باشد در کنار هر مرد موفقی ،یک زن توانمند دیده میشود.که باعث بالا بردن اعتماد بنفس آقا شده و حامی او بوده است.
علل افسردگی در دختران

● چرا دخترها آسیب پذیرتر هستند؟!
افسردگی و اضطراب دختران جوان از استرس های زندگی در زمان های خاص به وجود می آید. اگر دقیق تر به این قضیه نگاه کنیم، متوجه می شویم دخترها نسبت به این شرایط آسیب پذیرتر هستند و بیشتر اوقات فراموش می کنند چگونه باید رفتار کنند و حتی چه چیزهایی را بپذیرند. زمانی که دخترها دچار افسردگی ناشی از اضطراب می شوند، باید در محیطی آرام باشند و با شخصی صحبت کنند تا به آرامش برسند. این محیط آرام همان خانه است که همه احساس آرامش بیشتری در آن می کنیم. این دختران هرچه در سنین پایین تر باشند تاثیرپذیرتر هستند، طوری که با کوچک ترین ضربه ای تمام رویاهای شان به خاکستر تبدیل می شود. در چنین شرایطی، دخترها سعی می کنند به نوعی بر احساسات شان غلبه کنند و بدون آن که مهارتی در این زمینه داشته باشند یا حتی برای خود دوستی انتخاب می کنند ولی نمی دانند که چگونه باید با دوستان شان بمانند.
● وقتی وزن افسرده ات می کند
موضوع دیگری که باید توجه کنید، تناسب اندام است که این روزها بحث داغ دخترهاست.
زیبایی،
تناسب اندام و حتی مسئله آرایش بعضی از دختران را از لحاظ روحی تحت فشار
قرار می دهد. جالب این است که این موضوع به گونه ای است که همه دختران در
نسل های مختلف فشار آن را تحمل می کنند. متاسفانه، امروزه دخترها با شکل
ظاهرشان مورد قضاوت قرار می گیرند و این تنها واقعیتی است که دخترها را به
سمت افسردگی سوق می دهد. به هر طرف که نگاه می کنیم دورتادورمان تبلیغاتی
در مورد لزوم تناسب اندام دختران جوان می بینیم و این ضربه شدیدی برای
دخترهایی است که دنبال لباس ها با سایز بزرگ هستند نه کوچک و این قضیه آن
ها را عذاب می دهد. دخترها در محیط های متفاوتی ظاهر می شوند و دائما این
محیط ها در حال عوض شدن هستند مثل مدرسه، دانشگاه و محل کار؛ اگر در این
محل ها بحث روز مسائلی مثل تناسب اندام باشد هرکس که این گونه نیست استرس
زیادی را متحمل خواهد شد و حتی ممکن است فردی منزوی و دور از جمع شود.

● وقتی می ترسید حرف بزنید
یکی از مهم ترین علائم اضطراب، نداشتن اعتماد به نفس است؛ افرادی که اعتماد به نفس ندارند حتی نمی توانند عقاید و احساسات خود را به خوبی بیان کنند و این مسئله بسیار مهمی است که باید به صورت مداوم مورد درمان قرار گیرد.
اگر یک دختر جوان هستید هرچه سریع تر اعتماد به نفس خود را پیدا کنید. افسردگی در کمین آن است. فکرهای پوچ را کنار بگذارید و دوباره خود را در آینه ببینید. اگر بخواهیم با این حس جلو برویم به جایی نمی رسیم. پس گام اول را بردارید؛ عقاید خود را به طور محکم بیان کنید و مطمئن باشید اعتماد به نفس در همان آینه است که در روبه روی آن ایستاده اید. خجالت را کنار بزنید، تا اعتماد به نفس به شما لبخند بزند.
● هرچه زودتر به خودتان بیایید
ترس
از رفتار اجتماعی در جامعه می تواند وحشتناک ترین ضربه های شدید روحی را
به شما وارد کند. سپس رفتار خود را درست کنید قبل از آنکه همه چیز زندگی
تان را خراب کند چون افسردگی مراحل مختلفی دارد که هرچه پیشرفته تر شود
تشخیص و درمان آن سخت تر است. شما نیز از این شرایط رنج می برید؟ پس هرچه
زودتر خودتان به خودتان کمک کنید. ترس و اضطراب را دور بریزید تا مشکلات
تان بزرگ تر شود.

یک راهنمایی: تحقیقات نشان داده است که اضطراب ریشه در دوران کودکی دختران دارد و کم کم با آن ها بزرگ و بزرگ تر شده و تا در دوران جوانی شکل کاملی به خود می گیرد و حاد می شود و این منجر به دورماندگی از اجتماع می شود اما بدانید هیچ وقت دیر نیست؛ تا دیر نشده درمانی برای غلبه بر آن پیدا کرده و با این مشکلات خداحافظی کنید.
زبان بدن چیست؟

مقدمه:ارتباط افراد با یکدیگر، ۳۰ درصد کلامی و ۷۰ درصد غیر کلامی است. یعنی انسان ها بدون استفاده از واژه ها می توانند با هم ارتباط داشته باشند. بنابراین رفتار بدن یا زبان بدن مورد توجه رفتارشناسان و روانکاران قرار گرفته است. به این دلیل است که آدم ها بدون اینکه از واژه ها استفاده کننند ،می توانند با وضعیت و حرکات بدنشان با هم ارتباط برقرار بکنند و به صورت خودآگاه یا نا خودآگاه منظور همدیگر را متوجه شوند.
زبان بدن ،نشان دهنده شخصیت شما می باشد و بعضی از حرکات درصورت، دستها، پاها و دیگر اعضای بدن میتواند به فاششدن افکار و روحیات مخاطب کمک کند. حتی زمانی که یک شخص با شما صحبت نمیکند، نشانههایی درصورت، بدن، پاها و دستهای او وجود دارد که میتواند بدون آنکه خود او متوجه شود به شما در خواندن فکر او کمک کند. در حقیقت همه انسانها بهطور ناخودآگاه حرکاتی از بدن خود نشان میدهند .
کنار زدن موها از
روی صورت،لبخند زدن،پلک
زدن بیش از حد،گزیدن
لبها،خاراندن
بینی،بستن
یا مالش چشمهاو...
انواع اختلالات شخصیت:
اختلال های شخصیت،مانند صفات شخصیت،با الگو های با دوام رفتار مشخص میشوند.اما در رابطه با اختلال های شخصیت،این الگو ها انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه هستند و مشکلاتی را در عملکرد اجتماعی،شخصی،یا شغلی ایجاد می کنند.

انواع اختلالات شخصیت:
سیستم DSM،ده نوع اختلال شخصیت را مشخص می کند که طبق ویژگی های رفتاری آنها ،در سه مجموعه کلی سازمان یافته اند:
مجموعه الف:رفتار عجیب و غریب یا نا متعارف.این مجموعه،اختلال های شخصیت پارانوئید،اسکیزوئید،و اسکیزوتایپی را شامل می شود.
مجموعه ب:رفتاری که بیش از حد نمایشی،هیجانی،یا دمدمی است.این مجموعه از اختلال های شخصیت ضداجتماعی،مرزی،نمایشی،و خودشیفته تشکیل می شود.
مجموعه ج:مضطرب یا بیمناک..این مجموعه،اختلال های شخصیت دوری جو،وابسته،و وسواسی را در بر می گیرد.
اختلال شخصیت پارانوئید:
صفات اصلی مرتبط با این اختلال سو ءظن کلی در مورد انگیزه ها و مقاصد دیگران و گرایش به تعبیر کردن رفتار دیگران به صورت تهدیدکننده است.با این حال،افراد مبتلا به این اختلال،تفکر آشفته اسکیزوفرنی پارانوئید را نشان نمی دهند.آنها به دیگران اعتماد ندارند و به خاطر همین روابطشان مختل می شود.
اختلال شخصیت اسکیزوئید:
با انزوای اجتماعی و بی علاقگی به روابط اجتماعی مشخص می شود.افراد مبتلا به این اختلال آدم های تنهایی هستند.آنها نسبت به دیگران احساس صمیمانه و محبت آمیز ندارند.آنها دوستان معدودی دارند و بعید است که ازدواج کنند و هیجانات سطحی نشان می دهند.یعنی،به ندرت دستخوش هیجانات نیرومندی مانند خشم،شادی،یا غم می شوند.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:
با مشکلاتی در برقرار کردن روابط نزدیک با دیگران،غرابت فکر،ادراک،یا رفتار،مانند خیالپردازی و سوء ظن مفرط،احساس های غیر واقعی بودن،با استفاده عجیب و غریب از کلمات مشخص می شود.افراد مبتلا به این اختلال ممکن است عقاید عجیب و غریبی داشته باشند یا رفتار های عجیبی نشان دهند(مانند اعتقاد داشتن به اینکه می توانند آینده را پیش بینی کنند)ولی افکار و رفتار آنها به اندازه افکار و رفتار افراد مبتلا به اسکیزوفرنی،آشفته نیستند.
اختلال شخصیت مرزی:
افراد مبتلا به این اختلال خلق پر آشوب و بی نظم دارند،الگو های رابطه آنها پر تب و تاب است و نتوانسته اند خودانگاره ی با ثباتی را تشکیل دهند.امکان دارد که آنها مستعد رفتار تکانشی و برون ریز باشند.
اختلال شخصیت نمایشی:
افرادی را توصیف می کند که رفتار بیش از حد نمایشی و هیجانی دارند و توقع زیادی دارند که کانون توجه دیگران باشند.آنها نیاز های نیرومند و ارضانشده ای برای اطمینان آفرینی،تحسین،و تایید دارند.
اختلال شخصیت خودشیفته:
افراد مبتلا به این اختلال خود انگاره ی متکبر یا بزرگ منش دارند.آنها خود را به صورت افرادی که استعداد یا زیبایی استثنایی دارند و به تعریف و تمجید مداوم نیاز دارند در نظر می گیرند.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی:
افراد مبتلا به این اختلال به تمایلات،نیازها،و احساسات دیگران و همین طور به آداب و رسوم و مقررات اجتماعی اهمیتی نمی دهند.رفتار ضداجتماعی دیگران ممکن است آنها را با قانون درگیر کند.با این حال،ممکن است جذابیت سطحی نشان دهند و هوش آنها حداقل در سطح متوسط است.ویژگی های برجسته ی این اختلال عبارتند از:فقدان احساس گناه یا ندامت در مورد بدرفتاری هایشان و عدم نگرانی در مورد تنبیه بالقوه برای رفتارشان.آنها قادر نیستند از تنبیه درس بگیرند یا روابط معنی داری با دیگران برقرار کنند.
اختلال شخصیت دوری جو:
افراد مبتلا به این اختلال ترس آنچنان نیرومندی از طرد دارند که بدون اطمینان آفرینی قوی در مورد پذیرش،اغلب مایل نیستند روابطی تشکیل دهند.در نتیجه،آنها خارج از خانواده خود،روابط نزدیک معدودی دارند.اما آنها برخلاف افراد مبتلا،اختلال شخصیت اسکیزوئید،تمایل نیرومندی به داشتن روابط دارند و می توانند احساس های صمیمانه را نسبت به دیگران پرورش دهند.نام دیگر این اختلال،اختلال شخصیت اجتنابی است.
اختلال شخصیت وابسته:
افراد مبتلا به این اختلال بیش از حد به دیگران وابسته هستند و در تصمیم های مستقل،مانند تصمیم گیری درباره ی اینکه چه لباسی بخرند،یا با چه کسی قرار ملاقات بگذارند یا کجا زندگی کنند،مشکل دارند.
اختلال شخصیت وسواسی:
افراد مبتلا به این اختلال نیاز شدیدی به نظم و توجه به جزئیات دارند،کمال گرا هستند،و شیوه ی بسیار خشک ارتباط برقرار کردن با دیگران دارند.صفات شخصیت مرتبط با اختلال های شخصیت در بسیاری از افراد یافت می شوند،اما آنها با شدت بیشتری در افراد مبتلا به این اختلال ها ابراز می شوند.
نکته:
عوامل علیتی این اختلالات،ارثی،ژنتیکی و اجتماعی هست.و روش درمانش هم رفتار درمانی و روان درمانی هست.
تفاوت زن و مرد از لحاظ

مردان و زنان از لحاظ:
*مهارت های حرکتی
*تحلیل فضایی
*استعداد ریاضی
*ادراک
*توانایی های کلامی
با یکدیگر تفاوت دارند.که این تفاوت بدلیل نیمکره های مغز و تفاوت استفاده از آنها می باشد.
-نه تنها ساختار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد،بلکه مردان و زنان از مغزشان به طرز متفاوتی استفاده می کنند.در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشته که به آنها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.از طرف دیگر در مردان ارتباط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را می دهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
عزیزان بدلیل ایام امتحانات دانشگاه موفق نشدم بروز کنم.
دوستان